تعداد بازدید: ۱۶
تاريخ انتشار: چهارشنبه،۲ خرداد ۱۳۹۷
ساعت انتشار: ۰۱:۳۰
نگاهی به سفرنامه مرحوم امیرحسین فردی؛ هامون، زهکَلوت، و آن حوالی
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، زنده یاد امیرحسین فردی را بیشتر به دلیل رمان‌هایی که نگاشته می‌شناسند، رمان‌هایی هم چون «اسماعیل»، «گرگسالی»، «سیاه چمن» و .... اما از این نویسنده خوش قلم یک سفرنامه هم به یادگار باقی است.«سفرنامه هامون، زهکلوت و آن حوالی» که او در این سفرنامه به  زهکلوت، منطقه‌ای بین استان سیستان و بلوچستان و کرمان و از نظر جغرافیایی به همان منطقه‌ای که داستان «سیاه‌چمن» جریان دارد، می‌پردازد.فردی فرهنگ و آداب و رسوم مردم منطقه را تشریح می‌کند و از محرومیت و زندگی مردمی سخن می‌گوید که از کمترین امکانات زندگی بی‌بهره هستند. نویسنده برای آشنایی بیشتر مخاطبان با جغرافیای منطقه در ابتدای کتاب نقشه محل سفر را نیز درج کرده است.
 در بخشی از این سفرنامه می‌خوانیم: ابتدا چند تایی از مردها سوار وانت می‌شوند. می‌گوییم بچه‌ها را هم بیاورید که فیلم تماشا کنند. مردها از این پیشنهاد خوشحال می‌شوند و بچه‌هایشان را به اسم صدا می‌کنند: «عبدوست، عباس، دادمحمد، بی بی...» اما بچه‌ها همچنان با وحشت نگاه‌مان می‌کنند. ناچار پدرها پایین می‌روند و دست بچه‌ها را می‌گیرند و کشان کشان به طزف ماشین می‌آورند. بچه‌های می‌ترسند. بعضی‌ها ضجه می‌کشند و پا را بر زمین ستون می‌کنند تا از مادر و خانه‌شان جدا نشوند. از راننده می‌پرسم: «چرا این کار را می‌کنند؟» با خنده می‌گوید:«از ماشین می‌ترسند تا حالا سوار نشده‌اند.»در بخش دیگری از کتاب می‌خوانیم؛به نزدیکیِ روستایی می‌رسیم. هنگام عبور از کنار آن، ناگهان شعار مرگ بر گران‌فروش از پشت وانت شنیده می‌شود. از راننده می‌پرسم: «چه خبر است؟ مگر اینجا هم گران‌فروش پیدا می‌شود؟»می‌گوید: «بله، اینجا یک مغازه است که مردم این اطراف از آن جنس می‌خرند، مثل اینکه او هم گران حساب می‌کند، برای همین هم مردم این طور می‌گویند.»شعارِ مرگ بر گران‌فروش، بیشتر از شعار مرگ بر خان تکرار می‌شود. می‌بینم که جای نیش این خان تازه، سوزش بیشتری در جانِ این بندگانِ محروم ایجاد کرده است و به همین دلیل با کینه و خشم آرزوی مرگ این خانی را می‌کنند که تازه متولد شده است.راننده آواز می‌خواند، با صدای بلند و با اشتیاق فرمان را به چپ و راست می‌چرخاند و جادة خاکی را پشت سر می‌گذارد.به زهکلوت می‌رسیم. ماشین‌های دیگر زودتر از ما روستاییان اطراف را آورده‌اند. در یک محوطة باز، پتوها را پهن کرده‌اند و موتور برق هم لامپ‌ها را روشن کرده است. مردمی که جز چراغ‌های کوچک نفتی و احیاناً چراغ‌قوه، منبع نور دیگری در شب نداشته‌اند، با دیدن آن همه روشنایی خوشحال می‌شوند. مسئولان اردو می‌خواهند که زودتر وضو بگیریم و صف‌ها را تشکیل بدهیم که دیر شده است. به سرِ تنها شیر آبی که در آن نزدیکی است می‌رویم. حسین‌آبادی‌ها و چند نفری هم که از روستای بالای حسین‌آباد با ما آمده بودند، به آنجا می‌رسند. ابتدا ما وضو می‌گیریم تا آن‌ها ببینند و یاد بگیرند. وقتی وضوی ما تمام می‌شود، عقب می‌رویم و آن‌ها پیش می‌آیند تا وضو بگیرند و می‌گیرند، اما غلط و اشتباه. بچه‌ها که اصلاً به جای وضو گرفتن دست و صورت می‌شستند. بعضی‌ها فقط دست می‌شستند، بعضی‌ها هم دست و هم صورت.بعد از تلاش بسیار صف‌ها بسته می‌شوند، اما کج! برای اینکه صف بستن برای اهالی آنجا چیز عجیب و تازه‌ای است. آن‌ها نمی‌دانند که اصلاً صف چیست. به‌جرئت می‌توان گفت که آن‌ها به عمر خود به صف نایستاده‌اند. زیرا نه خدمت می‌رفته‌اند و نه کاری به کار حکومت داشته‌اند، و چه بسا که از ملیت خود نیز بی‌اطلاع بوده‌اند. بیشتر مردها و زن‌های پا‌به‌سن فاقد شناسنامه بودند، نه تولدشان در دفتری ثبت می‌شد، نه زندگی و نه مرگشان؛ غریب و گمنام، در آن صحرای درندشت، در کنار احشام خود زندگی می‌گذراندند.بچه‌های اردو، چند بار به میان کلافِ در هم پیچیدة صف‌ها می‌روند تا آن‌ها را نظم بدهند. بین آن‌ها می‌ایستیم و طرز صف ایستادن را یادشان می‌دهیم. خواهرها هم به میان زن‌هایی که از کپرهای اطراف زهکلوت با دیدن روشنایی ـ مثل پروانه‌هایی که به هوای نور آمده باشند ـ به آنجا آمده‌اند، می‌روند تا طرز تشکیل صف نماز جماعت را به آن‌ها بیاموزند. روحانی اردو، در جایگاه امامت جماعت قرار می‌گیرد و برادری با بلندگوی دستی قد قامت الصلوة می‌گوید و سپس تکبیرةالاحرام.همین که صدا از بلندگو برمی‌خیزد، مردم جا می‌خورند، و به آن چیز شیپورمانند که صدا را آن طور بلند می‌کند، چشم می‌دوزند. با کوشش چند نفر از برادران دست‌‌ها را به گوش‌ها می‌برند و کمی نگه می‌دارند و بعد به بغل‌دستی‌های خود نگاه می‌کنند. دست‌ها را می‌اندازند، اما نمی‌دانند با دست‌هایی که اینک بلاتکلیف آویزان مانده است، چه کنند. دست‌ها بی‌اختیار بالا و پایین حرکت می‌کنند. امام جماعت در حال قرائت سورة حمد است. چند نفر از برادران اردو که دیر به نماز رسیده‌اند یاالله‌گویان خود را به صف‌های آخر می‌رسانند و بعد از گفتن انّ اللهَ مع الصّابرین، قامت می‌بندند. همین سر و صدا باعث در هم ریختگی صف‌ها می‌شود. تقریباً همة بچه‌ها و تعداد زیادی از اهالی برمی‌گردند و به عقب نگاه می‌کنند تا ببینند چه خبر است و آن سر و صدا برای چی است. ناچار با بلندگو از آن‌ها خواسته می‌شود که برگردند و صف‌ها را به هم نزنند. آن‌ها دوباره برمی‌گردند و به صدای امام جماعت گوش می‌دهند.رکوع و سجود را ناشیانه به جا می‌آورند. ما که در لای صفوف آن‌ها پراکنده هستیم، «سبحان الله»ها را با صدای بلندی می‌گوییم تا اطرافیان ما نیز بشنوند و تکرار کنند، اما صدایی از جانب آن‌ها به گوشمان نمی‌رسد. در رکوع رکعت دوم متوجه می‌شوم پسرِ هشت نُه ساله‌ای که یک صف جلوتر از من نماز می‌خواند، مرتب برمی‌گردد و با نگرانی نگاهم می‌کند. علت کارش را نمی‌دانم، ولی به هنگام سجده رفتن می‌بینم که زیرشلوار کهنة او پاره است و تمام پشت او پیداست! طفلک در حالی که سعی می‌کند با یک دست درزِ زیرشلوارش را بگیرد تا بدنش دیده نشود، در همان حال سجده هم می‌کند و چون خوب نمی‌تواند این دو کار را با هم انجام بدهد، هرازگاهی برمی‌گردد و با شرم و نگرانی به من نگاه می‌کند و می‌خواهد بفهمد که آیا من متوجه پارگی زیرشلوارش شده‌ام یا نه. من نیز نگاهم را به قطعه‌سنگ صافی که به جای مهر از آن استفاده می‌کنم می‌دوزم و این طور وانمود می‌کنم که متوجه چیزی نشده‌ام، اما تشویش و عذابی که آن پسرک از این بابت می‌کشد، آن قدر آزارم می‌دهد که تصمیم می‌گیرم بعد از تمام شدن نماز جماعت، بار دیگر نمازهایم را بخوانم.به هر حال، سه رکعت مغرب را تمام می‌کنیم. به هنگام خواندن دعای وحدت، برادری که بلندگو در دست دارد، از همة ما می‌خواهد تا دست در دست هم بدهیم و در چنان حالتی دعای وحدت را بخوانیم. ما نیز چنین می‌کنیم. دست‌های اطرافیان را می‌گیریم و بالا می‌بریم و آن برادر، دعا را شمرده‌شمرده می‌خواند و ما هم تکرار می‌کنیم. سمت راستی‌ام مرد میان‌سالی است که دست‌های بزرگ، اما سرد و لزجی دارد. احساس می‌کنم که او می‌ترسد از اینکه مبادا دست من را محکم بگیرد و من ناراحت شوم. طرف سمت چپی‌ام یکی از بچه‌هاست که دستش به زحمت بالای سر من می‌رسد. در حین خواندن دعا، لرزش خفیف دستش را درون دستم، احساس می‌کنم. کلمات دعای وحدت، برای اهالی غریب و ناآشناست، در دهانشان نمی‌چرخند، و حاصل کارشان زمزمه‌های منقطع و نامفهومی است که از گلویشان خارج می‌شود.به هنگام نماز عشا، جایم را عوض می‌کنم تا موجب شرمندگی و نگرانیِ آن پسری که زیرشلوارش پاره بود، نشوم. قبل از شروع نماز عشا، آن برادر مکبّر به مردم توضیح داد و گفت که ماها مسافر هستیم و ناچار باید نمازمان را شکسته بخوانیم، ولی شما، بعد از آنکه ما دو رکعت از نماز را خواندیم و تمام کردیم، رکعت‌های سه و چهار را هم بخوانید.

کلمات کلیدی:
▫ بچه ▫ برادر 
کد خبر: 1131097  |  مشاهده خبر در منبع اصلی: خبرگزاری فارس
گردآوری اخبار بوسیله ربات جستجوگر پارست
راجع به ربات پارست بیشتر بدانید
به اشتراک بگذارید

آخرین خبرهای فرهنگي

آرامگاه ابدی عزت‌الله انتظامی/عکس آفتاب نیوز  ۱ ساعت پیش

آفتاب‌‌نیوز : پس از بدرقه پیکر عزت الله انتظامی از تالار وحدت، پیکر این هنرمند با همراهی خانواده،بستگان،هنرمندان و دوستدارانش در قطعه هنرمندان و در کنار مرحوم خسرو شکیبایی به خاک سپرده شد.مراسم ختم عزت‌الله انتظامی در روز سه شنبه ۳۰ مرداد ماه ساعت ۱۴ الی ۱۶:۳۰ در مسجد جامع شهرک غرب برگزار می‌شود و...

لیونل مسی همبازی رضا عطاران شد شبکه ایران  ۱ ساعت پیش

ایران آنلاین /بدل لیونل مسی مقابل دوربین مجید صالحی می‌رود. رضا پرستش مشهور به مسی ایران که به‌دلیل شباهت چهره‌اش به لیونل مسی فوتبالیست آرژانتینی مورد توجه قرار گرفته قرار است در نخستین تجربه سینمایی اش جلوی دوربین مجید صالحی در فیلم سینمایی «زیر نظر» برود تا دنیای بازیگری...

حجت‌الاسلام والمسلمین محمد قمی رئیس سازمان تبلیغات اسلامی شد خبرگزاری فارس  ۱ ساعت پیش

به گزارش خبرنگار دین و اندیشه خبرگزاری فارس، حجت‌الاسلام والمسلمین محمد قمی در حالی در سی و هفتمین سال فعالیت سازمان تبلیغات اسلامی (تأسیس: یکم تیرماه ۱۳۶۰) سکان مدیریت بزرگ‌ترین دستگاه تبلیغی کشور را عهده‌دار می‌شود که دروس حوزوی خویش را نزد آیات شب­‌زنده‌دار، شبیری زنجانی، میرزا جوادآقای تبریزی، سبحانی،...

روزنامه «صبح نو» در آستانه تعطیلی قرار گرفت خبرگزاری فارس  ۱ ساعت پیش

به گزارش خبرنگار رسانه خبرگزاری فارس، روزنامه «صبح نو» به دلیل عدم تأمین منابع مالی و همچنین مشکلات مربوط به کاغذ در آستانه تعطیلی قرار گرفته است.  بنا بر این گزارش، طبق تصمیم‌گیری مدیران این رسانه قرار شده روز سه شنبه ۳۰ مردادماه آخرین روز انتشار این روزنامه باشد.  به گزارش خبرگزاری فارس، روزنامه...

احتمال لغو برگزاری نمایشگاه مطبوعات ۹۷ شبستان  ۲ ساعت پیش

احتمال لغو برگزاری نمایشگاه مطبوعات ۹۷به گزارش خبرنگار حوزه رسانه خبرگزاری شبستان طبق اعلام محمدرضا دربندی مدیرکل مطبوعات و خبرگزاری داخلی به احتمال بسیار قوی نمایشگاه مطبوعات امسال برگزار نخواهد شد.     تحمیل هزینه های فراوان برای برگزاری نمایشگاه اصلی‌ترین دلیلی است که مسئولان را از برگزاری نمایشگاه منصرف کرده است. این...

ابتکار و خلاقیت تازه مسیح علی نژاد برای فریب کاربران و کارفرماهایش (بخش اول) +عکس جام نیوز  ۲ ساعت پیش

به گزارش جام نیوز، مسیح علینژاد این روزها بی اعتنایی کاربران برای ارسال سوژه ها را با یک خلاقیت جدید جبران کرده و پست های قدیمی را با ترکیبی نو بصورت تکراری منتشر و جا می زند.   بی‌شک مسیح علی‌نژاد را باید یکی از بیش فعال‌ترین خبرنگاران ایرانی خارج از کشور دانست. و پس از کار در...

اگر عکسی در جهان نبود، چه می‌شد؟ آفتاب نیوز  ۲ ساعت پیش

آفتاب‌‌نیوز : روز جهانی عکاسی، ۱۹ اوت و مصادف با ۲۸ مرداد ماه است. این روز برای گرامیداشت عکاسان و حرفه آنهاست. روزی است که معتقدیم عکاسی می‌تواند تاثیر مثبتی در سراسر جهان ایجاد کند.همه می‌دانیم که اشتراک‌گذاری عکس می‌تواند نقش بسیار مهمی در نگرش افراد داشته باشد. عکاسان نسبت به جهان اطراف احساس مسؤولیت...

کشف علت سایش در دندان‌های اجداد ما آفتاب نیوز  ۲ ساعت پیش

آفتاب‌‌نیوز : سایش دندانی یکی از متداول‌ترین مشکلات دندان در جهان امروز است.براساس گزارش «ساینس آلرت»، امروزه نوشیدنی‌ها، آب‌میوه و دیگر اسیدهای غذا به عنوان عامل‌های تخریب‌کننده دندان به شمار می‌روند اما نوع مسواک زدن دندان‌ها نیز می‌تواند نقشی در این سایش داشته باشد.تحیقیقات نشان می‌دهد که انسان‌ها...

جواب رد کمدین خندوانه به درخواست رامبد جوان شبکه ایران  ۲ ساعت پیش

ایران آنلاین /کمدین برنامه خنداونه گفت: من قبل از پخش خنداننده شو ۱ دیگر روی استیج نرفتم، زیرا احساس می‌کردم که کار خود را انجام داده ام و به اندازه کافی دیده شده‌ام. البته از سوی رامبد جوان درخواست حضور در خندوانه را داشتم، اما ترجیح دادم میدان را به جوانان بسپارم و دیگر استندآپ کمدی انجام...

سهم نيم درصدي كتابخانه هاي عمومي به طور منظم پرداخت شود شبستان  ۳ ساعت پیش

به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از بندرعباس، فریدون همتی در نشست انجمن كتابخانه هاي عمومي استان هرمزگان بر لزوم انجام كارهاي فرهنگي تاثيرگذار براي ترويج مطالعه از سوي اداره كل كتابخانه هاي هرمزگان در سطح شهرها و روستاهاي استان تاكيد كرد و بيان داشت: انتظار داريم با اجراي برنامه هايي با رويكرد جديد...

ارسال برای دوستان

پخش اخبار زنده