تو حوض خونه ما

 

تو حوض خونه ما

تو حوض خونه ما


ماهيهاي رنگارنگ


بالا
و پايين مي رن


با پولکاي قشنگ


کلاغه تا مي بينه

کنار حوض مي شينه



مي خواد ماهي یگيره






ماهيا تا مي بينن


به زير آبها ميرن



کلاغ شيطون مي شه


زار و پريشون



کلاغ شيطون مي شه


زار و پريشون






کودکان, قصه کودک, قصه, قصه های کودکانه, قصه برای کودک, قصه خواندن, شعر های کودکانه, شعر کودک, شعر تو حوض خونه ما کودکان, قصه کودک, قصه, قصه های کودکانه, قصه برای کودک, قصه خواندن, شعر های کودکانه, شعر کودک, شعر تو حوض خونه ما

ارسال برای دوستان
به اشتراک بگذارید

مطالب مرتبط

قصه ی رودخانه ی تنها
    یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربان هیچ کس نبود. در کنار یک کوهستان زیبا رودخانه ای وجود داشت که......
برای علی اصغر حسین
        برای علی اصغر حسین (ع) کودکی که پر کشید و رفت   خالی است جای کوچکش   خاک کربلا همیشه ماند   تشنه‌ی......
جادوی مار سفید
      سال ها قبل پادشاهی بود که در علم و دانایی شهره ی جهان بود. هیچ چیز از نظر او پنهان نمی ماند و به......
داستان زیبای باغ گلابی
      حامد در حالیکه بشدت خسته و گرسنه بود به کنار باغ مش‌نعمت رسید. از شکاف دیوار نگاهی به داخل باغ......
خونه زیبای ما
  وقتی تو خونه مامان خنده به لب داره دنيا می خنده به ما شادي مياره   بابا که از در مياد با بوسه شيرين براي......
قسمت دوم داستان شنل قرمزی
    قسمت قبل داستان شنل قرمری   ادامه داستان:   گرگ صداي پاي شنل قرمزي را شنيد , به سمت تخت مادر بزرگ......
کتاب قصه ام کو؟
  کتاب قصه ام کو؟ همان كه عكس گل داشت همان كه روی جلدش دو گربه تپل داشت   **********   كنار گربه ها بود دو......
قصه ی آقا غوله و بزهای ناقلا
      داستان ما در یک روز سرد، در یک چمنزار سبز و زیبا اتفاق افتاد. سه بز برادر بودند که با هم در یک......
دویدم ودویدم.
        دویدم ودویدم به یک سؤال رسیدم کیه که توی دنیا ماهی می ده به دریا؟ برف و تگرگ می سازه درخت و......
قصه کودکانه ملکه گل ها
    روزی روزگاری ، دختری مهربان در كنار باغ زیبا و پرگل زندگی می كرد ، كه به ملكه گل ها شهرت یافته بود......

پخش اخبار زنده