نهج البلاغه

[ 555 ]

231

سخنى از آن حضرت ( ع )

گونه‏اى از ايمان است كه ثابت است و در درون دلها جايگزين و گونه‏اى است كه ميان دلها و سينه‏ها عاريت است تا آن روز معلوم [ يعنى مرگ ] ، پس هرگاه خواستيد از كسى بيزارى جوييد ، تأمّل كنيد تا زمان مرگش فرا رسد . اينجاست مرز بيزارى جستن با مرز بيزارى نجستن .

هجرت از ضلالت به هدايت همانگونه ، كه واجب بود باز هم واجب است .

خداوند را به مردم روى زمين نيازى نيست ، چه آنان كه ايمان خويش پنهان دارند و چه آنان كه آشكار كنند . نام مهاجر بر كسى ننهند مگر آنكه حجت خداى بر روى زمين را بشناسد ، پس ، هر كه او را شناخت و به او اقرار آورد مهاجر است . و نام مستضعف بر كسى كه خبر حجت خدا به او برسد و به گوش خود بشنود و در دلش جاى گيرد ، صادق نباشد .

حقيقت امر ما سخت است و بر مردم سخت آيد . كسى آن را نتواند برداشت مگر بنده مؤمنى كه خدا قلبش را براى ايمان آزموده است و حديث ما را فرا نگيرد جز سينه‏هاى امين و خردهاى استوار .

اى مردم از من بپرسيد پيش از آنكه مرا نيابيد [ كه ما به راههاى آسمان داناتريم از راههاى زمين ] . و پيش از آنكه فتنه چونان اشترى گريخته از صاحب خود گام بردارد و مهار خود زير پاى درنوردد و خردمندان را سرگردان سازد .

ارسال برای دوستان

پخش اخبار زنده