تعداد اعضا: ٩٧١٩
جستجو در اشعار:
١٣   تعداد ابیات این شعر: عبيد زاکاني شاعر:
غلام سايه‌ي چتر خدايگان باشد
هميشه تا سپر مهر زرفشان باشد
که پادشاه جهانست تا جهان باشد
جهانگشاي جوانبخت شيخ ابواسحاق
کسي که بنده‌ي اين شاه کامران باشد
سزد که سر به فلک در نياورد ز علو
که در حمايت آن دولت جوان باشد
خدايگانا گردون پير ميخواهد
هزار چون جم و دارا و اردوان باشد
کمينه بنده‌اي از چاکران اين درگاه
گره گشاي در گنج شايگان باشد
ز بهر سائل و زاير خجسته خامه‌ي تو
ظفر ملازم و اقبال همعنان باشد
براق سير سمند جهان بورت را
کسي که پشت نمايد مگر گمان باشد
گه نبرد ز دشمن کشان به لشگرگاه
چنانکه عادت شاهان خرده‌دان باشد
به زخم گرز گران خورد کن سر اعدا
ز عدل شاه پريشان و ناتوان باشد
چو زلف و چشم بتان هرکه فتنه انگيزد
که پادشاه کم افتد که پهلوان باشد
به روز رزم ببين پهلواني خسرو
عبيد را نه يکي گر هزار جان باشد
فداي خاک در کبريات خواهد بود
بقاي سرمد و اقبال جاودان باشد
بقاي عمر تو بادا که خوشتر از همه چيز
نظرات کاربران راجع به این شعر
نظر: