تعداد اعضا: ٩٧١١
جستجو در اشعار:
٩   تعداد ابیات این شعر: پروين اعتصامي شاعر:
ديد و گفت اين چهره جاي اشک نيست
باغباني، قطره‌اي بر برگ گل
دوش، بر خنديدنم بلبل گريست
گفت، من خنديده‌ام تا زاده‌ام
کاين چه ناهمواري و ناراستيست
من، همي خندم برسم روزگار
گريه‌ي بلبل، ندانستم ز چيست
خنده‌ي ما را، حکايت روشن است
آنکه عمر جاوداني داشت، کيست
لحظه‌اي خوش بوده‌ايم و رفته‌ايم
رفتني هستيم، گر يک يا دويست
من اگر يک روزه، تو صد ساله‌اي
هر که سوي من، بفکرت بنگريست
درس عبرت خواند از اوراق من
آشنا شد با حوادث، هر که زيست
خرمم، با آنکه خارم همسر است
زانکه هست امروز و ديگر روز نيست
نيست گل را، فرصت بيم و اميد
نظرات کاربران راجع به این شعر
نظر: