(١)
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
(٣)
ما قرآن را بر تو نازل نكرديم كه خود را به زحمت بيفكنى!
(٤)
آن را فقط براى يادآورى كسانى كه (از خدا) مىترسند نازل ساختيم.
(٥)
(اين قرآن) از سوى كسى نازل شده كه زمين و آسمانهاى بلند را آفريده است.
(٦)
همان بخشندهاى كه بر عرش مسلط است.
(٧)
از آن اوست آنچه در آسمانها، و آنچه در زمين، و آنچه ميان آن دو، و آنچه در زير خاك
(پنهان) است!
(٨)
اگر سخن آشكارا بگويى (يا مخفى كنى)، او اسرار -و حتى پنهانتر از آن- را نيز مىداند!
(٩)
او خداوندى است كه معبودى جز او نيست; و نامهاى نيكوتر از آن اوست!
(١٠)
و آيا خبر موسى به تو رسيده است؟
(١١)
هنگامى كه (از دور) آتشى مشاهده كرد، و به خانواده خود گفت: «(اندكى) درنگ كنيد كه من
آتشى ديدم! شايد شعلهاى از آن براى شما بياورم; يا بوسيله اين آتش راه را پيدا كنم!»
(١٢)
هنگامى كه نزد آتش آمد، ندا داده شد كه: «اى موسى!
(١٣)
من پروردگار توام! كفشهايت را بيرون آر، كه تو در سرزمين مقدس «طوى» هستى!
(١٤)
و من تو را (براى مقام رسالت) برگزيدم; اكنون به آنچه برتو وحى مىشود، گوش فراده!
(١٥)
من «الله» هستم; معبودى جز من نيست! مرا بپرست، و نماز را براى ياد من بپادار!
(١٦)
بطور قطع رستاخيز خواهد آمد! مىخواهم آن را پنهان كنم، تا هر كس در برابر سعى و كوشش
خود، جزا داده شود!
(١٧)
پس مبادا كسى كه به آن ايمان ندارد و از هوسهاى خويش پيروى مىكند، تو را از آن بازدارد;
كه هلاك خواهى شد!
(١٨)
و آن چيست در دست راست تو، اى موسى؟!
(١٩)
گفت: «اين عصاى من است; بر آن تكيه مىكنم، برگ درختان را با آن براى گوسفندانم
فرومىريزم; و مرا با آن كارها و نيازهاى ديگرى است.
(٢٠)
گفت: «اى موسى! آن را بيفكن.»