تعداد بازدید: ۹
تاريخ انتشار: چهارشنبه،۲۶ مهر ۱۳۹۶
ساعت انتشار: ۱۷:۰۰
قصه‌هایی که از جاده‌های مناطق کوردنشین ارومیه می‌رسند
موسیوند ۳۰ ساله صورت آفتاب سوخته و خندانی دارد. ۶ سال است مربی روستایی است: «از بچگی دوست داشتم معلم باشم و یک ماشین شاسی بلند داشته باشم. شدم مربی فرهنگی. شاسی بلندم هم شد این ماشین. عاشق کارم هستم. هر روز ۱۰۰ تا ۱۳۰ کیلومتر راه می‌روم. به دو سه تا روستا سر می‌زنم اما خیلی دلم می‌خواست به روستاهای بیشتری کتاب برسانم.
می‌گویم بچه‌ها گناه دارند. اگر یک کتاب هم بخوانند فکرشان عوض می‌شود، من برایم مشکلی نیست بیشتر بروم و بیایم».«خانقاه» و «نوی» مقصد اصلی‌اند؛ دو روستای کردنشین در استان آذربایجان غربی، حوالی ارومیه. دقیق‌تر بگویم کردهای کرمانج مرز ترکیه. جاده‌های پرپیچ و خم منطقه پر است از درختان سیب و هلو و مزارع نخود و گندم… دو روستا در دو جهت مخالف هم.
خانقاه در «ترگور» و نوی در «مرگور». دو روستای معروف که کمتر به امکانات فرهنگی دسترسی دارند.با کتابخانه سیار روستایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان همراه شده‌ام، شماره ۴٫ همان ماشین پاژن سبزرنگی که وظیفه‌اش رساندن کتاب به کودکان در روستاهای محروم با جاده‌های صعب‌العبور و سخت است. افشین موسیوند، مربی فرهنگی روستایی، ماشین‌ – کتابخانه‌اش را در روستای «گوجار» حوالی خانقاه، زیر درخت آلو پارک کرده.
ماشین آنقدر کشش ندارد که هر روز تا ارومیه برود و برگردد، یعنی محل زندگی موسیوند. او ماشین را اینجا نزد اقوامش می‌گذارد. پیشنهاد می‌دهد سوار پاژن بشوم تا بهتر بفهمم که او هر روز با چه وضعیتی این جاده پر پیچ و خم را طی می‌کند و به دو سه روستا سرمی‌زند. جاده‌ها سرسبز و چشم نوازند. بوی گیاه، هوا را پر کرده.
آفتاب تند بر سر و صورت‌مان می‌تابد و ماشین با هر تکانی بالا و پایین می‌پرد. پشت سرمان پر است از کتاب و مقداری لوازم‌التحریر، کتاب‌هایی که در قفسه‌های فلزی مرتب چیده شده‌اند. کتاب‌ها برای امانتند و لوازم التحریرها جایزه.موسیوند ۳۰ ساله صورت آفتاب سوخته و خندانی دارد. ۶ سال است مربی روستایی است. با انرژی زیاد حرف می‌زند.
پر از شور و هیجان زندگی است، همان روحیه‌ای که برای کار با کودکان لازم است: «از بچگی دوست داشتم معلم باشم و یک ماشین شاسی بلند داشته باشم. شدم مربی فرهنگی. شاسی بلندم هم شد این ماشین. عاشق کارم هستم، فقط کاش یک ماشین بهتر به ما می‌دادند که این جاده‌ها را راحت‌تر طی کنیم. هر روز ۱۰۰ تا ۱۳۰ کیلومتر راه می‌روم.
به دو سه تا روستا سر می‌زنم اما خیلی دلم می‌خواست به روستاهای بیشتری کتاب برسانم. می‌گویم بچه‌ها گناه دارند. اگر یک کتاب هم بخوانند فکرشان عوض می‌شود، من برایم مشکلی نیست بیشتر بروم و بیایم.»افشین موسیوند، مربی فرهنگی روستایی، ماشین‌ – کتابخانه‌اش را در روستای «گوجار» حوالی خانقاه، زیر درخت آلو پارک کرده.
ماشین آنقدر کشش ندارد که هر روز تا ارومیه برود و برگردد، یعنی محل زندگی موسیوند. او ماشین را اینجا نزد اقوامش می‌گذارد. پیشنهاد می‌دهد سوار پاژن بشوم تا بهتر بفهمم که او هر روز با چه وضعیتی این جاده پر پیچ و خم را طی می‌کند و به دو سه روستا سرمی‌زند.دستگیره بالای شیشه را محکم گرفته‌ام. با این همه ماشین که ترمز می‌گیرد با سر می‌روم توی شیشه.
