شعر کودکانه جوجه طلایی



شعر کودکانه جوجه طلایی

 


جوجه  جوجه  طلائي


نوكت  سرخ و حنائي



تخم  خود را شكستي


چگونه بيرون جستي



شعر کودکانه جوجه طلاییشعر کودکانه جوجه طلایی



گفتا  جايم  تنگ بود


ديوارش از سنگ  بود



نه پنجره ،  نه در داشت


نه كسي ز من خبر داشت




شعر کودکانه جوجه طلایی

 

 

دادم  به خود يك تکان


مثل رستم پهلوان



تخم خود  را شكستم


اينگونه  بيرون جستم




شعر کودکان, شعر کودک, شعر کودکانه جوجه طلایی,شعر برای کودکان,شعرهایی برای کودکان شعر کودکان, شعر کودک, شعر کودکانه جوجه طلایی,شعر برای کودکان,شعرهایی برای کودکان

ارسال برای دوستان
به اشتراک بگذارید

مطالب مرتبط

قسمت دوم داستان شنل قرمزی
    قسمت قبل داستان شنل قرمری   ادامه داستان:   گرگ صداي پاي شنل قرمزي را شنيد , به سمت تخت مادر بزرگ......
قسمت دوم داستان شنل قرمزی
        گرگ صداي پاي شنل قرمزي را شنيد , به سمت تخت مادر بزرگ دويد لباس خواب مادربزرگ را بر تن كرد......
قصه کودکانه ملکه گل ها
    روزی روزگاری ، دختری مهربان در كنار باغ زیبا و پرگل زندگی می كرد ، كه به ملكه گل ها شهرت یافته بود......
جادوی مار سفید
      سال ها قبل پادشاهی بود که در علم و دانایی شهره ی جهان بود. هیچ چیز از نظر او پنهان نمی ماند و به......
برای علی اصغر حسین
        برای علی اصغر حسین (ع) کودکی که پر کشید و رفت   خالی است جای کوچکش   خاک کربلا همیشه ماند   تشنه‌ی......
دویدم ودویدم.
        دویدم ودویدم به یک سؤال رسیدم کیه که توی دنیا ماهی می ده به دریا؟ برف و تگرگ می سازه درخت و......
قصه ی آقا غوله و بزهای ناقلا
      داستان ما در یک روز سرد، در یک چمنزار سبز و زیبا اتفاق افتاد. سه بز برادر بودند که با هم در یک......
کتاب قصه ام کو؟
  کتاب قصه ام کو؟ همان كه عكس گل داشت همان كه روی جلدش دو گربه تپل داشت   **********   كنار گربه ها بود دو......
قصه ی رودخانه ی تنها
    یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربان هیچ کس نبود. در کنار یک کوهستان زیبا رودخانه ای وجود داشت که......
وقتی موبایل آقا موشه زنگ خورد !
      آقا موشه از صبح زود به آرایشگاه رفته بود تا کمی سبیل هایش را کوتاه کند. آخر می خواست در جشن فارغ......

ادب و هنر

روزنامه ایران نوشت: پوران درخشنده با اشاره به دور تازه تحریم‌ها می‌گوید: کاملاً مشخص است که تحریم‌ها......

پخش اخبار زنده