نهج البلاغه

52 خطبه‏اى از آن حضرت ( ع )

گزيده‏اى از اين خطبه را پيش از اين آورديم . در اينجا ، روايت ديگرى از آن را مى‏آوريم . زيرا ميان دو روايت تفاوتهايى است .

بدانيد ، كه دنيا پيوند بريده است و روى در رفتن دارد و بانگ وداع برداشته و خوشيهايش جامه دگر كرده‏اند . آرى ، دنيا پشت كرده و شتابان مى‏رود و ساكنان خود را به سوى فنا مى‏راند و همسايگان خود را به ديار مرگ مى‏كشاند . شهد آن به شرنگ بدل شده و زلال آن تيره گرديده . از آن بر جاى نمانده ، مگر ته مانده‏اى ، به قدر قطره‏اى چند در ته خردك مشكى يا به قدر جرعه‏اى كه روى ريگى را كه در ته قدحى افكنده باشند ، بپوشاند ، كه اگر تشنه‏اى آن را بمكد از او دفع عطش نكند . اى بندگان خدا ، آهنگ سفر كنيد ، از اين سرايى كه ساكنانش دستخوش زوال‏اند . مبادا ، كه در اين سراى فانى گرفتار خواهشهاى نفسانى شويد و نپنداريد ، كه زندگى شما در آنجا به دراز خواهد كشيد .

به خدا سوگند ، اگر چون اشتران فرزند مرده ، ناله سر دهيد و چون ، آواز حزين كبوتران جفت گم كرده زارى كنيد ، و چون راهبان تارك دنيا فرياد برآوريد و مال و فرزند ، رها كرده به سوى خدا رويد تا شما را به خود نزديك سازد و درجت شما فرا برد ، يا گناهى را كه رسولان او در دفتر اعمال نوشته‏اند بزدايد ، هر آينه ، در برابر ثوابى كه براى شما اميد مى‏دارم يا در برابر عذابى كه شما را از آن بيم مى‏دهم ، بس ناچيز است و اندك .

[ 121 ]

به خدا قسم ، اگر از عشق به خداوند يا از ترس او دلهايتان گداخته شود و از شوق و بيم از چشمانتان خون روان گردد و ، تا دنيا باقى است ، در همين حال بمانيد ، اين اعمال و نهايت كوششى كه در طاعت او به كار مى‏بريد ، در برابر نعمتهايى بزرگ كه خدا به شما ارزانى داشته ، هيچ است و در برابر اين موهبت كه شما را به ايمان راه نموده است بى‏مقدار .

و هم از اين خطبه [ در عيد اضحى و قربانى ] شرط كامل بودن قربانى اين است كه گوشش را بنگرند تا سالم باشد ، نه بريده يا شكافته ، و در چشمش عيبى نباشد . پس اگر گوش و چشمش درست بود قربانى كامل است ، هر چند ، شاخ شكسته يا لنگ باشد و لنگ لنگان به سوى قربانگاه رود .

رضى گويد : منسك در اينجا به معنى مذبح ( قربانگاه ) است .

ارسال برای دوستان

پخش اخبار زنده