تعداد بازدید: ۳۵
تاريخ انتشار: چهارشنبه،۱۳ دی ۱۳۹۶
ساعت انتشار: ۲۱:۲۰
مادرم بعضی شب ها دور از چشم همسرش به خانه همسایه می رفت و ...
به گزارش گروه حوادث خبرگزاری برنا، دیگر نمی توانستم کتک های پدرم را تحمل کنم از روزی که مادرم را از دست دادم حتی یک روز هم طعم خوشبختی را نچشیدم آخرین بار برای آن که از کتک های پدر و نامادری ام فرار کنم به طور پنهانی به خانه مادربزرگم گریختم اما پدرم مرا پیدا کرد و باز هم ... دیگر نمی توانستم کتک های پدرم را تحمل کنم از روزی که مادرم را از دست دادم حتی یک روز هم طعم خوشبختی را نچشیدم آخرین بار برای آن که از کتک های پدر و نامادری ام فرار کنم به طور پنهانی به خانه مادربزرگم گریختم اما پدرم مرا پیدا کرد و باز هم .
.. دختر 12 ساله که از شدت سرما می لرزید و ترس سراسر وجودش را فرا گرفته بود وارد اتاق مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری پنجتن مشهد شد او در حالی که گویی پناهگاه امنی یافته است اشک هایش را با گوشه آستینش پاک کرد و با نشان دادن آثار باقی مانده از کتک کاری های روی صورتش به کارشناس اجتماعی کلانتری گفت: 12 سال قبل در خانواده ای فقیر و بی بضاعت متولد شدم.
هنوز صدای وحشتناک و دلخراش پدرم در گوشم می پیچد و اشک های غریبانه مادرم در برابر نگاهم قرار می گیرد. از دوران کودکی جز بساط مواد مخدرپدرم و ناله های دردناک مادرم چیز زیادی در خاطرم نمانده است وقتی گریه و شیون های مادرم به پایان می رسید او مرا در آغوش پر از مهرش می فشرد و برای آن که چشمان مرا اشکبار نبیند، می گفت: پدرت معتاد است او وقتی خمار می شود از این کارها می کند و مرا کتک می زند.
با آن که معنی کلمه معتاد را نمی دانستم اما از آدم های معتاد متنفر بودم و هر وقت می شنیدم کسی معتاد است دیگر می ترسیدم حتی از کنار او عبور کنم در همین شرایط مادرم برای آن که هزینه های زندگی ما را تامین کند از پیرزنی که در همسایگی ما بود پرستاری می کرد مادرم برای آن که پول بیشتری بگیرد گاهی شب ها را نیز دور از چشم پدرم در منزل پیرزن می خوابید و من از تنهایی غصه می خوردم.
به همین دلیل عروسک های پارچه ای را که مادرم برایم دوخته بود در آغوش می گرفتم تا در کنار آن ها از تاریکی و تنهایی نترسم. وقتی هفت ساله شدم با خوشحالی در مدرسه ثبت نام کردم اما یک شب که مادرم خانه آن پیرزن بود و من با عروسک هایم خوابیده بودم مادرم به سراغم نیامد تا مرا برای رفتن به مدرسه آماده کند آن روز صبح وقتی با سر و صدای دیگران از خواب بیدار شدم شنیدم که می گفتند مادرش در خانه همسایه دچار گازگرفتگی شده است از آن روز به بعد دیگر مادرم را ندیدم ولی تصمیم گرفتم درسم را بخوانم تا دکتر شوم و پیرزن های بیمار را خوب کنم که مادر هیچ کس برای پرستاری از پیرزن های بیمار از پیشش نرود.
ولی این فقط یک آرزو بود چرا که پدرم یک سال بعد از مرگ مادرم با زن دیگری ازدواج کرد و من بیشتر از گذشته تنها شدم. هر شب عروسک های پارچه ای ام را در آغوش می گرفتم و آن ها را به یاد مادرم می بوسیدم. با آن که من کاری به مادر جدیدم نداشتم اما او با من بدرفتاری می کرد و به هر بهانه ای کتکم می زد و می دانستم اگر اعتراض کنم شب هم باید کتک های پدرم را تحمل کنم با این حال پدرم از یک سال قبل دیگر نگذاشت به مدرسه بروم و من از پشت پنجره به دوستانم که با لباس های فرم، به مدرسه می رفتند فقط نگاه می کردم.
آخرین بار وقتی نامادری ام مرا کتک زد به خانه مادربزرگم فرار کرم ولی پدرم مرا به خانه بازگرداند و دوباره کتکم زد. حرف مادرم را به یاد آوردم که گفت: اگر گم شدی نزد پلیس برو من هم پنهانی به کلانتری آمدم. شایان ذکر است این کودک تحویل اورژانس اجتماعی بهزیستی شد و ... دختر 12 ساله که از شدت سرما می لرزید و ترس سراسر وجودش را فرا گرفته بود وارد اتاق مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری پنجتن مشهد شد او در حالی که گویی پناهگاه امنی یافته است اشک هایش را با گوشه آستینش پاک کرد و با نشان دادن آثار باقی مانده از کتک کاری های روی صورتش به کارشناس اجتماعی کلانتری گفت: 12 سال قبل در خانواده ای فقیر و بی بضاعت متولد شدم.
هنوز صدای وحشتناک و دلخراش پدرم در گوشم می پیچد و اشک های غریبانه مادرم در برابر نگاهم قرار می گیرد. از دوران کودکی جز بساط مواد مخدرپدرم و ناله های دردناک مادرم چیز زیادی در خاطرم نمانده است وقتی گریه و شیون های مادرم به پایان می رسید او مرا در آغوش پر از مهرش می فشرد و برای آن که چشمان مرا اشکبار نبیند، می گفت: پدرت معتاد است او وقتی خمار می شود از این کارها می کند و مرا کتک می زند.
با آن که معنی کلمه معتاد را نمی دانستم اما از آدم های معتاد متنفر بودم و هر وقت می شنیدم کسی معتاد است دیگر می ترسیدم حتی از کنار او عبور کنم در همین شرایط مادرم برای آن که هزینه های زندگی ما را تامین کند از پیرزنی که در همسایگی ما بود پرستاری می کرد مادرم برای آن که پول بیشتری بگیرد گاهی شب ها را نیز دور از چشم پدرم در منزل پیرزن می خوابید و من از تنهایی غصه می خوردم.
به همین دلیل عروسک های پارچه ای را که مادرم برایم دوخته بود در آغوش می گرفتم تا در کنار آن ها از تاریکی و تنهایی نترسم. وقتی هفت ساله شدم با خوشحالی در مدرسه ثبت نام کردم اما یک شب که مادرم خانه آن پیرزن بود و من با عروسک هایم خوابیده بودم مادرم به سراغم نیامد تا مرا برای رفتن به مدرسه آماده کند آن روز صبح وقتی با سر و صدای دیگران از خواب بیدار شدم شنیدم که می گفتند مادرش در خانه همسایه دچار گازگرفتگی شده است از آن روز به بعد دیگر مادرم را ندیدم ولی تصمیم گرفتم درسم را بخوانم تا دکتر شوم و پیرزن های بیمار را خوب کنم که مادر هیچ کس برای پرستاری از پیرزن های بیمار از پیشش نرود.
ولی این فقط یک آرزو بود چرا که پدرم یک سال بعد از مرگ مادرم با زن دیگری ازدواج کرد و من بیشتر از گذشته تنها شدم. هر شب عروسک های پارچه ای ام را در آغوش می گرفتم و آن ها را به یاد مادرم می بوسیدم. با آن که من کاری به مادر جدیدم نداشتم اما او با من بدرفتاری می کرد و به هر بهانه ای کتکم می زد و می دانستم اگر اعتراض کنم شب هم باید کتک های پدرم را تحمل کنم با این حال پدرم از یک سال قبل دیگر نگذاشت به مدرسه بروم و من از پشت پنجره به دوستانم که با لباس های فرم، به مدرسه می رفتند فقط نگاه می کردم.
آخرین بار وقتی نامادری ام مرا کتک زد به خانه مادربزرگم فرار کرم ولی پدرم مرا به خانه بازگرداند و دوباره کتکم زد. حرف مادرم را به یاد آوردم که گفت: اگر گم شدی نزد پلیس برو من هم پنهانی به کلانتری آمدم. شایان ذکر است این کودک تحویل اورژانس اجتماعی بهزیستی شد و ...

کلمات کلیدی:
▫ آغوش ▫ اجتماعی ▫ اشک ▫ تحمل کنم ▫ ترس ▫ خواب ▫ سال قبل ▫ عروسک ▫ گرفتم ▫ مادرم ▫ مدرسه ▫ معتاد ▫ کتک ▫ کلانتری ▫ دیگر نمی توانستم کتک ▫ نمی توانستم کتک های ▫ توانستم کتک های پدرم ▫ نچشیدم آخرین بار برای ▫ خانه مادربزرگم گریختم اما ▫ فرا گرفته بود وارد ▫ گرفته بود وارد اتاق ▫ بود وارد اتاق مشاور ▫ مددکار اجتماعی کلانتری پنجتن ▫ اجتماعی کلانتری پنجتن مشهد ▫ گویی پناهگاه امنی یافته ▫ پناهگاه امنی یافته است ▫ امنی یافته است اشک ▫ یافته است اشک هایش ▫ نشان دادن آثار باقی ▫ دادن آثار باقی مانده ▫ پول بیشتری بگیرد گاهی ▫ مدرسه ثبت نام کردم ▫ همسایه دچار گازگرفتگی شده ▫ شدی نزد پلیس برو ▫ دست دادم حتی ▫ مرا پیدا کرد ▫ ترس سراسر وجودش ▫ گوشه آستینش پاک ▫ بضاعت متولد شدم ▫ هنوز صدای وحشتناک ▫ برابر نگاهم قرار ▫ بساط مواد مخدرپدرم ▫ ندیدم ولی تصمیم ▫ کودک تحویل اورژانس 
کد خبر: 953733  |  مشاهده خبر در منبع اصلی: خبرگزاری برنا
گردآوری اخبار بوسیله ربات جستجوگر پارست
راجع به ربات پارست بیشتر بدانید
به اشتراک بگذارید

