نهج البلاغه

[ 297 ]

128 سخنى از آن حضرت ( ع ) از حوادث شگرف بصره خبر مى‏دهد :

اى احنف ، گويى كه مى‏بينمش كه در حركت آمده ، با لشكرى كه نه غبارى برمى‏انگيزد و نه بانگ و خروشى برمى‏آورد ، نه از دهنه‏هاى اسبانشان صدايى بر مى‏آيد و نه از اسبانشان شيهه‏اى . زمين را با پاهاى خود ، كه همانند پاهاى شتر مرغ است ، لگدكوب مى‏كنند . [ اين اشارت است به صاحب الزنج ] سپس ، فرمود :

واى بر محله‏هاى آبادتان و خانه‏هاى آراسته‏تان كه چون كركسان ، بالها دارند و چون فيلها خرطومها . ( 1 ) از آن لشكر كسانى هستند كه به سوگ كشتگانشان ننشينند و آن را ، كه از ميانه رفته است ، نجويند . من دنيا را به دور افكنده‏ام و آن را نيك سنجيده‏ام و به چشمى كه درخور آن است در او مى‏نگرم .

هم از اين سخن [ درباره تركان اشارت دارد ]

گويى مى‏بينمشان ، قومى هستند با چهره‏هايى ، گرد و خشن ، چون سپرهاى در پوست گرفته . جامه‏هايشان حرير و ديباست . همه اسبان راهوار را از آن خود كرده‏اند .

بسيار كشتار كنند . آنسان كه مجروحان بر روى مقتولان روند و آنان كه مى‏گريزند ،

كمتر از كسانى باشند كه به اسارت درمى‏آيند .

[ يكى از اصحابش به او گفت : يا امير المؤمنين ، شما را علم غيب داده‏اند . امام ( ع ) خنديد و به آن مرد ، كه از قبيله كلب بود ، چنين فرمود : ] اى مرد كلبى اين علم غيب نيست . بلكه چيزى است كه از صاحب علمى آموخته شده . علم غيب علم به زمان قيامت است و آنچه خدا در اين آيه برشمرده : « خداست كه علم زمان قيامت در نزد اوست » ( 2 ) .

[ 299 ]

اوست كه مى‏داند ، كه در رحمهاى زنان چگونه فرزندى است . پسر است يا دختر ،

زشت است يا زيبا ، سخاوتمند است يا بخيل ، بدبخت است يا نيكبخت ، هيزم آتش دوزخ است يا در بهشت ، همنشين پيامبران . اين است علم غيبى كه جز خدا آن را نداند . جز اينها ، علمى است كه به پيامبرش آموخته و او نيز به من آموخته است . و از خدا خواسته كه سينه‏ام آن را در خود حفظ كند و دلم در درون خود جاى دهد .

ارسال برای دوستان

پخش اخبار زنده