نهج البلاغه

[ 523 ]

217 خطبه‏اى از آن حضرت ( ع )

سرايى است كه بلاها از هر سو گردش را گرفته و به غدر و بيوفايى شهرت يافته . نه خود همواره بر يك حال باشد و نه ساكنانش در امان و سلامت به سر برند . حالاتش گونه‏گون است و هر روز نوبت به يكى دهد . در آنجا شادمانى نكوهيده است و امن و آسودگى نتوان يافت . مردم دنيا در دنيا چون هدفهايى هستند كه تيرها بر آنها مى‏بارند . دنيا تيرهايش را بر مردمش مى‏افكند و به مرگى كه بر سرشان مى‏فرستد ، نابودشان مى‏كند .

بدانيد ، اى بندگان خدا ، شما و هر چه از اين دنيا از آن شماست ، به همان راه مى‏رويد كه پيشينيان شما رفته‏اند . كسانى كه عمرهايشان درازتر از عمرهاى شما و خانه‏هايشان آبادتر از خانه‏هاى شما و آثارشان ماندگارتر از آثار شما بود . آوازهايشان به خاموشى گراييد و باد بروتشان فرو نشست و پيكرهايشان فرسوده گرديد و سراهاشان خالى افتاد و آثارشان مندرس شد . كاخهاى بلند و بالشهايى را كه بر آن تكيه مى‏زدند به صخره‏هاى سخت و گورهاى به هم چسبيده و لحدهاى در زمين كنده ، بدل كردند . گورهايى كه آستانه‏اش بر ويرانى بنا گشته و بناهايش از خاك ساخته شده . مكانهايش به هم نزديك و ساكنانش دور . در محله‏اى كه مردمش ترسان و هراسان‏اند . مردمى به ظاهر آسوده و به باطن دل مشغول . به خانه‏هاى خود انس نمى‏گيرند و چون همسايگان با يكديگر نمى‏پيوندند ، هر چند در كنار هم‏اند و خانه‏هايشان به نزديك است . چگونه به ديدار يكديگر توانند رفت ، در حالى كه ،

در آسياب فرسودگى خرد شده‏اند و سنگها و زمين پيكرشان را خورده است . اكنون ،

چنان پنداريد كه شما نيز به همانجا رخت كشيده‏ايد كه آنان كشيده‏اند و گروگان آن خوابگاهيد و آن وديعتگاهتان در كنار گرفته است . چه خواهيد كرد ، اگر كارتان به پايان رسد و زمانتان سر آيد و قبرها دهان گشايد و مردگان بيرون آيند . « آنجا هر كس هر چه كرده است پاداشش را خواهد ديد و همه را به سوى خدا مولاى حقيقيشان باز مى‏گردانند و همه آن بتان كه به باطل مى‏پرستيدند نابود مى‏شود . » 1

ارسال برای دوستان

پخش اخبار زنده