همین طور که به حرف‌های آقای مربی گوش می‌دهم این جاده‌های پر پیچ و خم را در زمستان تصور می‌کنم، عبور و مرور از آنها با این ماشین چطور ممکن است؟ موسیوند می‌گوید: «زمستان که داستان خودش را دارد؛ خیلی اوقات جاده‌ها مسدود می‌شود و عبور و مرور سخت است. اما ما که کوتاه نمی‌آییم. یک بار در همین جاده گیر افتادم.
دور و برم ۱۰تا گرگ کمین کرده بود.»بچه‌های روستاهای دیگر در طول مسیر برایمان دست تکان می‌دهند، هرکدام یک روز در هفته منتظر مربی‌شان هستند. این طوری همه بچه‌های روستایی از امکانات کتابخانه سیار و آموزش‌های مربی استفاده می‌کنند. بعضی‌های‌شان این روزها کنار جاده میوه می‌فروشند؛ بلال، هلو، سیب و… اغلب آنها در فصل تابستان کمک حال خانواده‌اند.
حالا یا کنارجاده یا در ییلاق.مربی‌ها طبق اساسنامه کانون پرورش فکری باید به روستاهایی با جمعیت دانش‌آموزی ۱۵ تا ۲۰ نفر، کتاب برسانند. موسیوند در هفته به ۱۴روستا سر می‌زند گاهی هم بیشتر. برای همین روستای «هالولان» و «بالولان» که در مسیرمان قرار گرفته‌اند با چهار پنج دانش‌آموز تحت پوشش کتابخانه سیار نیستند، اما بچه‌ها موسیوند را خیلی خوب می‌شناسند و تا می‌بینندش بالا و پایین می‌پرند.
روستای خانقاه از روستاهای پرجمعیت ترگور از توابع سیلوانای ارومیه است. بچه‌ها در میدان اصلی روستا با لباس‌های رنگی و چشمنواز کردی، شناسنامه در دست منتظرند. تا ماشین سبز رنگ را می‌بینند، مثل فنر بالا و پایین می‌پرند، بعضی‌های‌شان از خوشحالی دور خودشان می‌چرخند. مربی هم که از دیدن بچه‌ها هیجانزده است. تندی توضیح می‌دهد: «اینها که شناسنامه دست گرفته‌اند، تازه می‌خواهند عضو کتابخانه شوند.
» بلند‌گوی روستا از بچه‌ها می‌خواهد هرچه زودتر خودشان را به مسجد برسانند. معین ۱۴ ساله، لباس کردی زیبایی پوشیده. از اعضای قدیمی کتابخانه است. کتاب «تیرانداز جوان» را در دست گرفته. همان کتابی که خلاصه‌اش را در مسجد روستا برای بقیه بچه‌ها تعریف می‌کند. دختربچه‌ها یک طرف فرش‌های سبز رنگ که از تمیزی برق می‌زنند نشسته‌اند و پسرها یک طرف دیگر.
خیلی‌ها هنوز به سن مدرسه نرسیده‌اند و سواد خواندن و نوشتن ندارند اما این روز، برای آنها هم روز مهمی است، روزی پر از هیجان و سرگرمی. لباس‌ دختر بچه‌ها، بنفش، قرمز، صورتی و سبز است. چنان ذوق و شوقی در چشمان‌شان می‌بینی که سر ذوق می‌آیی. موسیوند هم حالا بانشاط‌‌تر از قبل، اعضای جدید را می‌پذیرد. با تک تک بچه‌ها حرف می‌زند.
خلاصه کتاب‌ها را باهم می‌شنوند و انیمیشن «روباه دم بریده» را تماشا می‌کنند. با کاغذهای رنگی، روباه می‌سازند و همه باهم شعر می‌خوانند: «من یک پرنده هستم/ با بال و پر بسته/ کاری بکن خدایا/ تو آسمون آبی/ پر بزنم، شاد بشم.» موبینا و روژینا با نشاط دست می‌زنند. روژینا با آن موهای چتری زیبا محبوب همه است.
بچه‌ها به سختی با مربی‌شان خداحافظی می‌کنند، کتاب‌هایی را که امانت گرفته‌اند در دست دارند و با خوشحالی راهی خانه می‌شوند. به قول موسیوند همین که کتاب‌ها را ورق هم بزنند اتفاق خوبی است.مقصد بعدی روستای نوی مرگور است و این بار همراه عبدالسلام مشهور دیگر مربی روستایی هستیم. ۳۸ ساله، بلند قامت و با موهای جوگندمی.
