نهج البلاغه

100 خطبه‏اى از آن حضرت ( ع ) مشتمل بر پيشگوييهايى

اوست خداوندى كه اول است پيش از هر چيز كه اولش پندارند ، آخر است بعد از هر چيز كه آخرش انگارند . از آنرو ، كه اول است بايد كه او را آغازى نباشد و از آن رو كه آخر است بايد كه او را پايانى نبود . شهادت مى‏دهم ، كه هيچ معبودى جز الله نيست ، شهادتى كه در آن نهان و آشكار و دل و زبان هماهنگ‏اند .

اى مردم ، دشمنى با من شما را به گناه نكشاند و نافرمانى از من شما را به سرگشتگى دچار نسازد . چون چيزى از من شنويد به گوشه چشم ، به انكار ، به يكديگر اشارت مكنيد . پس سوگند به آنكه دانه را شكافته و جانداران را آفريده ، كه آنچه به شما خواهم گفت ، سخنى است از پيامبر امّى ( صلى اللّه عليه و آله ) آنكه اين سخن به شما مى‏رساند ، دروغ نگويد و آنكه اين سخن شنيده ، نادان نبوده است كه فهم سخن نكند . گويى مى‏بينم مردى را ، در گمراهى سرآمد همه گمراهان ، كه در شام چون زاغ بانگ مى‏كند . پرچمهايش را در اطراف كوفه برافراشته . چون دهان گشايد ،

چونان توسنى ، كه لجامش را مى‏كشند ، سركشى آغاز كند و در زمين جاى پاى محكم سازد ، ديو فتنه ، فرزندان خود را در زير دندان خرد بسايد و درياى دمان جنگ موجها برانگيزد ، روزها تيره و تار گردد و شبها با رنج و خستگى همراه .

چون كشته‏اش بارور شود و ثمره‏اش برسد ، همانند اشتر مست از خشم ، پاره گوشت را از كنار دهان بيرون افكند و بسى چون صاعقه بسوزاند و براى لشكرهاى فتنه علم بربندد و به راهشان اندازد و آنان چونان شب تاريك و درياى متلاطم پيش آيند .

[ 225 ]

اى بسا ، چنين توفانهايى كوفه را در هم كوبد و گرد بادها زير و زبرش سازد . پس از اندك زمانى جنگجويان ، شاخ در شاخ ، در هم آويزند ، آنكه بر پا تواند ايستاد درو شود و آنكه دروده شده ، زير پاها خرد و ناچيز گردد .

ارسال برای دوستان

پخش اخبار زنده