کبوتر ناز من

 

 

کبوتر ناز

 

کبوتر ناز من تنها نشسته



دلم براش ميسوزه بالش شکسته



به من نگاه ميکنه غمگين و خسته



مامان جون مهربون بالشو بسته



کبوتر ناز من خوب ميشي فردا




دوباره پر مي کشي تو آسمونها






کبوتر ناز من,قصه کبوتر ناز من, شعر کبوتربال شکسته, شعر کودکانه, کبوتر ناز من,قصه کبوتر ناز من, شعر کبوتربال شکسته, شعر کودکانه,

ارسال برای دوستان
به اشتراک بگذارید

مطالب مرتبط

قصه كلاغ سفيد
      يكي بود يكي نبود غير از خدا هيچكس نبود لانه ي آقا كلاغه و خانم كلاغه توي دهكده ي كلاغها روي يك......
قصه کودکانه ملکه گل ها
    روزی روزگاری ، دختری مهربان در كنار باغ زیبا و پرگل زندگی می كرد ، كه به ملكه گل ها شهرت یافته بود......
کبوتر پر شکسته (شعر کودکانه)
    کبوتر پر شکسته   توی حیاط خونه یک کبوتر نشسته   دارم اونو می بینم انگار بالش......

پخش اخبار زنده