در همیشه باز (حکایت)

چند کلمه کلیدی

 

مردی در گوشه ای به راز و نیاز به درگاه الهی می پرداخت و چنین می گفت:

 

خداوندا، کریما، آخر دری بر من بگشای.

 

صاحبدلی از آن جا گذر می کرد سخن مرد شنید و گفت:

 

ای غافل این در کی بسته بوده است!

 

 

منبع:روزنامه خراسان


ارسال برای دوستان
به اشتراک بگذارید

مطالب مرتبط

ادب و هنر

به گزارش ستاره ها؛ روزنامه فرهیختگان با بهزاد فراهانی گفتگویی کرده که بخش هایی از آن را در ادامه می خوانید: در کودتای......

پخش اخبار زنده