نهج البلاغه

[ 557 ]

232

خطبه‏اى از آن حضرت ( ع )

ستايش مى‏كنم او را به شكرانه نعمتش و از او يارى مى‏خواهم بر اداى حقوقش .

پيروزمند است لشكرش ، بلند مرتبه است و بزرگ . و شهادت مى‏دهم كه محمد ( صلى الله عليه و آله ) بنده و پيامبر اوست . مردم را به فرمانبردارى او فراخواند و در جهاد براى پيروزى دينش ، دشمنانش را مقهور ساخت . همدست شدن كافران بر تكذيب رسالت او و سعيشان در خاموش كردن نور او از انجام دادن رسالتش باز نداشت . پس به ريسمان تقوا چنگ در زنيد ، كه پرهيزگارى را ريسمانى است با دستگيره‏هاى محكم و پناهگاهى است با بلندايى استوار و نفوذناپذير . به پيشباز مرگ و سختيهاى آن رويد و پيش از آنكه بر شما فرود آيد ، پذيراى آن گرديد و پيش از آنكه ، در رسد خود را مهياى آن سازيد . كه قيامت پايان كار است و آن را كه از خرد برخوردار است ، مرگ اندرزدهنده است و براى آنكه از خرد بهره‏اى ندارد مايه عبرت است .

پيش از رسيدن به قيامت خود مى‏دانيد كه تنگى گور است و شدت اندوه نوميدى و بلا و وحشت از منظره آن جهان ديگر و پى در پى رسيدن صحنه‏هاى هول انگيز و در هم شدن استخوانها به سبب شدت فشار و كر شدن گوشها و تاريكى قبر و ترس از وعده عذاب و انباشته شدن گور و سنگ نهادن بر آن .

الله ، الله ، اى بندگان خدا . دنيا شما را بر يك راه [ راه قيامت ] مى‏گذراند و شما و قيامت به يك ريسمان بسته شده‏ايد . گويى كه قيامت نشانه‏هاى خود را آشكار ساخته و طلايه‏هايش نزديك شده و شما را بر راه خود نگه داشته . گويى هم اكنون زلزله‏هايش در رسيده و چون اشترى سينه بر زمين هشته . دنيا از اهل خود بريده است و آنان را از آغوش پرستارى خويش دور ساخته . و گويى سراسر آن روزى بود و گذشت يا ماهى بود و به پايان رسيد . تازه‏اش كهنه شد و فربه آن لاغر گرديد . در جايهايى تنگ و كارهايى درهم و بزرگ . آتشى كه سخت است عذابش و فروزان است ، شعله‏اش و بلند است ، لهيبش و خشمناك است ، خروشش و درخشان است ،

[ 559 ]

زبانه‏اش و انتظار خاموشيش نمى‏رود . آتش گيره‏اش شعله‏ور است . تهديدهايش خوف‏انگيز است . قرارگاهش راه به جايى ندارد و اقطارش غرقه در ظلمت است .

ديگهايش در جوشش است و هر چه هست دشوارى است و مشقت . « و آنان را كه از پروردگارشان ترسيده‏اند گروه گروه به بهشت مى‏برند . » 1 از عذاب ايمن‏اند و از عتاب و سرزنش آزاد و از آتش دور . سرايشان مطمئن و از جايگاه و قرارگاه خود خشنود . اينان ، كسانى بوده‏اند كه اعمالشان در اين دنيا پسنديده بود و چشمانشان اشكبار . در دنيا شبشان ، چون روز بود و همه خشوع و استغفار و روزشان چون شب بود ، در تنهايى و بريدن از مردم . خداوند بهشت را جاى بازگشت آنان گردانيد و ثوابشان ارزانى داشت . آنان سزاوار بهشت و اهل آن بودند و آنها شايسته ثواب خدا بودند ، در ملكى هميشگى و نعمتى برقرار .

پس اى بندگان خدا ، پاس داريد چيزى را كه رستگاران شما ، بدان رستگار شدند و تبهكارانتان با ضايع گذاشتن آن ، زيانمند گشتند . با كردارهاى خود بر اجلهاى خود پيشى گيريد . شما در گرو اعمالى هستيد كه به سلف خريده‏ايد و پاداش اعمالى را مى‏گيريد كه از پيش فرستاده‏ايد . گويى آن حادثه خوفناك بر شما وارد شده و راه بازگشتتان بسته گرديده و از لغزشهايتان رهايى نداريد . خداوند ما و شما را به طاعت خود و فرمانبردارى رسول خود وادارد . و به فضل و رحمتش گناهان ما و شما را عفو كند .

پاى بر زمين محكم كنيد و بر بلاها شكيبا باشيد . مباد كه دستها و شمشيرهاتان را در راه خواهشهاى زبانهاى خود به كار بريد . بر كارى كه بدان مكلفتان نساخته مشتابيد كه هر كس از شما در بستر خود بميرد ، در حالى كه ، حق خداى خود و پيامبرش و خاندان پيامبرش را شناخته باشد ، شهيد مرده است و پاداش آن با خداست و ثواب كارهاى نيكى را كه در نيت داشته به او خواهد داد . نيت وى چون كشيدن شمشيرى است برّان . هر چيز را مدت و پايانى است .

ارسال برای دوستان

پخش اخبار زنده