(٢١)
بگو: «در زمين بگرديد و بنگريد خداوند چگونه آفرينش را آغاز كرده است؟ سپس خداوند (به
همينگونه) جهان آخرت را ايجاد مىكند; يقينا خدا بر هر چيز توانا است!
(٢٢)
هر كس را بخواهد (و مستحق بداند) مجازات مىكند، و هر كس را بخواهد مورد رحمت
قرارمىدهد; و شما را به سوى او بازمىگردانند.
(٢٣)
شما هرگز نمىتوانيد بر اراده خدا چيره شويد و از حوزه قدرت او در زمين و آسمان بگريزيد; و
براى شما جز خدا، ولى و ياورى نيست!»
(٢٤)
كسانى كه به آيات خدا و ديدار او كافر شدند، از رحمت من مايوسند; و براى آنها عذاب
دردناكى است!
(٢٥)
اما جواب قوم او ( ابراهيم) جز اين نبود كه گفتند: «او را بكشيد يا بسوزانيد!» ولى خداوند او را
از آتش رهايى بخشيد; در اين ماجرا نشانههايى است براى كسانى كه ايمان مىآورند.
(٢٦)
(ابراهيم) گفت: «شما غير از خدا بتهايى براى خود انتخاب كردهايد كه مايه دوستى و محبت
ميان شما در زندگى دنيا باشد; سپس روز قيامت از يكديگر بيزارى مىجوييد و يكديگر را لعن
مىكنيد; و جايگاه (همه) شما آتش است و هيچ يار و ياورى براى شما نخواهد بود!»
(٢٧)
و لوط به او ( ابراهيم) ايمان آورد، و (ابراهيم) گفت: «من بسوى پروردگارم هجرت مىكنم كه او
صاحب قدرت و حكيم است!»
(٢٨)
و (در اواخر عمر،) اسحاق و يعقوب را به او بخشيديم و نبوت و كتاب آسمانى را در دودمانش
قرار داديم و پاداش او را در دنيا داديم و او در آخرت از صالحان است!
(٢٩)
و لوط را فرستاديم هنگامى كه به قوم خود گفت: «شما عمل بسيار زشتى انجام مىدهيد كه
هيچ يك از مردم جهان پيش از شما آن را انجام نداده است!
(٣٠)
آيا شما به سراغ مردان مىرويد و راه (تداوم نسل انسان) را قطع مىكنيد و در مجلستان
اعمال ناپسند انجام مىدهيد؟! «اما پاسخ قومش جز اين نبود كه گفتند:» اگر راست مىگويى
عذاب الهى را براى ما بياور!
(٣١)
(لوط) عرض كرد: «پروردگارا! مرا در برابر اين قوم تبهكار يارى فرما!»
(٣٢)
و هنگامى كه فرستادگان ما (از فرشتگان) بشارت (تولد فرزند) براى ابراهيم آوردند، گفتند:
سخللّهما اهل اين شهر و آبادى را (و به شهرهاى قوم لوط اشاره كردند) هلاك خواهيم كرد،
چرا كه اهل آن ستمگرند!»
(٣٣)
(ابراهيم) گفت: «در اين آبادى لوط است!» گفتند: «ما به كسانى كه در آن هستند آگاهتريم! او و
خانوادهاش را نجات مىدهيم; جز همسرش كه در ميان قوم (گنهكار) باقى خواهد ماند.»
(٣٤)
هنگامى كه فرستادگان ما نزد لوط آمدند، از ديدن آنها بدحال و دلتنگ شد; گفتند:«نترس و
غمگين مباش، ما تو و خانوادهات را نجات خواهيم داد، جز همسرت كه در ميان قوم باقى
مىماند.
(٣٥)
ما بر اهل اين شهر و آبادى به خاطر گناهانشان، عذابى از آسمان فرو خواهيم ريخت!»
(٣٦)
و از اين آبادى نشانه روشنى (و درس عبرتى) براى كسانى كه مىانديشند باقى گذارديم!
(٣٧)
و ما بسوى «مدين»، برادرشان «شعيب» را فرستاديم; گفت: «اى قوم من! خدا را بپرستيد، و به
روز بازپسين اميدوار باشيد، و در زمين فساد نكنيد!»
(٣٨)
(ولى) آنها او را تكذيب كردند، و به اين سبب زلزله آنان را فراگرفت، و بامدادان در خانههاى
خود به رو در افتاده و مرده بودند!
(٣٩)
ما طايفه «عاد» و «ثمود» را نيز (هلاك كرديم)، و مساكن (ويران شده) آنان براى شما آشكار
است; شيطان اعمالشان را براى آنان آراسته بود، از اين رو آنان را از راه (خدا) بازداشت در
حالى كه بينا بودند.
(٤٠)
و «قارون» و «فرعون» و «هامان» را نيز هلاك كرديم; موسى با دلايل روشن به سراغشان آمد،
اما آنان در زمين برترى جويى كردند، ولى نتوانستند بر خدا پيشى گيرند!