تعداد بازدید: ۲۰
تاريخ انتشار: دوشنبه،۲۳ مهر ۱۳۹۷
ساعت انتشار: ۲۳:۳۴
رویای سوخته‌‌ی دختری که می‌خواست بازیگر شود+عکس
آفتاب‌‌نیوز : صدایش گرفته و تبدار است؛ مادری که می‌خواست از پوست خودش به تنِ دخترش وصله کند تا شاید شادی و جوانی را به او بازگرداند؛ اما نشد. دکترها گفتند دو پوست با هم همخوانی ندارند....حالا این مادر باید همراه دخترش بسوزد و بسازد؛ همراه آتنای نُه ساله‌ای که روزی، روزگاری رویای بازیگر شدن در سر می‌پروراند اما این روزها از آرزوهای بزرگش خبری نیست. این روزها فقط می‌خواهد سقفِ بالای سرشان را نگیرند؛ می‌خواهد پدرش لبخند بزند؛ زندگی کند و بتواند ماشین کهنه و اسقاطش را حفظ کند؛ همچنان مسافر بزند از صومعه‌سرا به رشت از رشت به رودسر و لنگرود و آن وقت آخر شب با لبخند، یک لخند ساده به خانه بازگردد.  
مادر آتنا می‌گوید: از روزی که آب جوش ریخت روی تمام بدن دخترم، دوسال و چند ماه می‌گذرد؛ حالا باید منتظر هجده سالگی‌اش باشیم تا دوباره برود زیر تیغ جراحی...زندگیِ این خانواده‌ی ساکن صومعه‌سرا در استان گیلان از یک روز نحس که اتفاقاً وسط تعطیلات نورزو افتاده بود، در سراشیبی افتاد و سقوط کرد. هشتم فروردین ۹۴، روزی‌ست که همه چیزِ آتنای شش ساله سوخت؛ بدنش، صورت زیبا و معصومانه‌اش، آروزی بازیگر شدنش، شیطنت‌های کودکانه‌اش و البته لبخندهای پدرش که انگار همان لحظه شوم روی صورتش ماسید؛ برای همیشه ماسید.آن روز زیبای بهاری مثل روزهای دیگر بود؛ طبیعت زنده و پرهیاهوی صومعه‌سرا، میان کوچه‌ها جریانِ روشنی داشت تا اینکه برای آتنا و خانواده‌اش آن لحظاتِ تلخ فرامی‌رسد؛ از همان لحظاتی که در آینده بارها به آن برمی‌گردی و افسوس می‌خوری؛ بارها برمی‌گردی، زیر و بم‌اش را مرور می‌کنی و به خودت نهیب می‌زنی؛ از همان لحظاتی که یک دم غفلت، یک عمر پشیمانی به دنبال می‌آورد.آن سال عیدمان زهرمار شدمادر آتنا آنچه در آن روز بهاری بر آتنا گذشت را اینطور تصویر می‌کند: حدود بعد از ظهر هشتم فروردین ۹۴ بود که آتنا گرسنه‌اش بود و می‌خواست از کشوی کمد زیر سماور، یک دانه بیسکوییت بردارد که به ناگهان فریادش به آسمان رفت. دیگر یادم نمی‌آید که چه شد. چطور به بیمارستان رساندیمش؛ چطور بعد از آن حادثه روزها را سر کردیم و چه بر ما گذشت....مادر آتنا فقط یک جمله را مدام تکرار می‌کند: آن سال، عیدمان زهرمار شد؛ سال ۹۴، نوروز ۹۴ را هیچ زمان فراموش نمی‌کنم؛ هرگز....آن روز، همین که دست آتنا به کشو می‌رود، آب جوش سماور روی صورت و بدنش سرازیر می‌شود؛ حالا «آتنا نیکخواه» سه سال تمام است که دردهایش تمامی ندارد؛ مادرش، کابینت‌ساز را در بروز حادثه مقصر می‌داند؛ می‌گوید جای سماور را درست و استاندارد تنظیم نکرده بود؛ اگر کارش را درست انجام داده بود دخترم دچار این مصیبت نمی‌شد اما فوراً لحن صحبتش عوض می‌شود: آن بدبخت هم مثل خود ما کارگر است؛ نه ازش شکایت کردم و نه می‌خواهم بکنم؛ او هم نمی‌خواسته ما به این حال و روز بیافتیم.
این زن، که غیر از آتنا، دو فرزند دیگر هم دارد، «دخترانگی آتنا» را بر باد رفته می‌داند: این دختر با یک حادثه نابود شد، آن هم در شش سالگی؛ کاش لااقل دست و بال‌مان باز بود؛ کاش می‌توانستیم او را ببریم خارج از کشور یا همین‌جا بدون نگرانی هزینه‌های درمانش را تامین کنیم؛ به خدا از روزی که آتنا به این روز افتاده، خواب و خوراک ندارم؛ حتی می‌روم خانه‌های مردم کار می‌کنم؛ تمیزکاری، رفت‌وروب و آشپزی؛ فقط برای اینکه بتوانیم هزینه‌های دوا و آمپول‌های ماهانه‌ی آتنا را فراهم کنیم.از همان روز هشتم فروردین، تلاش و تقلای این خانواده شروع می‌شود؛ خانواده‌ای که هیچ مرجعی برای حمایت ندارند؛ باید فقط به خودشان متکی باشند؛ خانواده‌ای که در شرایطی زندگی می‌کنند که همه چیز آن «پولی» است حتی درمانِ سوختگی‌های بدن نحیفِ دخترکی شش ساله.آتنا را به بیمارستان می‌برند و چندین بار عمل می‌کنند؛ آتنا تمام صورت و بالاتنه‌اش را در لهیب آب جوش از دست داده؛ از بدنش پوست برمی‌دارند و پیوند می‌زنند تا آنجا که دیگر پوست تازه‌ای برای پیوند زدن باقی نمی‌ماند؛ جراحی پشت جراحی اما زیبایی به صورت سوخته‌ی این دخترک بازنمی‌گردد.مردی ناکام که یک حادثه‌ی تلخ همه زندگی‌اش را مصادره کردهقبل از بهار نحس ۹۴، پدر آتنا صاحب یک مغازه استیجاری بود و از آنجا خرج خانواده پنج نفری را درمی‌آورد؛ اما مجبور می‌شود به خاطر هزینه‌های عمل مغازه را واگذار کند و با پولش، خرج درمان آتنا را بپردازد؛ بازهم پول کم می‌آورد؛ بخشی از وام خانه را که برای تکمیل سرپناه خانواده‌اش لازم دارد، برمی‌دارد و هزینه درمان آتنا می‌کند ولی بازهم کفاف نمی‌دهد؛ او حالا مسافرکش است؛ با پول مسافرکشی خرج خانواده و فرزندانش را می‌پردازد اما هزار و یک مشکل دارد؛ از جمله اینکه به خاطر خرج سنگینِ دوا و درمان آتنا نتواسته اقساط وام خانه را بپردازد و همین روزهاست که بانک خانه را بگیرد، مصادره کند؛ مصادره به نفع سرمایه‌های ملی! مصادرره به نفع بانک آنهم از مردی که چیزی برای گرفتن ندارد؛ مردی ناکام که یک حادثه‌ی تلخ همه زندگی‌اش را مصادره کرده.....از قبل از سال هزینه‌های درمان دوبرابر شدههزینه‌‌ی شش بار عمل آتنا به همراه باقی خرج‌ها ازجمله پول آمپول‌ها تا امروز دویست میلیون تومان شده؛ این خانوده کارگری، دویست میلیون تومان پرداخته تا آتنا بتواند به زندگی بازگردد اما هنوز که هنوز است، درمان ادامه دارد. پدرش وضعیت درمانی آتنا را اینطور شرح می‌دهد:«شش بار عملش کردند؛ هنوز سر و صورتش خوب نشده؛ گفتند عمل بعدی در هجده سالگی؛ در حال حاضر برای اینکه در محل سوختگی آتنا گوشت زائد رشد نکند باید از طریق دارو تحت درمان قرار گیرد که آن نیز ماهانه چیزی حدود یک میلیون تومان هزینه دارد. البته تا چند ماه پیش، پول داشتیم و می‌توانستیم این مبلغ را تأمین کنیم؛ اما حالا نمی‌توانیم؛ هم هزینه‌های درمان سر به فلک کشیده و هم ما دیگر پولی در بساط نداریم؛ الان نسبت به قبل از سال، قیمت آمپول‌ها و داروها دوبرابر شده؛ از کجا بیاورم که بپردازم؟»بیش از شش ماه است که درمان آتنا را قطع کرده‌اند؛ پدرش دست به دامان خیلی‌ها شده؛ از مقامات صومعه‌سرا گرفته تا نماینده مجلس، که البته همه آنها او را به نهادهای امدادرسان مثل کمیته امداد و بهزیستی ارجاع داده‌اند؛ آن نهادها هم مدتی او را معطل کرده‌اند؛ از این اتاق به آن اتاق فرستادندش و در نهایت گفته‌اند؛ نمی‌شود «فعلا» نمی‌شود؛ بودجه نداریم؛ او حالا دست به دامان خیرین و مردم شده.خودش می‌گوید: همه به منِ کارگری که همه زندگی‌ام را باخته‌ام کلی وعده و وعید دادند؛ اما وعده‌ها همه در حد حرف باقی ماند؛ حتی به یکی از آنها عمل نکردند؛ دیگر خسته شدم؛ از مردم کمک خواستم؛ از این نهادهای دولتی که مسئول این قبیل کارها هستند، آبی برای منِ کارگرِ بی‌پول گرم نمی‌شود؛ مگر ما مردم خودمان به داد هم برسیم!...پدر آتنا شماره حساب را اعلام کرده تا هرکس که می‌تواند به او و خانواده‌ی محتاجش کمک کند؛ می گوید دعای خیر من و خانواده‌ام بدرقه‌ی شماست؛ اگر می‌توانید کمک کنید.... این پدر نامه‌ای هم خطاب به مسئولان نوشته؛ این نامه شرح حال زندگی مردی است که مستاصل است؛ مردی که اگر بخواهد درمان دخترش را ادامه دهد باید ماشین زیر پایش را بفروشد؛ اگر ماشین را بفروشد، اسباب نان درآوردن را فروخته و خانواده‌اش به مضیقه می‌افتند؛ اما اگر درمان را ادامه ندهد، زندگی و شادابیِ دختر جوانش چه می‌شود؟بهزیستی اعلام کرد بودجه نداریم!این نامه، رنجنامه‌ی مفصل مردی‌ست که مثل خیلی‌های دیگر در این زمانه‌ی نامِراد، نمی‌توانند از پس خرج‌های درمانِ خصوصی و «کالایی» بربیایند:« اینجانب دانش نیکخواه پاسکه ساکن شهرستان صومعه‌سرا می‌باشم. حقیر دارای سه فرزند هستم که فرزند اول بنده ساکن دیار غربت و در حال کارگری و تامین هزینه زندگی خود می‌باشد و فرزند دوم اینجانب در حوزه علمیه در شهرستان فومن است و فرزند سوم اینجانب که روی اصلی کلام حقیر با حضرتعالی می‌باشد، دختر خانمی ۹ ساله است که حدوداً سه سال پیش دچار سانحه سوختگی شده و از آن زمان تاکنون درگیر درمان این طفل معصوم هستم. شغل حقیر رانندگی و مسافرکشی است که در حال حاضر با وضعیت اقتصادی این زمان نمی‌توانم جوابگوی درمان فرزندم شوم؛ حتی نمی‌توانم جوابگوی خرج‌کرد گذشته که ۳۰ میلیون تومان وام و حدود ۲۰۰ میلیون تومان بوده است، باشم. در حال حاضر فشار زیاد طلبکاران، قسط‌های عقب افتاده بانک، نداشتن کار درست و درمان و هزینه‌های درمان این طفل معصوم برایم زندگی را بسیار بسیار سخت کرده است.از محضر نمایندگان مجلس به کمیته امداد، بهزیستی، مددجویی و... مراجعه کردم که دردی از ما دوا نشد و به خاطر ۲۰۰ هزار تومان پول بهزیستی، ۶ ماه حقیر را سر چرخاندند و آخر سر اعلام کرد بودجه ندارد.»به خاطر ۲۰۰ هزار تومان، بهزیستی شش ماه تمام، این کارگر کم‌درآمد، دانش نیکخواه را معطل می‌کند و آخرسر می‌گویند بودجه نداریم!این اصل بیست و نهم قانون اساسی است: برخورداری از تأمین اجتماعی از نظر بازنشستگی، بیکاری، پیری، از کارافتادگی، بی‌سرپرستی، در راه ماندگی، حوادث و سوانح و نیاز به خدمات بهداشتی و درمانی و مراقبت‌های پزشکی به صورت بیمه و غیره حقی است همگانی. دولت مکلّف است طبق قوانین از محل درآمدهای عمومی و درآمدهای حاصل از مشارکت مردم، خدمات و حمایت‌های مالی فوق را برای یک یک افراد کشور تأمین کند.سوال اینجاست که چرا این اصل قانونی، شامل حال خانواده‌های مستحق، کم‌درآمد و رنجوری مثل خانواده نیکخواه نمی‌شود؛ چرا مردِ بیچاره را شش ماه سر می‌دوانند و آخر می‌گویند شرمنده، بودجه نداریم؛ چه بر سر حقوقِ شهروندیِ مردمانی مثل آتنای دردکشیده آمده‌است؟آتنا دختری که یک روز می‌خواست بازیگر شود، هم خودش سوخته و هم آرزوهایش؛ او امروز دیگر هیچ آرزویی ندارد؛ جز اینکه پدرش بتواند قرض‌های مردم را بپردازد و بانک هم به خاطر اقساط عقب‌مانده خانه را از آنها نگیرد؛ جز اینکه پدر کارگرش بتواند اتومبیل کهنه را نگه‌دارد و مسافرکشی کند و شب‌ها با «لبخند» به خانه بازگردد؛ با لبخند و بوی «نان»....منبع: ایلنا

کلمات کلیدی:
▫ آتنا ▫ پول ▫ خرج ▫ دختر ▫ سرا ▫ فرزند ▫ کارگر 
کد خبر: 21021  |  مشاهده خبر در منبع اصلی: آفتاب نیوز
گردآوری اخبار بوسیله ربات جستجوگر پارست
راجع به ربات پارست بیشتر بدانید
به اشتراک بگذارید

آخرین خبرهای اجتماعي

خبر وزیر خارجه فرانسه درمورد کانال مالی ایران و اروپا چند ثانیه  ۳۲ دقیقه پیش

خبر وزیر خارجه فرانسه درمورد کانال مالی ایران و اروپاوزیر خارجه فرانسه گفته انتظار می‌رود کانال ویژه مالی برای تسهیل مبادلات مالی با ایران ظرف روزهای آینده راه‌اندازی شود. «ژان ایو لودریان»، وزیر خارجه فرانسه گفته انتظار می‌رود کانال ویژه مالی برای تسهیل مبادلات مالی با ایران ظرف روزهای آینده راه‌اندازی شود. خبرگزاری رویترز به نقل از وزیر خارجه فرانسه...

انتصاب مدیرکل جدید تشریفات وزارت خارجه چند ثانیه  ۳۲ دقیقه پیش

انتصاب مدیرکل جدید تشریفات وزارت خارجهجواد معبودی‌فر مدیر کل تشریفات وزارت امور خارجه شد. پیش از این محسن مرتضایی‌فر این مسئولیت را بر عهده داشت که اخیرا به عنوان معاون مراسم و تشریفات دفتر رئیس جمهور منصوب شد است .

نجات عاملان قتل مرد مزاحم از طناب دار روزنامه جوان  ۳۳ دقیقه پیش

سرویس حوادث جوان آنلاین: به گزارش خبرنگار ما، رسیدگی به پرونده از سال‌۹۰ با کشف جسد مرد جوانی در بیابان‌های شهریار آغاز شد. با انتقال جسد به پزشکی قانونی و تشخیص هویت مشخص شد جسد متعلق به مرد ۳۰‌ساله به نام حسن است که بر اثر خفگی به قتل رسیده است. پرونده با موضوع قتل عمد تشکیل شد...

پرواز خودروی سواری به دیوار یک خانه روزنامه جوان  ۳۳ دقیقه پیش

سرویس حوادث جوان آنلاین: به گزارش خبرنگار ما، ساعت ۲۱:۴۰ شامگاه سه‌شنبه آتش‌نشانان ایستگاه ۲۵، از وقوع حادثه در ۲۴ متری سعادت آباد، خیابان یکم شرقی با خبر شده و در محل حاضر شدند. مهدی نوروززاده، فرمانده آتش‌نشانان گفت: یک دستگاه خودروی سواری رنو ساندرو هنگام حرکت در خیابان یکم شرقی از...

کمیته امداد در حد توان از خانواده‌ های نیازمند حمایت می‌ کند شبستان  ۴۶ دقیقه پیش

به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از یاسوج، در پی انتشار گزارشی در خصوص وضعیت نامناسب زندگی یک زن سرپرست خانوار با دو کودک خردسال از خبرگزاری‌ های کهگیلویه و بویراحمد، مدیرکل کمیته امداد، حوزه روابط عمومی و بازرسی کمیته امداد استان، رئیس کمیته امداد باشت و فرمانده حوزه مقاومت بسیج شهرستان باشت برای...

زلزله‌ای با قدرت 3.8 ریشتر گیلانغرب را لرزاند آفتاب نیوز  ۱ ساعت پیش

آفتاب‌‌نیوز : زمین لرزه‌ای به قدرت 3.8 ریشتر، گیلانغرب را به لرزه درآورد. این زلزله در ساعت 18:22 دقیقه و در عمق 10 کیلومتری زمین رخ داد. نزدیک‌ترین مکان به کانون زمین‌لرزه نام گیلانغرب با فاصله 27 کیلومتری از مرکز زلزله بوده است.به گزارش فارس، تا این لحظه گزارشی در خصوص آسیب احتمالی این زمین لرزه...

سی‌سخت لرزید آفتاب نیوز  ۱ ساعت پیش

آفتاب‌‌نیوز : ساعت 22:18 دقیقه زلزله 3.1 ریشتری سی سخت مرکز شهرستان دنا را لرزاند.این زلزله در عمق 7 کیلومتری زمین رخ داد.30 دی ماه  زلزله‌ای به بزرگی ۴ ریشتر در عمق ۱۰ کیلومتری زمین ۴۵ دقیقه بامداد امروز سی‌سخت در استان کهگیلویه و بویراحمد را لرزاند.شدت این زمین لرزه به اندازه‌ای بود که در شهرستان...

حجت الاسلام والمسلمین شهیدی: مشکلات اجرایی بیمه تکمیلی ایثارگران با حمایت دولت و مجلس برطرف... شبکه ایران  ۱ ساعت پیش

حجت الاسلام والمسلمین سید محمدعلی شهیدی در جلسه شورای معاونین و مدیران بنیاد شهید و امور ایثارگران پس از استماع گزارش فعالیت های صندوق اشتغال و کارآفرینی ایثارگران و ضمن تسلیت ایام فاطمیه، گفت: این صندوق بر اساس ماده 32 قانون جامع خدمات‌رسانی به ایثارگران در سال 1395 تشکیل شده است و تاکنون فعالیت‌های...

تبلیغ دلار در شهر! روزنامه جوان  ۲ ساعت پیش

سرویس جامعه جوان آنلاین: در داخل کشور برخی مؤسسات آموزش زبان خارجی با چاپ تراکت تبلیغاتی خود به شکل «دلار امریکا» و الگوبرداری از پول این کشور سعی در جلب مخاطبان خود دارند؛ این امر می‌تواند روی نوجوانان و کودکان تأثیر گذاشته و آنان را با سیاست دوگانه روبه‌رو سازد. از یک سو سیاست...

خلاقیت جای خودش را پیدا می‌کند روزنامه جوان  ۲ ساعت پیش

اواسط دی ماه، دادستان کل‌کشور نسبت به هرگونه برخورد و ممانعت از کسب‌وکار شرکت‌های استارت‌آپی (دانش‌بنیان) در حوزه حمل‌ونقل مسافری و باری به درخواست شهرداری‌ها هشدار داد؛ این هشدار هم مشکل‌گشای شرکت‌های استارت‌آپی شد. به‌طوری که به گفته سخنگوی اتحادیه...

ارسال برای دوستان

پخش اخبار زنده