نهج البلاغه

40 سخنى از آن حضرت ( ع )

وقتى شنيد كه خوارج مى‏گويند ، « لا حكم الا للّه » فرمود :

سخن حقّى است كه به آن باطلى خواسته شده . آرى ، حكم جز از آن خدا نيست ،

ولى اينان مى‏گويند كه امارت و حكومت ويژه ، خداوند است و بس ، و حال آنكه ،

مردم را امير و فرمانروايى بايد ، خواه نيكوكار و خواه بدكار ، كه مؤمن در سايه حكومت او به كار خود پردازد و كافر از زندگى خود تمتّع گيرد . تا زمان هر يك به سر

[ 107 ]

آيد و حق بيت المال مسلمانان گرد آورده شود و با دشمن پيكار كنند و راهها امن گردد و حق ضعيف را از قوى بستانند و نيكوكار بياسايد و از شر بدكار آسوده ماند .

در روايت ديگر آمده است ، كه چون سخن ايشان در باب حكميت شنيد فرمود :

حكم خدا را درباره شما انتظار مى‏كشم . در حكومتى كه نيكان بر سر كار باشند ،

پرهيزگار به طاعت حق مشغول است و در حكومت امير ظالم ، بدكردار از زندگى تمتع مى‏جويد . تا زمان هر يك به پايان آيد و مرگش فرا رسد .

ارسال برای دوستان

پخش اخبار زنده

پربیننده ترین خبرها