تعداد بازدید: ۶۸
تاريخ انتشار: چهارشنبه،۱۳ دی ۱۳۹۶
ساعت انتشار: ۲۱:۲۰
مادرم بعضی شب ها دور از چشم همسرش به خانه همسایه می رفت و ...
به گزارش گروه حوادث خبرگزاری برنا، دیگر نمی توانستم کتک های پدرم را تحمل کنم از روزی که مادرم را از دست دادم حتی یک روز هم طعم خوشبختی را نچشیدم آخرین بار برای آن که از کتک های پدر و نامادری ام فرار کنم به طور پنهانی به خانه مادربزرگم گریختم اما پدرم مرا پیدا کرد و باز هم ... دیگر نمی توانستم کتک های پدرم را تحمل کنم از روزی که مادرم را از دست دادم حتی یک روز هم طعم خوشبختی را نچشیدم آخرین بار برای آن که از کتک های پدر و نامادری ام فرار کنم به طور پنهانی به خانه مادربزرگم گریختم اما پدرم مرا پیدا کرد و باز هم .
.. دختر 12 ساله که از شدت سرما می لرزید و ترس سراسر وجودش را فرا گرفته بود وارد اتاق مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری پنجتن مشهد شد او در حالی که گویی پناهگاه امنی یافته است اشک هایش را با گوشه آستینش پاک کرد و با نشان دادن آثار باقی مانده از کتک کاری های روی صورتش به کارشناس اجتماعی کلانتری گفت: 12 سال قبل در خانواده ای فقیر و بی بضاعت متولد شدم.
هنوز صدای وحشتناک و دلخراش پدرم در گوشم می پیچد و اشک های غریبانه مادرم در برابر نگاهم قرار می گیرد. از دوران کودکی جز بساط مواد مخدرپدرم و ناله های دردناک مادرم چیز زیادی در خاطرم نمانده است وقتی گریه و شیون های مادرم به پایان می رسید او مرا در آغوش پر از مهرش می فشرد و برای آن که چشمان مرا اشکبار نبیند، می گفت: پدرت معتاد است او وقتی خمار می شود از این کارها می کند و مرا کتک می زند.
با آن که معنی کلمه معتاد را نمی دانستم اما از آدم های معتاد متنفر بودم و هر وقت می شنیدم کسی معتاد است دیگر می ترسیدم حتی از کنار او عبور کنم در همین شرایط مادرم برای آن که هزینه های زندگی ما را تامین کند از پیرزنی که در همسایگی ما بود پرستاری می کرد مادرم برای آن که پول بیشتری بگیرد گاهی شب ها را نیز دور از چشم پدرم در منزل پیرزن می خوابید و من از تنهایی غصه می خوردم.
به همین دلیل عروسک های پارچه ای را که مادرم برایم دوخته بود در آغوش می گرفتم تا در کنار آن ها از تاریکی و تنهایی نترسم. وقتی هفت ساله شدم با خوشحالی در مدرسه ثبت نام کردم اما یک شب که مادرم خانه آن پیرزن بود و من با عروسک هایم خوابیده بودم مادرم به سراغم نیامد تا مرا برای رفتن به مدرسه آماده کند آن روز صبح وقتی با سر و صدای دیگران از خواب بیدار شدم شنیدم که می گفتند مادرش در خانه همسایه دچار گازگرفتگی شده است از آن روز به بعد دیگر مادرم را ندیدم ولی تصمیم گرفتم درسم را بخوانم تا دکتر شوم و پیرزن های بیمار را خوب کنم که مادر هیچ کس برای پرستاری از پیرزن های بیمار از پیشش نرود.
ولی این فقط یک آرزو بود چرا که پدرم یک سال بعد از مرگ مادرم با زن دیگری ازدواج کرد و من بیشتر از گذشته تنها شدم. هر شب عروسک های پارچه ای ام را در آغوش می گرفتم و آن ها را به یاد مادرم می بوسیدم. با آن که من کاری به مادر جدیدم نداشتم اما او با من بدرفتاری می کرد و به هر بهانه ای کتکم می زد و می دانستم اگر اعتراض کنم شب هم باید کتک های پدرم را تحمل کنم با این حال پدرم از یک سال قبل دیگر نگذاشت به مدرسه بروم و من از پشت پنجره به دوستانم که با لباس های فرم، به مدرسه می رفتند فقط نگاه می کردم.
آخرین بار وقتی نامادری ام مرا کتک زد به خانه مادربزرگم فرار کرم ولی پدرم مرا به خانه بازگرداند و دوباره کتکم زد. حرف مادرم را به یاد آوردم که گفت: اگر گم شدی نزد پلیس برو من هم پنهانی به کلانتری آمدم. شایان ذکر است این کودک تحویل اورژانس اجتماعی بهزیستی شد و ... دختر 12 ساله که از شدت سرما می لرزید و ترس سراسر وجودش را فرا گرفته بود وارد اتاق مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری پنجتن مشهد شد او در حالی که گویی پناهگاه امنی یافته است اشک هایش را با گوشه آستینش پاک کرد و با نشان دادن آثار باقی مانده از کتک کاری های روی صورتش به کارشناس اجتماعی کلانتری گفت: 12 سال قبل در خانواده ای فقیر و بی بضاعت متولد شدم.
هنوز صدای وحشتناک و دلخراش پدرم در گوشم می پیچد و اشک های غریبانه مادرم در برابر نگاهم قرار می گیرد. از دوران کودکی جز بساط مواد مخدرپدرم و ناله های دردناک مادرم چیز زیادی در خاطرم نمانده است وقتی گریه و شیون های مادرم به پایان می رسید او مرا در آغوش پر از مهرش می فشرد و برای آن که چشمان مرا اشکبار نبیند، می گفت: پدرت معتاد است او وقتی خمار می شود از این کارها می کند و مرا کتک می زند.
با آن که معنی کلمه معتاد را نمی دانستم اما از آدم های معتاد متنفر بودم و هر وقت می شنیدم کسی معتاد است دیگر می ترسیدم حتی از کنار او عبور کنم در همین شرایط مادرم برای آن که هزینه های زندگی ما را تامین کند از پیرزنی که در همسایگی ما بود پرستاری می کرد مادرم برای آن که پول بیشتری بگیرد گاهی شب ها را نیز دور از چشم پدرم در منزل پیرزن می خوابید و من از تنهایی غصه می خوردم.
به همین دلیل عروسک های پارچه ای را که مادرم برایم دوخته بود در آغوش می گرفتم تا در کنار آن ها از تاریکی و تنهایی نترسم. وقتی هفت ساله شدم با خوشحالی در مدرسه ثبت نام کردم اما یک شب که مادرم خانه آن پیرزن بود و من با عروسک هایم خوابیده بودم مادرم به سراغم نیامد تا مرا برای رفتن به مدرسه آماده کند آن روز صبح وقتی با سر و صدای دیگران از خواب بیدار شدم شنیدم که می گفتند مادرش در خانه همسایه دچار گازگرفتگی شده است از آن روز به بعد دیگر مادرم را ندیدم ولی تصمیم گرفتم درسم را بخوانم تا دکتر شوم و پیرزن های بیمار را خوب کنم که مادر هیچ کس برای پرستاری از پیرزن های بیمار از پیشش نرود.
ولی این فقط یک آرزو بود چرا که پدرم یک سال بعد از مرگ مادرم با زن دیگری ازدواج کرد و من بیشتر از گذشته تنها شدم. هر شب عروسک های پارچه ای ام را در آغوش می گرفتم و آن ها را به یاد مادرم می بوسیدم. با آن که من کاری به مادر جدیدم نداشتم اما او با من بدرفتاری می کرد و به هر بهانه ای کتکم می زد و می دانستم اگر اعتراض کنم شب هم باید کتک های پدرم را تحمل کنم با این حال پدرم از یک سال قبل دیگر نگذاشت به مدرسه بروم و من از پشت پنجره به دوستانم که با لباس های فرم، به مدرسه می رفتند فقط نگاه می کردم.
آخرین بار وقتی نامادری ام مرا کتک زد به خانه مادربزرگم فرار کرم ولی پدرم مرا به خانه بازگرداند و دوباره کتکم زد. حرف مادرم را به یاد آوردم که گفت: اگر گم شدی نزد پلیس برو من هم پنهانی به کلانتری آمدم. شایان ذکر است این کودک تحویل اورژانس اجتماعی بهزیستی شد و ...

کلمات کلیدی:
▫ آغوش ▫ اجتماعی ▫ اشک ▫ تحمل کنم ▫ ترس ▫ خواب ▫ سال قبل ▫ عروسک ▫ گرفتم ▫ مادرم ▫ مدرسه ▫ معتاد ▫ کتک ▫ کلانتری ▫ دیگر نمی توانستم کتک ▫ نمی توانستم کتک های ▫ توانستم کتک های پدرم ▫ نچشیدم آخرین بار برای ▫ خانه مادربزرگم گریختم اما ▫ فرا گرفته بود وارد ▫ گرفته بود وارد اتاق ▫ بود وارد اتاق مشاور ▫ مددکار اجتماعی کلانتری پنجتن ▫ اجتماعی کلانتری پنجتن مشهد ▫ گویی پناهگاه امنی یافته ▫ پناهگاه امنی یافته است ▫ امنی یافته است اشک ▫ یافته است اشک هایش ▫ نشان دادن آثار باقی ▫ دادن آثار باقی مانده ▫ پول بیشتری بگیرد گاهی ▫ مدرسه ثبت نام کردم ▫ همسایه دچار گازگرفتگی شده ▫ شدی نزد پلیس برو ▫ دست دادم حتی ▫ مرا پیدا کرد ▫ ترس سراسر وجودش ▫ گوشه آستینش پاک ▫ بضاعت متولد شدم ▫ هنوز صدای وحشتناک ▫ برابر نگاهم قرار ▫ بساط مواد مخدرپدرم ▫ ندیدم ولی تصمیم ▫ کودک تحویل اورژانس 
کد خبر: 953733  |  مشاهده خبر در منبع اصلی: خبرگزاری برنا
گردآوری اخبار بوسیله ربات جستجوگر پارست
راجع به ربات پارست بیشتر بدانید
به اشتراک بگذارید

