تو را چون گل وفا آيين نديدم
چو روي تو گل رنگين نديدم
چو خالت نقطهي مشکين نديدم
من اندر مرکز رخسار خوبان
ز مشغولي به مه پروين نديدم
نديدم چون تو کس يا کس چو تو نيست
بت سنگين دل سيمين نديدم
چو تو اي بت رخت را سجده کرده
که چون تو خسرو شيرين نديدم
برآرم نعرهي عشقت چو فرهاد
نه اندر چين ولي من چين نديدم
چو تو در روم نبود دلستاني
که چون او عاشق مسکين نديدم
به سوي سيف فرغاني نظر کن