در حلقه آن کمند دلاويز خوشترست
در خنده آن عقيق شکرريز خوشترست
از خسروي ملکت پرويز خوشترست
فرهاد را ز شکر شيرين حکايتي
از خوابگاه اطلس گلريز خوشترست
بر روي خاک تکيه گه دردمند عشق
مشنو که بادهي طرب انگيز خوشترست
ديگر حديث کوثر و سرچشمهي حيات
ليکن نواي چنگ سحر تيز خوشترست
گو پست باش نالهي مرغان صبح خيز
بزم صبوحيان سحرخيز خوشترست
صبحست خيز کاين نفس از گلشن بهشت
زيرا که بادهي شکرآميز خوشترست
اول بنوش ساغر و وانگه بده شراب
ما را خلاف توبه و پرهيز خوشترست
گر ديگران ز ميکده پرهيز ميکنند
ليکن ميان خطهي تبريز خوشترست
خواجو کنار دجلهي بغداد جنتست