نهج البلاغه

68 سخنى از آن حضرت ( ع ) در نكوهش اصحابش

چند با شما مدارا كنم ، چونان كه با اشتران جوانى كه كوهانشان از درون ريش است و از برون سالم ، مدارا كنند . يا با كهنه جامه‏اى كه اگر از يك جاى پارگى آن را بدوزند ، از جاى ديگر پاره شود . هر بار كه طلايه لشكر شام از دور پديدار گردد ،

هر يك از شما به خانه خود مى‏گريزيد و در را به روى خود مى‏بنديد . همانند سوسمارى ، كه از بيم ، در سوراخ خود پنهان مى‏شود ، شما نيز به سوراخ خود مى‏خزيد . يا مانند كفتار به لانه پنهان مى‏شويد . به خدا سوگند ، خوار و ذليل كسى است كه شما ياريش كرده باشيد . هر كه شما را چون تير به سوى خصم افكند ، تير سوفار شكسته و بى‏پيكان ، به سوى او افكنده است . به خدا سوگند ، كه به هنگام آرميدن در عرصه آرامش خانه ، شمارتان بسيار است و در زير پرچم نبرد ، اندك .

مى‏دانم داروى درد شما چيست و اين كژى را چگونه راست توان كرد . ولى نمى‏خواهم شما را اصلاح كنم ، در حالى كه خود را تباه كرده باشم . خداوند خوارتان سازد و بدبخت و بى‏بهره گرداند . آنسان كه باطل را مى‏شناسيد ، حق را نمى‏شناسيد و آنسان با باطل مبارزه نمى‏كنيد كه به نابود كردن حق كمر بسته‏ايد .

ارسال برای دوستان

پخش اخبار زنده