تعداد اعضا: ٩٧١٦
جستجو در اشعار:
٩   تعداد ابیات این شعر: خواجوي کرماني شاعر:
اي همه رندان مريد پير ساغر گير ما
خرقه رهن خانه‌ي خمار دارد پير ما
همچنين رفتست در عهد ازل تقدير ما
گر شديم از باده بدنام جهان تدبير چيست
مرغ را باشد صداع از ناله‌ي شبگير ما
سرو را باشد سماع از ناله‌ي دلسوز مرغ
خون درويشان بي طاقت بريزد مير ما
داوري پيش که شايد برد اگر بي موجبي
ورنه معلومست کز حد ميرود تقصير ما
هم مگر لطف تو گردد عذر خواه بندگان
ما شکار افتاده و شير فلک نخجير ما
صيد آن آهوي روبه باز صياد توئيم
اي بسا عاقل که شد ديوانه‌ي زنجير ما
تا دل ديوانه در زنجير زلفت بسته‌ايم
کز کمان نرم زخمش سخت باشد تير ما
از خدنگ آه عالم سوز ما غافل مشو
با جوانان عشرتي دارد بخلوت پير ما
ره مده در خانقه خواجو کسي را کاين نفس
نظرات کاربران راجع به این شعر
نظر: