تعداد اعضا: ٩٧١٧
جستجو در اشعار:
١١   تعداد ابیات این شعر: خواجوي کرماني شاعر:
وز طره طوق کرده که از مشک چنبرست
نعلم نگر نهاده برآتش که عنبرست
شکر به مي سرشته که ياقوت احمرست
تعويذ دل نوشته که خط مسلسلست
روي چو مه نموده که اين مهر انورست
زلف سيه گشوده که اين قلب عقربست
در تاب کرده طره که هندوي کافرست
در خواب کرده غمزه که جادوي بابلست
وز لب شراب داده که اين آب کوثرست
برقع ز رخ گشاده که اين باغ جنتست
بر برگ گل فشانده غباري که عنبرست
برطرف مه نشانده سياهي که سنبلست
زاغي بباغ برده که خال معنبرست
موئي بباد داده که عود قماري است
وز قند حقه ساخته کاين تنگ شکرست
سيمين علم فراخته کاين سرو قامتست
ابر سيه کشيده که گيسوي دلبرست
قوس قزح نموده که ابروي دلکشست
برگوشوار بسته دروغي که اخترست
از شمع چهره داده فروغي که آتشست
در گوش کرده گفته خواجو که گوهرست
در جوش کرده چشمه‌ي چشمم که قلزمست
نظرات کاربران راجع به این شعر
نظر: