تعداد اعضا: ٩٧١٨
جستجو در اشعار:
٩   تعداد ابیات این شعر: خواجوي کرماني شاعر:
قند مصر از شور ياقوت تو چون شکر در آب
اي خط سبز تو همچون برگ نيلوفر در آب
مينمايد گرد آتش گردي از عنبردرآب
عنبرين خطت که چون مشک سيه بر آتشست
سبزه‌ي سيراب را بنگر چو نيلوفر در آب
بر گل خودروي رويت کبروي حسن از اوست
پيکرم بين غرقه در خونست چون چنبر در آب
تا بر آب افکند زلفت چنبر از سيلاب چشم
مردم چشمم فرو بردست دايم سر در آب
مردم دريا نينديشد ز طوفان زان سبب
روي زردم بين در آب ديده همچون زر در آب
گر چه زر در خاک ميجويم که از خاکست زر
گر نداند حال دردش گو برو بنگر در آب
عيب مجنون گو مکن ليلي که شرط عقل نيست
وين تن خاکي ز چشم افتاده چون لنگر در آب
کشتيي برخشک ميرانيم در درياي عشق
چشم خونبارش دراندازد روان دفتر در آب
چون بنوک خامه خواجو شرح مشتاقي دهد
نظرات کاربران راجع به این شعر
نظر: