(٤١)
از اين رو ما او و لشكريانش را گرفتيم و به دريا افكنديم در حالى كه در خور سرزنشبود!
(٤٢)
و (همچنين) در سرگذشت «عاد» (آيتى است) در آن هنگام كه تندبادى بىباران بر آنها
فرستاديم،
(٤٣)
كه بر هيچ چيز نمىگذشت مگر اينكه آن را همچون استخوانهاى پوسيده مىساخت.
(٤٤)
و نيز در سرگذشت قوم «ثمود» عبرتى است در آن هنگام كه به آنان گفته شد: «مدتى كوتاه
بهرهمند باشيد (و سپس منتظر عذاب)!»
(٤٥)
آنها از فرمان پروردگارشان سرباز زدند، و صاعقه آنان را فراگرفت در حالى كه (خيره خيره)
نگاه مىكردند (بىآنكه قدرت دفاع داشته باشند)!
(٤٦)
چنان بر زمين افتادند كه توان برخاستن نداشتند و نتوانستند از كسى يارى طلبند!
(٤٧)
همچنين قوم نوح را پيش از آنها هلاك كرديم، چرا كه قوم فاسقى بودند!
(٤٨)
و ما آسمان را با قدرت بنا كرديم، و همواره آن را وسعت مىبخشيم!
(٤٩)
و زمين را گسترديم، و چه خوب گسترانندهاى هستيم!
(٥٠)
و از هر چيز دو جفت آفريديم، شايد متذكر شويد!
(٥١)
پس به سوى خدا بگريزيد، كه من از سوى او براى شما بيمدهندهاى آشكارم!
(٥٢)
و با خدا معبود ديگرى قرار ندهيد، كه من براى شما از سوى او بيمدهندهاى آشكارم!
(٥٣)
اين گونه است كه هيچ پيامبرى قبل از اينها بسوى قومى فرستاده نشد مگر اينكه گفتند:
سخللّهاو ساحر است يا ديوانه!»
(٥٤)
آيا يكديگر را به آن سفارش مىكردند (كه همه چنين تهمتى بزنند)؟! نه، بلكه آنها قومى
طغيانگرند.
(٥٥)
حال كه چنين است از آنها روى بگردان كه هرگز در خور ملامت نخواهى بود;
(٥٦)
و پيوسته تذكر ده، زيرا تذكر مؤمنان را سود مىبخشد.
(٥٧)
من جن و انس را نيافريدم جز براى اينكه عبادتم كنند (و از اين راه تكامل يابند و به من
نزديك شوند)!
(٥٨)
هرگز از آنها روزى نمىخواهم، و نمىخواهم مرا اطعام كنند!
(٥٩)
خداوند روزىدهنده و صاحب قوت و قدرت است!
(٦٠)
و براى كسانى كه ستم كردند، سهم بزرگى از عذاب است همانند سهم يارانشان (از اقوام
ستمگر پيشين); بنابر اين عجله نكنند!