(١)
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
(٣)
اين كتاب از سوى خداوند عزيز و حكيم نازل شده است!
(٤)
ما آسمانها و زمين و آنچه را در ميان اين دو است جز بحق و براى سرآمد معينى نيافريديم; اما
كافران از آنچه انذار مىشوند روى گردانند!
(٥)
به آنان بگو: «اين معبودهايى را كه غير از خدا پرستش مىكنيد به من نشان دهيد چه چيزى از
زمين را آفريدهاند، يا شركتى در آفرينش آسمانها دارند؟ كتابى آسمانى پيش از اين، يا اثر
علمى از گذشتگان براى من بياوريد (كه دليل صدق گفتار شما باشد) اگر راست مىگوييد!»
(٦)
چه كسى گمراهتر است از آن كس كه معبودى غير خدا را مىخواند كه تا قيامت هم به او پاسخ
نمىگويد و از خواندن آنها (كاملا) بىخبر است؟! (و صداى آنها را هيچ نمىشنود!)
(٧)
و هنگامى كه مردم محشور مىشوند، معبودهاى آنها دشمنانشان خواهند بود; حتى عبادت
آنها را انكار مىكنند!
(٨)
هنگامى كه آيات روشن ما بر آنان خوانده مىشود، كافران در برابر حقى كه براى آنها آمده
مىگويند: «اين سحرى آشكار است!»
(٩)
بلكه مىگويند: «اين آيات را بر خدا افترا بسته است!» بگو: «اگر من آن را بدروغ به خدا نسبت
داده باشم (لازم است مرا رسوا كند و) شما نمىتوانيد در برابر خداوند از من دفاع كنيد! او
كارهايى را كه شما در آن وارد مىشويد بهتر مىداند; همين بس كه خداوند گواه ميان من و
شما باشد; و او آمرزنده و مهربان است!»
(١٠)
بگو: «من پيامبر نوظهورى نيستم; و نمىدانم با من و شما چه خواهد شد; من تنها از آنچه بر
من وحى مىشود پيروى مىكنم، و جز بيمدهنده آشكارى نيستم!»
(١١)
بگو: «به من خبر دهيد اگر اين قرآن از سوى خدا باشد و شما به آن كافر شويد، در حالى كه
شاهدى از بنى اسرائيل بر آن شهادت دهد، و او ايمان آورد و شما استكبار كنيد (چه كسى
گمراهتر از شما خواهد بود)؟! خداوند گروه ستمگر را هدايت نمىكند!»
(١٢)
كافران درباره مؤمنان چنين گفتند: «اگر (اسلام) چيز خوبى بود، هرگز آنها (در پذيرش آن) بر
ما پيشى نمىگرفتند!» و چون خودشان بوسيله آن هدايت نشدند مىگويند: «اين يك دروغ
قديمى است!»
(١٣)
و پيش از آن، كتاب موسى كه پيشوا و رحمت بود (نشانههاى آن را بيان كرده)، و اين كتاب
هماهنگ با نشانههاى تورات است در حالى كه به زبان عربى و فصيح و گوياست، تا ظالمان را
بيم دهد و براى نيكوكاران بشارتى باشد!
(١٤)
كسانى كه گفتند: «پروردگار ما الله است»، سپس استقامت كردند، نه ترسى براى آنان است و
نه اندوهگين مىشوند.
(١٥)
آنها اهل بهشتند و جاودانه در آن مىمانند; اين پاداش اعمالى است كه انجام مىدادند.
(١٦)
ما به انسان توصيه كرديم كه به پدر و مادرش نيكى كند، مادرش او را با ناراحتى حمل مىكند
و با ناراحتى بر زمين مىگذارد; و دوران حمل و از شير بازگرفتنش سى ماه است; تا زمانى كه
به كمال قدرت و رشد برسد و به چهل سالگى بالغ گردد مىگويد: «پروردگارا! مرا توفيق ده تا
شكر نعمتى را كه به من و پدر و مادرم دادى بجا آورم و كار شايستهاى انجام دهم كه از آن
خشنود باشى، و فرزندان مرا صالح گردان; من به سوى تو بازمىگردم و توبه مىكنم، و من از
مسلمانانم!»
(١٧)
آنها كسانى هستند كه ما بهترين اعمالشان را قبول مىكنيم و از گناهانشان مىگذريم و در
ميان بهشتيان جاى دارند; اين وعده راستى است كه وعده داده مىشدند.
(١٨)
و كسى كه به پدر و مادرش مىگويد: «اف بر شما! آيا به من وعده مىدهيد كه من روز قيامت
مبعوث مىشوم؟! در حالى كه پيش از من اقوام زيادى بودند (و هرگز مبعوث نشدند)! و آن دو
پيوسته فرياد مىكشند و خدا را به يارى مىطلبند كه: واى بر تو، ايمان بياور كه وعده خدا حق
است اما او پيوسته مىگويد:» اينها چيزى جز افسانههاى پيشينيان نيست!
(١٩)
آنها كسانى هستند كه فرمان عذاب درباره آنان همراه اقوام (كافرى) كه پيش از آنان از جن و
انس بودند مسلم شده، چرا كه همگى زيانكار بودند!
(٢٠)
و براى هر كدام از آنها درجاتى است بر طبق اعمالى كه انجام دادهاند، تا خداوند كارهايشان را
بىكم و كاست به آنان تحويل دهد; و به آنها هيچ ستمى نخواهد شد!