نهج البلاغه

[ 335 ]

148 سخنى از آن حضرت ( ع )

درباره مردم بصره هر يك از آن دو ( 1 ) فرمانروايى را براى خود اميد مى‏دارد ، نه براى دوستش ، و آن را به جانب خود مى‏گرداند . اين دو ميان خود و خدا راهى نگشوده‏اند و پيوندى برقرار نكرده‏اند . هر يك كينه آن ديگر را در دل مى‏پروراند و بزودى نقاب از چهره‏هايشان برخواهند گرفت . به خدا سوگند ، اگر به آنچه مى‏خواهند دست يابند ، هر يك جان آن ديگر را بگيرد و تباه و نابودش سازد .

ستم‏پيشگان برخاسته‏اند ، كجايند آنهايى كه تنها براى پاداش خداوندى مجاهدت مى‏كنند كه راههاى رستگارى پيش پايشان گشاده است و پيش از اين به آنان خبر داده‏اند . براى هر گمراه شدن ، سببى و بهانه‏اى است و هر پيمان شكنى را شبهه‏اى است . به خدا سوگند ، كه من آن كسى نيستم كه بانگ بر سر و سينه زدن عزاداران و آواز خبردهندگان از مرگ را بشنود و سپس بر سر گريندگان حاضر آيد و ،

در آنها ننگريسته ، بگذرد .

ارسال برای دوستان

پخش اخبار زنده