نهج البلاغه

26 خطبه‏اى از آن حضرت ( ع )

خداوند ، محمد ( صلى اللّه عليه و آله ) را مبعوث داشت كه بيم‏دهنده جهانيان باشد و امين وحى او . و شما اى جماعت عربها ، پيش از آن ، بدترين آيين را داشتيد و در بدترين جايها به سر مى‏برديد و در زمينهاى سنگلاخ و ناهموار مى‏زيستيد و با مارهاى سخت و كرّ همخانه بوديد . آبى تيره و ناگوار مى‏نوشيديد و طعامى درشت

[ 81 ]

و خشن مى‏خورديد و خون يكديگر مى‏ريختيد و از خويش و پيوند بريده بوديد .

بتان در ميان شما برپا بودند و خود غرقه گناه بوديد .

و هم از اين خطبه به هر جاى نگريستم ، براى خود ياورى جز اهل بيتم نيافتم و نخواستم كه آنها به كام مرگ روند . ديده فرو بستم ، با آنكه خاشاك در ديده داشتم و شرنگ نامرادى نوشيدم ، با آنكه استخوان در گلويم شكسته بود و غم گلويم را فشرده بود و من شكيبايى مى‏ورزيدم . و به چيزى تلختر از حنظل ، كه به كامم ريخته بودند ، صبر كردم .

و هم از اين خطبه تا بهايى نگرفت بيعت نكرد ( 1 ) آنكه فروخت سودى نكرد و آنكه خريد خوار و ذليل شد . جنگ را آماده شويد و ساز و برگ نبرد مهيا داريد كه آتش كارزار افروخته شده و شعله آن بالا گرفته است . پايدارى ورزيد كه پايدارى بيش از هر سلاح ديگر پيروزى را ميسر گرداند .

ارسال برای دوستان

پخش اخبار زنده