نهج البلاغه

[ 351 ]

153 خطبه‏اى از آن حضرت ( ع )

خردمند با ديده دل پايان كار خويش را مى‏نگرد و فرود و فراز آن را مى‏شناسد .

دعوت‏كننده‏اى يعنى رسول خدا دعوت كرد و زمامدارى زمام كار به دست گرفت .

پس به آن دعوت كننده پاسخ دهيد و از آن زمامدار پيروى نماييد .

به درياهاى فتنه‏ها فرو شدند و به جاى سنتها ، بدعتها را گرفتند . مؤمنان در گوشه‏ها خزيدند و گمراهان و دروغ‏پردازان به سخن درآمدند . ما چون پيرهن كه به تن چسبيده است ، به نبوت نزديكيم . ما ياران نبوت و خازنان نبوت و درهاى ورود به نبوت هستيم . بايد كه از درها به خانه‏ها درآيند ، هر كس نه از دربه خانه درآيد ،

دزدش خوانند .

از اين خطبه

در حق ايشان است آيات كريمه ايمان . آنان گنجينه‏هاى خداى رحمان‏اند . اگر زبان به سخن گشايند ، راست گويند و اگر خاموشى گزينند نه به آن معنى است كه ديگران بر آنان سبقت گرفته‏اند . پيشواى قوم بايد به قوم خود براستى سخن گويد ، به عقل خود رجوع كند . از فرزندان آخرت باشد ، زيرا از آن جهان آمده و به آنجا باز مى‏گردد .

خردمندى كه به ديده دل مى‏نگرد و از روى بصيرت كار مى‏كند ، در آغاز ، بايد بداند كه آنچه مى‏كند به زيان اوست يا به سود او . اگر به سود او بود ، همچنانش پى گيرد و اگر به زيان او بود از انجام ، آن بازايستد . زيرا هر كس بدون علم دست به عملى زند ، چونان كسى است كه بيرون از راه گام مى‏زند ، كه هر چه پيشتر رود بيشتر از مقصود دور گردد . كسى كه بر مقتضاى علم عمل مى‏كند ، همانند كسى است كه در راهى روشن و آشكار راه مى‏سپرد . پس بر بيننده است كه بنگرد كه آيا پيش مى‏رود يا بازپس مى‏گردد . بدان ، كه هر ظاهرى را باطنى است همانند آن . آنچه ظاهرش پاكيزه باشد ، باطنش نيز پاكيزه است و آنچه ظاهرش ناپاك باشد باطنش نيز ناپاك است . پيامبر راستگوى ( صلى اللّه عليه و آله ) فرمود : بسا خداوند بنده‏اى را دوست دارد ، ولى عملش را دوست ندارد . و گاه عملش را دوست دارد ، ولى كننده آن را دوست ندارد .

[ 353 ]

و بدان كه هر عملى را درختى است كه آن عمل به مثابه ميوه آن است . و هيچ درختى از آب بى‏نياز نيست و آبها گونه گونند . هر آنچه آبياريش نيكو درختش نيكو و ميوه‏اش شيرين است و هر آنچه آبياريش بد درختش بد و ميوه‏اش تلخ است .

ارسال برای دوستان

پخش اخبار زنده