نهج البلاغه

22 خطبه‏اى از آن حضرت ( ع )

آگاه باشيد ، كه شيطان حزب خود را بر انگيخته و سپاه خويش بسيج كرده ، تابار ديگر ، ستم در جاى خود مستقر گردد و باطل به جايگاه خود بازگردد . به خدا سوگند ،

هر چه كوشيدند منكرى از من نديدند ولى ميان من و خود به انصاف داورى نكردند .

از من حقى را مى‏طلبند كه خود آن را واگذاشته‏اند و خونى را مى‏خواهند كه خود ريخته‏اند ( 1 ) اگر مى‏گويند كه من در ريختن آن خون شريكشان بوده‏ام ، مگر نه اين است كه آنها را در آن نصيبى بوده است و اگر آنان خود بتنهايى آن خون ريخته‏اند ، پس جز آنها كسى گناهكار نخواهد بود و به كيفر آن دچارند . هر دليل كه بياورند ، به زيان خود آنهاست .

از مادرى شير مى‏خواهند كه پستانش خشكيده است و مى‏خواهند بدعتى را زنده كنند كه

[ 73 ]

ديگر مرده است . چه نوميد است اين دعوت كننده كيست آنكه فرا مى‏خواند ؟ و به چه چيز بايد پاسخ داد ؟

به هر چه خداوند ميان من و ايشان داورى كند ، بدان خشنودم ، كه او به كردارهاى ايشان آگاه است . اگر سر بر تابند شمشير تيز حوالتشان كنم ، كه شمشير درمان باطل است و ياريگر حق . شگفت در اين است كه مرا به آوردگاه مى‏خوانند و مى‏خواهند كه در نبرد پاى بفشرم . مادرانشان در سوگشان بگريند . هيچگاه كسى نتوانسته مرا از تهديد به جنگ بترساند يا از ضرب شمشير به وحشت افكند . زيرا من در ايمان به خدا به مرز يقين رسيده‏ام و هرگز در دين خود شبهه نياورم .

ارسال برای دوستان

پخش اخبار زنده