آخرین خبرهای اجتماعي

جان باختن مرد جوان هنگام سرویس کولرآبی آفتاب نیوز  ۲۰ دقیقه پیش

آفتاب‌‌نیوز : ساعت 7:40 صبح امروز پس از تماس شهروندان با سامانه 125 مبنی بر برق‌گرفتگی مرد جوان، ستاد فرماندهی سازمان آتش‌نشانی تهران بلافاصله آتش‌نشانان ایستگاه 16 را به خیابان خلیج‌فارس، خیابان ابوسعید شرقی، خیابان فلاح‌زادگان اعزام کرد.یوسف رستمی؛ رئیس ایستگاه 16 درباره جزئیات این حادثه اظهار کرد:...

درآمد میلیونی سلبیریتی ها از صفحات مجازی شبکه ایران  ۲۵ دقیقه پیش

ایران آنلاین /عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور بااشاره به درآمدهای سلبریتی‌ها در فضای مجازی گفت: سلبریتی‌ها در ایران از ۳۵ تا ۱۵ میلیون تومان می گیرند و در اینستاگرام پست می‌گذارند که این مبلغ برای تلگرام ۱۰ میلیون است.  امیر ناظمی، در سلسله نشست‌های "رسانه،...

نامه‌نگاری برای حذف پرداخت «نیم عشر دولتی» محکومان جرایم غیرعمد شبکه ایران  ۲۵ دقیقه پیش

ایران آنلاین /سید اسدالله جولایی با تقدیر از همیاری برخی محاکم در راستای حبس زدایی از زندان‌ها گفت: هرچند قانون معافیت از پرداخت نیم عشر برای محکومان به پرداخت مهریه در اسفند سال ۷۹ به تصویب رسید و این موضوع با جدیت مسئولین قضایی و دغدغه شخصی برخی از مسئولین نظام در قانون بودجه‌ سال ‌١٣٨٠...

امسال پس از سال‌ها، پارک ملی توران خالی از دام اهلی خواهد بود خبرگزاری فارس  ۴۳ دقیقه پیش

به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری فارس، حمید میرزاده سخنگوی پویش مردمی یوز تا ابد اعلام کرد: با خروج بهره‌برداران دو مرتع دیگر در محدوده پارک ملی توران، تاکنون 7500 واحد دامی از این پارک ملی خارج شده است.وی افزود: علاوه بر این بهره‌برداران، با بقیه دامداران این محدوده نیز توافق‌هایی حاصل...

۴ مدیر وزارت صنعت بازداشت شدند/ در بحث ثبت سفارش قطعاً تخلف شده است خبرگزاری فارس  ۴۳ دقیقه پیش

به گزارش خبرنگار قضایی فارس، حجت الاسلام والمسلمین غلامحسین محسنی اژه ای در حاشیه جلسه مسئولان عالی قضایی، درباره پرونده های اخیر سکه، ارز و خودرو افزود: قرار شد در این دسته از پرونده ها معاون اول قوه قضاییه با همکاری دادستان کل کشور به موضوع رسیدگی، هماهنگی و همکاری کنند. وی گفت: در این خصوص اقداماتی...

چشم­‌انداز امید اجتماعی در برخی استان‌ها پایین است آنا  ۴۴ دقیقه پیش

معاون مرکز رصد اجتماعی وزارت کشور  گفت: میانگین مطلوبی از امید اجتماعی در کشور وجود دارد، اما پراکندگی آن در کشور متفاوت است و در برخی استان‌­ها ارزیابی وضعیت حال و چشم­‌انداز مطلوب نسبت به آینده پایین است. به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری...

تعمیر کولر آبی، جان مرد جوان را گرفت ستاره ها  ۱ ساعت پیش

آتش نشانی: رعایت نکردن اصول ایمنی در هنگام سرویس کولر آبی، جان مرد 26 ساله را گرفت. این حادثه ساعت 07:40 امروز دوشنبه در خیابان خلیج فارس، خیابان ابوسعید شرقی، خیابان فلاح‌زادگان رخ داد و مردجوان که برای سرویس کولر آبی به پشت بام خانه دو طبقه رفته بود، دچار برق گرفتگی شد. آتش‌نشانان مرد...

قدیمی‌ترین کارخانه قند خاورمیانه در کهریزک ستاره ها  ۱ ساعت پیش

به گزارش ستاره ها به نقل از خبرگزاری ایرنا: کارخانه قند کهریزک قدیمی ترین کارخانه قند خاورمیانه که میراث اولیه صنعت نوین می باشد . به‌ عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. این کارخانه از توابع شهرستان ری مربوط به دوره قاجار و در سال 1273 خورشیدی توسط مهندسان بلژیکی ساخته و با قدیمی...

آموزش، اولویت جدی در مرزبانی است ایلنا  ۱ ساعت پیش

آموزش، اولویت جدی در مرزبانی استبه گزارش ایلنا به نقل از پایگاه خبری پلیس، سردار قاسم رضایی  فرمانده مرزبانی ناجا در دومین جلسه شور ستادی فرماندهی مرزبانی ناجا با تبریک ایام دهه کرامت، اظهار داشت: امیدوارم همکاران و هم‌سنگرانم در مرزبانی، از فیوضات ایام عزیز و بزرگ دهه کرامت بهره‌مند شوند و در زندگی شاد و سرافراز باشند. وی...

راهبردهای تنوع و افزایش درآمد دانشگاه‌ها ارائه شد ایلنا  ۱ ساعت پیش

راهبردهای تنوع و افزایش درآمد دانشگاه‌ها ارائه شدبه گزارش  ایلنا به نقل از وزارت علوم، سومین نشست کارگروه «طراحی مدل جامع درآمدزایی دانشگاه‌ها و تنوع بخشی به منابع آموزش عالی» با حضور محمدتقی نظرپور معاون اداری، مالی و مدیریت منابع وزارت علوم برگزار شد. شرکت‌کنندگان در این نشست، ضمن بررسی چالش‌ها و ارائه راهکارها به...

ارسال برای دوستان

پخش اخبار زنده