نهج البلاغه

[ 53 ]

5 سخنى از آن حضرت ( ع )

هنگامى كه رسول خدا ( ص ) رحلت كرده بود و ، عباس و ابو سفيان بن حرب از او خواستند كه به خلافت با او بيعت كنند .

اى مردم ، بر دريد امواج فتنه‏ها را به كشتيهاى نجات و ، به راه تفاخر به نژاد و تبار مرويد و ديهيم مباهات به مال و جاه را از سر فرو نهيد . رستگار و پيروز است كسى كه او را ياورانى است و به نيروى آنان قيام مى‏كند و يا تسليم مى‏شود و خود را آسوده مى‏سازد . آبى است بدبو و گنده و ، لقمه‏اى است گلوگير كسى كه مى‏بلعدش .

آن كس كه ثمره بستان خود را پيش از رسيدنش بچيند ، همانند كشاورزى است كه در زمين ديگرى مى‏كارد .

اگر بگويم ، گويند كه آزمند فرمانروايى هستم و گر لب بربندم و خاموشى گزينم ،

گويند ، كه از مرگ مى‏ترسد . چه دورند از حقيقت . آيا پس از آن همه جانبازى در عرصه پيكار ، از مرگ مى‏ترسم ؟ به خدا سوگند ، دلبستگى پسر ابو طالب به مرگ از دلبستگى كودك به پستان مادر بيشتر است . ولى اسرارى در دل نهفته دارم ، كه اگر آشكار كنم ، لرزه بر اندامتان افتد ، چونانكه طناب فرو شده در چاه مى‏لرزد .

ارسال برای دوستان

پخش اخبار زنده