آخرین خبرهای اجتماعي

پرش وانت به داخل جوی آب در جاده خاوران + تصاویر تسنیم  ۱۷ دقیقه پیش

به گزارش گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران پویا؛ ساعت 16:35 روز گذشته حادثه تصادف در مسیر شرق به غرب جاده خاوران، بعد از شهرک صنعتی خاوران به سامانه 125 اعلام شد که نیروهای عملیاتی ایستگاه 66 بی‌درنگ با هماهنگی ستاد فرماندهی سازمان آتش‌نشانی تهران به محل حادثه اعزام شدند.مجید...

جدال 2 مرد جوان با "قاتل خاموش" تا آستانه مرگ + تصاویر تسنیم  ۱۷ دقیقه پیش

به گزارش گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران پویا؛ ساعت 9:10 صبح روز گذشته حادثه گازگرفتگی در خیابان پاسداران، کوی بوستان هفتم به سامانه 125 اعلام شد که به سرعت آتش‌نشانان ایستگاه 97 به محل حادثه اعزام شدند.حمیدرضا خلج‌آبادی؛ رئیس ایستگاه 97 آتش‌نشانی درباره جزئیات این حادثه...

دستور مونسان به معاون میراث‌فرهنگی برای رسیدگی به وضعیت خانه نیما یوشیج شبستان  ۱۹ دقیقه پیش

دستور مونسان به معاون میراث‌فرهنگی برای رسیدگی به وضعیت خانه نیما یوشیجبه‌گزارش خبرگزاری شبستان، مرکز روابط‌عمومی و اطلاع‌رسانی سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری، در متن نامه علی‌اصغر مونسان معاون رئیس‌جمهوری و رئیس سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری، خطاب به محمدحسن طالبیان معاون میراث‌فرهنگی آمده است:   «با...

ممانعت پلیس از دایر شدن موسسات مالی بدون مجوز شبستان  ۱۹ دقیقه پیش

ممانعت پلیس از دایر شدن موسسات مالی بدون مجوزبه گزارش خبرگزاری شبستان به نقل از پایگاه خبری پلیس، سعید منتظرالمهدی با اشاره به مصوبات ۶۱۸، ۶۱۶ و ۵۵۷ شورای عالی امنیت ملی مبنی بر این که از این پس نیروی انتظامی از دایر شدن موسسات مالی و اعتباری جدید که مجوزهای لازم بانک مرکزی را اخذ نکرده باشند ممانعت به عمل می آورد، گفت: ضروری است که بانک مرکزی...

بهترین و بدترین پیش غذاها عصر ایران  ۳۶ دقیقه پیش

سبزیجات کباب شده یک جایگزین عالی و کم کالری برای شکوفه ی پیاز سرخ شده است. می توانید به سادگی این غذا را آماده کنید و یا در رستوران ها سفارش دهید. بدترین: شکوفه ی پیاز ( شکوفه ی پیاز سرخ کرده و ترد ) اگر طرفدار این غذا هستید، خبر بدی برایتان دارم. یک وعده شکوفه ی پیاز سرخ شده در یک رستوران، حدود 1949...

احداث پردیس گردشگری با حمایت بانک گردشگری آغاز شد عصر ایران  ۳۶ دقیقه پیش

مراسم آغاز عملیات اجرایی پردیس گردشگری در روز ۳۰ دی ماه، مصادف با هشتمین سالگرد تأسیس بانک گردشگری، در بوستان چیتگر برگزار شد. به گزارش عصرایران به نقل از روابط عمومی بانک گردشگری، در این مراسم که در آستانه روز هوای پاک با حضور مدیرعامل بانک گردشگری، معاونین و مدیران بانک، مدیران شورای شهر تهران و شهردار...

عملکرد اعضای بدن پس از پُک زدن به سیگار خبرگزاری برنا  ۳۶ دقیقه پیش

عملکرد اعضای بدن پس از پُک زدن به سیگار به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری برنا، افراد بسیاری به واسطه سیگار کشیدن جان خود را از دست می دهند. سیگار کشیدن بیشتر از هر ماده مخدر دیگر موجب ابتلا به بیماری و مرگ می شود. از هر سه نفری که در طول زندگی خود سیگار می کشند، دو نفر از آنها به واسطه این عادت جان خود را از دست می دهند...

۱۴ کشته و زخمی در حمله موشکی کردها به پایگاه «ارتش آزاد سوریه» شفقنا  ۳۸ دقیقه پیش

شفقنا- رسانه های خبری از کشته و زخمی شدن شماری از افراد در نتیجه حمله موشکی شبه نظامیان کرد به پایگاه مخالفان سوری خبر دادند.

اردوغان: از عفرین عقب نشینی نمی کنیم شفقنا  ۳۸ دقیقه پیش

شفقنا- رئیس جمهور ترکیه امروز(دوشنبه) گفت: از عملیات عفرین به هیچ وجه عقب نشینی نخواهیم کرد.به گزارش سرویس ترجمه شفقنا به نقل از اسکای نیوز عربی، رجب طیب اردوغان، اظهار کرد: از عملیات عفرین عقب نشینی نمی کنیم و با روسیه توافق کرده ایم.وی افزود: موشک پرانان به شهر هاتای درجنوب...

پرونده متهم ردیف اول پرونده «بنیتا» در اجرای احکام/ ارجاع پرونده متهم ردیف دوم به شعبه هم‌عرض آفتاب نیوز  ۴۰ دقیقه پیش

آفتاب‌‌نیوز : جعفر کوشا گفت: پرونده متهم ردیف اول در اجرای احکام است و باید مراحل استیذان را طی کند.وی درباره متهم ردیف دوم این پرونده نیز گفت: پرونده متهم ردیف دوم اشکالی در تعیین مجازات داشت و بر همین اساس حکم نقض شد و به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران (هم‌عرض) ارجاع شده است.بر اساس این گزارش،...

ارسال برای دوستان

پخش اخبار زنده