تعداد اعضا: ١٠٩٤٦ تعداد کاربران آنلاین: ۳۹۶
با استفاده از این صفحه میتوانید معنی هر کلمه را در بین شش زبان جستجو کنید.کافی است زبان مبدا و مقصد را انتخاب کنید و دکمه ترجمه را کلیک کنید.
فرهنگ لغت چند زبانه
از زبان
به زبان
شیوه جستجو:
کلمه جستجو:
هارون برادر موسي.
:معنای
هارون برادر موسي.
Aaron
هاروني ، از نسل هارون ، جزو گروه كشيشان پايين درجه مورمن (mormon).
Aaronic
(گ.ش.) گياهي از خانواده هوفاريقون بنام.mucirepyh municylac
Aarons beard
پيشوند لا تين بمعني< دوراز >و< از >و< جدايي >و< غير >مانند ABuse و.Abaxial
Ab
عبا، پارچه عبايي ، مقياس اندازه گيري عرض جغرافيايي.
Aba
كوركردن.
Abacinate
قطعه مربع كاشي معرق.
Abaciscus
قهقرايي ، به عقب ، غافلگير، ناگهان ، منزوي ، پرت.
Aback
[حق.] گاودزدي ، گله دزدي.
Abaction
قطعه مربع كاشي معرق.
Abaculus
چرتكه ، تخته روي سرستون [معماري]، گنجه ظرف ، لوحه مربع موزاءيك سازي.
Abacus
چرتكه.
Abacus
عقب ، پشت ، بطرف عقب.
Abaft
[حق.] واگذاري ، منتقل كردن ، پس گرفتن.
Abalienate
ترك گقتن ، واگذاركردن ، تسليم شدن ، رهاكردن ، تبعيدكردن ، واگذاري ، رهاسازي ، بي خيالي.
Abandon
ترك ، رهاسازي ، واگذاري ، دل كندن.
Abandonment
اره جراحي مغز.
Abaptiston
اره جراحي مغز.
Abaptistum
[تش.] بند جنبنده ، مفصل متحرك.
Abarticulation
پست كردن ، تحقيرنمودن ، كم ارزش كردن.
Abase