نهج البلاغه

118 سخنى از آن حضرت ( ع ) على ( ع ) مردم را گرد آورده بود و به جهاد تحريض مى‏كرد . و آنان ، همچنان ، مهر سكوت بر لب ، پاسخى نمى‏دادند . به آنها فرمود :

آيا لال شده‏ايد ؟

قومى گفتند : يا امير المؤمنين اگر شما به راه افتيد ما هم با شما حركت مى‏كنيم . على ( ع ) در خطاب به آن جماعت چنين گفت :

[ 276 ]

چه مى‏شود شما را كه به حق راه نيافته‏ايد و به راه راست عدالت هدايت نشده‏ايد . آيا شايسته است كه در چنين هنگامى من به نبرد با دشمن بيرون آيم ؟ رسم اين است ، كه يكى از سلحشوران و جنگجويانتان كه من مى‏پسندم رهسپار نبرد گردد .

شايسته نيست كه من لشكر و شهر و بيت المال و گردآورى خراج و داورى مسلمانان و نظر در حقوق شاكيان و طلبكاران را واگذارم و با فوجى از لشكر بيرون آيم و در پى فوجى ديگر شتابم و از اين سو به آن سو افتم ، چونان تيرى بى‏پيكان و بى‏سوفار در تركشى خالى . من به منزله محور اين آسيابم كه در جاى خود ثابت است و آسياب به گرد آن مى‏چرخد و ، اگر از جاى كنده شود ، گردش چرخ زبرين آشفته شود و سنگ زيرين از جاى بشود .

خدا داند كه اين رأى ، رأيى بر خطاست . به خدا سوگند ، اگر اميد نمى‏داشتم كه روزى به هنگام رويارويى با دشمن به شهادت مى‏رسم و اى كاش چنين شهادتى برايم مقدّر مى‏شد مركب خويش پيش مى‏كشيدم و بر آن مى‏نشستم و از ميان شما مى‏رفتم و ، تا باد شمال و جنوب مى‏وزيد ، از شما ياد نمى‏كردم . [ فراوان طعن زنندگان ، عيبجويان ، روى گردانان از حق و حيله‏گرانيد چه سود كه در شمار افزون هستيد ، در حالى كه ، ميانه دلهايتان اتفاق اندك است . شما را به راه روشن هدايت ، راه نمودم ، راهى كه روندگانش هلاك نشوند ، جز آنها كه خود خواستار هلاكت باشند . هر كه ايستادگى كند ، رهسپار بهشت است و هر كه بلغزد طعمه آتش دوزخ . ]

ارسال برای دوستان

پخش اخبار زنده

پربیننده ترین خبرها