نهج البلاغه

4 خطبه‏اى از آن حضرت ( ع )

در تاريكى ، راه خود را به هدايت ما يافتيد و بر قله عزّت و سرورى فرا رفتيد و از شب سياه گمراهى به سپيده دم هدايت رسيديد . كر باد ، گوشى كه بانگ بلند حق را نشنود ، كه آنكه بانگ بلند را نشنود ، آواز نرم چگونه او را بياگاهاند . هر چه استوارتر باد ، آن دل كه پيوسته از خوف خدا لرزان است . من همواره در انتظار غدر و مكر شما مى‏بودم و در چهره شما نشانه‏هاى فريب خوردگان را مى‏ديدم . شما در پس پرده دين جاى كرده بوديد و پرده دين بود كه شما را از من مستور مى‏داشت ، ولى صدق نيت من پرده از چهره شما برافكند و قيافه واقعى شما را به من بنمود . براى هدايت شما بر روى جاده حق ايستادم ، در حالى كه ، بيراهه‏هاى ضلالت در هر سو كشيده شده بود و شما سرگردان و گم گشته به هر راهى گام مى‏نهاديد . تشنه بوديد و ، هر چه زمين را مى‏كنديد به نم آبى نمى‏رسيديد . امروز اين زبان بسته را گويا كرده‏ام ، باشد كه حقايق را به شما بگويد . در پرتگاه غفلت سرنگون شود ، انديشه كسى كه به خلاف من ره مى‏سپرد ، كه من از آن روز كه حق را ديده‏ام ، در آن ترديد نكرده‏ام . اگر موسى ( ع ) مى‏ترسيد ، بر جان خود نمى‏ترسيد ، بلكه از چيرگى نادانان و گمراهان مى‏ترسيد .

امروز از ما و شما يكى بر راه حق ايستاده و يكى بر باطل . آنكه به يافتن آب اطمينان دارد ، هرگز ، از تشنگى هلاك نمى‏شود .

ارسال برای دوستان

پخش اخبار زنده