کتاب قصه ام کو؟

 

کتاب قصه ام کو؟


کتاب قصه ام کو؟

همان كه عكس گل داشت

همان كه روی جلدش

دو گربه تپل داشت

 

**********

 

كنار گربه ها بود

دو جوجه طلایی

كتاب قصه من

به من بگو كجایی

 

***********

 

كاشكی یادم می آمد

ترا كجا گذاشتم

هنوز ترا نخواندم

چون كه سواد نداشتم

 

 

منبع: سایت کودکستان

قصه ,قصه کودکان, قصه گو, نوار قصه ,قصه های کودکانه, قصه های کودکانه, قصه برای کودکان, قصه کودک, شعر های کودکانه, شعر کودک, شعر کودکانه, کودکان, شعر خواندن, سرگرمی,سرگرمی و,بازی و سرگرمی,سایت سرگرمی,تفریح و سرگرمی,سایتهای سرگرمی,سرگرمی کودکان,سرگرمی های کودکانه,چیستان,لطیفه,داستان,شعر های کودکانه,آموزش نقاشی کودکان,کاردستی,آموزش کاردستی قصه ,قصه کودکان, قصه گو, نوار قصه ,قصه های کودکانه, قصه های کودکانه, قصه برای کودکان, قصه کودک, شعر های کودکانه, شعر کودک, شعر کودکانه, کودکان, شعر خواندن, سرگرمی,سرگرمی و,بازی و سرگرمی,سایت سرگرمی,تفریح و سرگرمی,سایتهای سرگرمی,سرگرمی کودکان,سرگرمی های کودکانه,چیستان,لطیفه,داستان,شعر های کودکانه,آموزش نقاشی کودکان,کاردستی,آموزش کاردستی

ارسال برای دوستان
به اشتراک بگذارید

مطالب مرتبط

قصه ی رودخانه ی تنها
    یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربان هیچ کس نبود. در کنار یک کوهستان زیبا رودخانه ای وجود داشت که......
شعر کودکانه ماه آسمون
تو که ماه بلند آسمونی منم ستاره می شم و دورتو می گيرم تو که ستاره مي شی دورمو می گيری منم ابر می شم،......
شعر کودکانه خروس آواز خون
        خروس داره ميخونه چشمات واكن پاشو با چشمه و پرنده دوباره هم صدا شو پر شده كوچه هامون از صداي......
دویدم ودویدم.
        دویدم ودویدم به یک سؤال رسیدم کیه که توی دنیا ماهی می ده به دریا؟ برف و تگرگ می سازه درخت و......
برای علی اصغر حسین
        برای علی اصغر حسین (ع) کودکی که پر کشید و رفت   خالی است جای کوچکش   خاک کربلا همیشه ماند   تشنه‌ی......
آرزوی زرافه کوچولو
    زرافه کوچولو آرزوهای عجیب و غریبی داشت.یک شب آرزو کرد که گردنش خیلی خیلی دراز باشد. همان موقع، فرشته......
داستان شیر بد جنس و روباه باهوش
    یکی بود یکی نبود. در جنگلی بزرگ و سرسبز شیری پیر زندگی می کرد. او آن قدر پیر شده بود که دیگر نمی......
داستان زیبای شنل قرمزي
        روزي روزگار ، دختر كوچكي در دهكده اي نزديك جنگل زندگي مي كرد . دخترك هرگاه بيرون مي رفت يك شنل......
شعر کودکانه نان تازه
دانيد من كه هستم؟من نان تازه هستم خوش عطرم و برشته عطرم به جان سرشته   زينت سفره هايمقوت دست و پايم   حاصل......
جشن تکلیف
  نماز،گفتگو با خداست       اونروز که جشن تکلیف تو مدرسه به پا شد در دل کوچک من شور و شری به پا شد گفتم......

پخش اخبار زنده