تعداد اعضا: ٩٧١٨
جستجو در اشعار:
١١   تعداد ابیات این شعر: سيف فرغاني شاعر:
چه فايده است درين التفات ما با تو؟
چو هيچ مي‌نکني التفات با ما تو
چو در ميانه مسافت همين منم تا تو
براي چيست تکاپوي من به هر طرفي؟
خيالم است که در جامه اين منم يا تو
ز بس که خلعت عشق تو جان من پوشيد
ز روي نسبت ما قطره‌ايم و دريا تو
به چشم معني چندان که باز مي‌نگرم
که قطره بحر ببيند تو ما شوي ما تو
پس اين تويي و مني در ميانه چندان است
که دلبران همه سحرند و دست بيضا تو
ترا به بردن دلهاي خلق معجزه‌اي است
که اين وظيفه از آن من است فرما تو
اجل به کشتن من قصد داشت، عشقت گفت
منم به لب شکر و طوطي شکرخا تو
شب وصال دهان بر لبم نهادي و گفت
که در جهان به سخن مي‌شوي هويدا تو
بدان که هست تو را با دهان من نسبت
چو ديد بنده که در دل همي کني جا تو
فدا کند پس ازين جان و دل به دست آرد
توي به وصل خود اين مرده را مسيحا، تو!
ز فرقت تو چو مرده است سيف فرغاني
نظرات کاربران راجع به این شعر
نظر: