تعداد اعضا: ٩٧١٦
جستجو در اشعار:
٩   تعداد ابیات این شعر: خواجوي کرماني شاعر:
خروش بلبله خوشتر زبانک بلبل مست
سحر بگوش صبوحي کشان باده‌پرست
چه باک چون لب جانبخش و زلف جانان هست
مرا اگر نبود کام جان وعمر دراز
که از کمند محبت کجا تواني جست
اگر روم بدود اشک و دامنم گيرد
چنين که مست بمحراب مي‌رود پيوست
امام ما مگر از نرگس تو رخصت يافت
چو آبگينه دل نازک قدح بشکست
ز بسکه در رمضان سخت گفت عالم شهر
کسي که در صف رندان دردنوش نشست
چگونه از رجام شراب برخيزد
بدين صفت که شدم بيخود از شراب الست
بمحشرم ز لحد بي خبر برانگيزند
مرا که باد بدستست و دل برفت از دست
عجب نباشد اگر آب رخ بباد رود
که باز بر سر پيمانه رفت و پيمان بست
کنون ورع نتوان بست صورت از خواجو
نظرات کاربران راجع به این شعر
نظر: