تعداد اعضا: ٩٧١٩
جستجو در اشعار:
١٣   تعداد ابیات این شعر: سيف فرغاني شاعر:
من تلخ کام مانده در حسرت چنين لب
اي پسته‌ي دهانت شيرين و انگبين لب
زد بوسه‌ي تو ما را چون نان در انگبين لب
بوديم بر کناري عطشان آب وصلت
هر کو نهاده باشد باري دهان برين لب
هرگز برون نيايد شيريني از زبانش
چون تو به گاه خنده، گيري در آستين لب
عاشق از آستينت شکر کشد به دامن
روزي دو ره نهاده خورشيد بر زمين لب
تا در مقام خدمت پيش تو خاک بوسد
تا لعل تر بريزد از کوزه‌ي گلين لب
از بهر آب خوردن باري دهان برو نه
از آرزوي لعلت مالند بر نگين لب
با داغ مهر مهرت اي بس گدا که چون من
هم شکر آب دندان هم پسته آتشين لب
از معجزات حسنت بر روي تو بديدم
زين بوسه‌هاي شيرين درده به شکرين لب
دل تلخکام هجر است او را به جاي باده
چون مرغ بهر دانه از خاک بوسه چين لب
تا چند باشد اي جان پيش در تو ما را
خط نبات رنگت همچون ترانگبين لب
تو سرخ روي حسني تا کرد شير شيرين
همچون گلوي قمري ز آن خط عنبرين لب
چون فاخته بنالم اکنون که مر تو را شد
ز آن سان که در خموشي با لب بود قرين لب
هنگام شعر گفتن شوقت مرا قرين دان
نظرات کاربران راجع به این شعر
نظر: