نهج البلاغه

[ 111 ]

44 سخنى از آن حضرت ( ع )

مصقلة ابن هبيره شيبانى ، اسيران بنى ناجيه را از عامل امير المؤمنين خريد و آزاد كرد و چون على ( ع ) بهاى آن مطالبه نمود ، مصقله نزد معاويه گريخت و على ( ع ) درباره آن فرمود :

خداوند مصقله را از خير دور كناد . كردارش چون سروران آزاده بود و فرارش چون بردگان . ستاينده‏اش را ، هنوز سخن آغاز نكرده ، خاموش ساخت و هنوز زبان به وصف او نگشوده بود كه سرزنش نمود . اگر مانده بود و نمى‏رفت آنچه را كه برايش ميسر بود از او مى‏ستدم و براى باقى ، تا مالى به دستش افتد ،

مهلت مى‏دادم .

ارسال برای دوستان

پخش اخبار زنده