یک پاترول قدیمی، کتابخانه سیار اوست. لباس کردی بر تن کرده.۱۴ سال از عمر مربیگری‌اش می‌گذرد. جاده به سمت مرگور زیباتر و سرسبزترهم هست. روستای نوی زیبا بر فراز تپه‌ای پر دار و درخت قرار گرفته با چشمه‌ای جوشان و پر آب. بچه‌ها دوباره شناسنامه در دست از راه می‌رسند. آقای مشهور با لهجه شیرین کرمانجی‌اش با بچه‌ها حرف می‌زند.
آن طور که همه می‌گویند بچه‌ها با محلی‌ها ارتباط بهتری برقرار می‌کنند.مهین ۱۸ ساله هم به جلسه آمده هنوز هم از کتابخانه گاه گاهی استفاده می‌کند. با توجه به سن و سالش دیگر از اعضای رسمی کانون نیست، اما شعر و داستان می‌نویسد. می‌گوید همین کتابخوانی زندگی‌اش را دگرگون کرده. کلماتی که برای حرف زدن برمی‌گزیند نشان می‌دهد سال‌ها مطالعه کرده.
توی گوشم می‌گوید شعری برای آقای مشهور گفته و بزودی با بچه‌ها برایش اجرا می‌کنند. بنیامین ۹ ساله شناسنامه در دست منتظر است تا عضو کتابخانه سیار شود. درعمرش فقط یک کتاب داستان خوانده اما هرچه فکر می‌کند اسم همان هم یادش نمی‌آید. می‌گوید آمده عضو کانون شود تا از این به بعد همیشه کتاب بخواند. بچه‌ها بعد ازعضویت باید شماره‌شان را حفظ کنند.
با این شماره در هرجای کشور می‌دانند آنها کتاب امانت گرفته‌اند.روستای خانقاه از روستاهای پرجمعیت ترگور از توابع سیلوانای ارومیه است. بچه‌ها در میدان اصلی روستا با لباس‌های رنگی و چشمنواز کردی، شناسنامه در دست منتظرند. تا ماشین سبز رنگ را می‌بینند، مثل فنر بالا و پایین می‌پرند، بعضی‌های‌شان از خوشحالی دور خودشان می‌چرخند.
مربی هم که از دیدن بچه‌ها هیجانزده است.بچه‌ها بعد از تعریف خلاصه کتاب‌های‌شان وعضویت، راهی فضای باز می‌شوند تا با مربی بازی کنند. کتاب‌ها را روی سکوهای دور و برشان می‌چینند و شناسنامه‌ها هم رویش. امروز برای آنها روز متفاوتی است. بازی می‌کنند؛ اول خم می‌شوند و از روی کمرهم می‌پرند و بعد یک بازی محلی شبیه هفت سنگ.
بچه‌ها مربی‌شان را از ته دل دوست دارند، طوری که در نگاه‌شان عشق و علاقه را می‌بینی. آقای مشهور سال ۸۹ مربی برتر کشور شده و سال ۹۴هم کتابدار نمونه. او هم مثل همکارش هر روز به دو سه روستا سر می‌زند: «موقع تولد، مادرم فوت کرد. عمه‌ام مرا به روستای دیگری برد، بعدها آنجا آقای خلیل خاتمی نخستین مربی سیار منطقه را دیدم.
از همان موقع توی ذهنم ماند. همیشه با عشق وعلاقه از او یاد می‌کنم. فکر نمی‌کردم من هم یک روز مربی کتابخانه سیار بشوم اما مسیر زندگی‌ام یک جوری پیش رفت که شدم. این همه سال هنوز هم از این کار خسته نشده‌ام. ما که محلی هستیم، بچه‌ها و پدر و مادرها بیشتر به ما اعتماد می‌کنند.»موقع خداحافظی مربی با بچه‌هاست، دوباره صحنه‌های روستای خانقاه تکرار می‌شود.
بچه‌ها دور مربی‌شان حلقه زده‌اند، مربی می‌گوید کتاب‌های‌شان را بخوانند و قرار هفته بعد را می‌گذارند. بچه‌ها برای آقای مشهور دست تکان می‌دهند و هرکدام با کتابی در دست راهی خانه می‌شوند.آذربایجان غربی ۵ مربی فرهنگی روستایی دارد، آنها اگر هر روز هفته رانندگی کنند و به روستاهای مختلف سر بزنند، باز هم هفته‌ای یک بار نوبت به هر روستا می‌رسد.
بچه‌های روستاهای دورافتاده و با جمعیت روستایی کمتر هم چشم به راهند، چشم به راه روزی که مربی‌ها به روستای آنها هم سری بزنند./ روزنامه ایران <

کلمات کلیدی:
کد خبر: 889691  |  مشاهده خبر در منبع اصلی: بوکان نیوز
گردآوری اخبار بوسیله ربات جستجوگر پارست
راجع به ربات پارست بیشتر بدانید
به اشتراک بگذارید

آخرین خبرهای اجتماعي

آیا جنگ سوریه با شکست داعش پایان می یابد؟ شفقنا  ۲۹ دقیقه پیش

شفقنا- حسین رویوران می گوید: درگیری احتمالی ترکیه و تنش با روسیه و آمریکا بر سر نیروهای کردی قطعا آتش جنگ را در سوریه بیش از پیش گسترده تر می کند و حتی می تواند جنگ را به سطح بی سابقه ای که حتی دوران مبارزه با داعش با آن هم قابل قیاس نیست، بکشاند. به گزارش شفقنا به نقل از دیپلماسی...

ایازی: نگرش عقلانی به دین ویژگی بارز آیت الله موسوی اردبیلی بود شفقنا  ۲۹ دقیقه پیش

شفقنا- استاد دانشگاه مفید، نگرش عقلانی به دین را از ویژگی های بارز مرحوم آیت الله موسوی اردبیلی دانست و گفت: این مرجع فقید شیعیان بخصوص نسبت به مسئله خرافات و مباحثی که امروز می بینیم در جامعه ما از سوی برخی رسانه ها و جریانات دامن زده می شود و نسل جدید آنها را نمی پذیرد خیلی...

استقبال بانوان تماشاگر از دیدار تیم ملی فوتسال ایران مقابل ایتالیا عصر ایران  ۳۰ دقیقه پیش

تیم ملی فوتسال بانوان امروز پنج شنبه در حالی به دیدار دوستانه مقابل تیم ایتالیا قرار گرفت که با حضور پرشور بانوان تماشاگر در سالن حاضر بودند. به گزارش ایسنا، نخستین دیدار تیم ملی فوتسال بانوان ایران مقابل ایتالیا امروز پنج شنبه در ساعت ۱۶ آغاز شد. تیم ملی در حالی به میدان رفت که هر ششصد صندلی متعلق به...

مارین لوپن: حزب جبهه ملی فرانسه قربانی «فتوای بانکی» شده است عصر ایران  ۳۰ دقیقه پیش

مارین لوپن رهبر حزب جبهه ملی فرانسه، راستگرایان افراطی، می گوید حزبش قربانی «فتوای بانکی» شده و این حزب ناگزیر حسابش را در سوسیته ژنرال یکی از مهمترین بانکهای فرانسوی و اچ اس بی‌سی بانک بریتانیایی باید ببندد. خانم لوپن با فتوا خواندن این تصمیم بانک سوسیته ژنرال بار دیگر ارتباطی بین اسلام...

مستضعف نوازی با چاشنی مرگ! آفتاب نیوز  ۳۱ دقیقه پیش

آفتاب‌‌نیوز :  آخرین آمارهای رسمی می گوید ۴۷۴ نفر در زلزله استان کرمانشاه جان خود را از دست دادند. البته به گفته امام جمعه پاوه، این تعداد کشته افرادی هستند که گواهی فوت برای آنها صادر شده و تعدادی از افرادی که در روستاها جان باختند، بدون گواهی فوت دفن شدند. با این حساب می توان نتیجه گرفت...

تصادف زنجیره‌ای یک مینی‌بوس و ۳ پراید در جاده خاوران آفتاب نیوز  ۳۱ دقیقه پیش

آفتاب‌‌نیوز : به گزارش آتش نشانی، صبح امروز پنجشنبه در جاده خاوران، حد فاصل جاده توتک و شهرک صنعتی خاوران یک دستگاه مینی‌بوس و سه پراید به شدت با یکدیگر تصادف کردند که یکی از خودروهای پراید در وسط جاده واژگون شده و راننده آن در داخل اتاقک خودرو گرفتار شد که با کمک رانندگان خودروهای عبوری از داخل خودرویش...

مسمومیت 66 نفر از زائران امام‌رضا(ع) با گاز مونوکسید کربن آنا  ۵۴ دقیقه پیش

یک کاروان زیارتی که از شهرستان برازجان به سمت مشهد عازم بودند، در امامزاده مختار شهرستان یاسوج، با گاز مونوکسید کربن دچار مسمومیت شده و راهی بیمارستان شدند. به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری آنا، 61 نفر خانم و 5 نفر آقا که در قالب یک...

مسمومیت 66 مسافر مشهد بر اثر گاز مونوکسیدکربن ایلنا  ۱ ساعت پیش

مسمومیت 66 مسافر مشهد بر اثر گاز مونوکسیدکربنمجتبی خالدی در گفت وگو با خبرنگار ایلنا درباره جزییات این حادثه گفت: مسافران کاروان زیارتی مشهد از شهرستان برازجان به سمت مشهد در روستای مختار امامزاده مختار دچار مسمومیت با گاز مونوکسید کربن شدند-. وی ادامه داد: 61 نفر خانم و 5 نفر آقا بر اثر گاز مسموم شدند که 7 نفر به بیمارستان شهید بهشتی و 54 نفر...

مجالس ذكر «صلوات» همنوایی انسان مومن با خدا و فرشتگان است شبستان  ۱ ساعت پیش

مجالس ذكر «صلوات» همنوایی انسان مومن با خدا و فرشتگان استبه گزارش خبرگزاري شبستان از بوشهر، آيت الله غلامعلي صفايي بوشهري، نماینده رهبر معظم انقلاب اسلامی در استان و امام جمعه بوشهر (2 آذر) در جلسه ختم صلوات و انس با اهل بيت (ع) در مسجد امام حسن مجتبي (ع) محله كوتي منطقه 1 شهر بوشهر برگزار شد، با بيان اينكه حضور در این جلسات و مراسم اهل بیتی یک موهبت و هدیه...

اباذری: وضعیت جهان بدتر شده است و فاشیست ها پشت در هستند شفقنا  ۱ ساعت پیش

شفقنا- استاد جامعه شناسی اظهار کرد: کوربن به دنبال این بود که برای شاه وضعیتی فراهم کند که هم رهبر مملکت و هم رهبر دینی باشد.به گزارش خبرنگار شفقنا،  دکتر یوسفعلی اباذری با موضوع شریعتی و عبور از نئولیبرالیسم گفت: ما با تقلید از غرب شروع به بحث درباره ی سنت و مدرنیته و امثال...

ارسال برای دوستان

پخش اخبار زنده