تعداد اعضا: ٩٧١٩
جستجو در اشعار:
٧   تعداد ابیات این شعر: خواجوي کرماني شاعر:
درد غم عشق تو درمان ماست
کفر سر زلف تو ايمان ماست
زانکه رخت شمع شبستان ماست
مجلس ما بيتو ندارد فروغ
آيت سوداي تو در شان ماست
ايکه جمالت ز بهشت آيتيست
هر دو جهان عرصه‌ي ميدان ماست
تا دل ما در غم چوگان تست
صورت اين حال پريشان ماست
زلف سياه تو در آشفتگي
خاک درت چشمه‌ي حيوان ماست
چون نرسد دست بلعل لبت
عاشق و سرگشته و حيران ماست
گفت خيال تو که خواجو هنوز
نظرات کاربران راجع به این شعر
نظر: