تعداد بازدید: ۳۰
تاريخ انتشار: شنبه،۳۰ دی ۱۳۹۶
ساعت انتشار: ۰۷:۴۸
حال و هوای خیابان جمهوری در سالمرگ پلاسکو/ روزی که در خود فرو ریختیم

شفقنا- «راهمون سد شده، چیزی نمی‌بینیم، همه جا رو دود گرفته، آتیش به ما نزدیک شده، نمی‌تونیم مهارش کنیم، باید ساختمون رو ترک کنیم…» جمله‌ها ناتمام می‌ماند و صدای آتش‌نشانان پشت بی‌سیم، برای همیشه خاموش می‌شود. پلاسکو در خودش سوخت و فرو ریخت. ماهم با پلاسکو سوختیم و در خود آوار شدیم.حمید حاجی‌پور در روزنامه ایران نوشت، حالا یک سال از آن روزهای دردناک می‌گذرد و من مقابل مزار پلاسکو ایستاده‌ام. با تماشای جای خالی‌اش، دلم سخت می‌گیرد. نه صدایی، نه جوششی و نه جانی! خاطره آتش و دود، سینه‌ام را تنگ می‌کند، به خس خس می‌افتم. صدای بیل مکانیکی و بولدوزر کلافه‌ام می‌کند. انگار دوباره پرتم کرده‌اند به کابوسی که برایم تمامی ندارد.همه آن شب‌‌ها و روزها جلوی چشمم می‌آید. آتشی که از زیر صدها تن آهن و سیمان زبانه می‌کشد. بولدوزرهایی که بی‌محابا کار می‌کنند و لاشه‌های فلزی را بیرون می‌کشند. سگ‌هایی که روی تلی از آوار بو می‌کشند تا شاید کسی را زنده بیابند. آدم‌هایی که پشت میله‌های فلزی محوطه عملیات، قطار شده‌اند تا ببینند چه می‌شود. آتش‌نشانانی که امیدشان به یأس تبدیل شده، گریه‌ مردی که سرش را به دیوار گذاشته و با آجرهای قرمز دود گرفته درددل می‌کند. توقف عملیات و خاموش شدن ماشین‌هایی که پیام می‌دهد پیکری از زیرآوار بیرون آمده، پیکری که…هنوز آن نگاه‌های یخ‌زده مادران و همسران آتش‌نشانان محبوس مقابل چشمم است و صدای آتش‌نشانی در گوشم که می‌گفت: «بنویس آتش نگذاشت، بنویس کسی صدایشان را نشنید، بنویس دستشان خالی بود، بنویس دستور خروج ندادند! بنویس…»از پلاسکو خرابه‌ای بیش باقی نمانده با دیوارهای سیمانی بی‌روحی که قاب عکس ۱۶ آتش‌نشان شده. گویی زخم‌های پلاسکو را با دیوار سیمانی پوشانده‌اند. عابران برمی‌گردند و سلام می‌دهند. باورش سخت است زمانی این خرابه برجی ۱۳ طبقه‌ به عنوان شناسنامه چهارراه استانبول بود. از پلاسکو حالا خرابه‌ای ۵ طبقه‌ مانده که تماشایش روح هر رهگذری را خراش می‌دهد.پیرمرد ریزجثه‌ای با کلاه بارتایی مقابل قاب آتش‌نشان‌ها می‌ایستد و فاتحه‌ای برایشان می‌خواند. «آقامیرزا» مغازه‌اش چند کوچه پایین‌تر از اینجاست. هر غروب که به خانه می‌رود، لحظه‌ای می‌ایستد و برای جانباختگان فاتحه‌ای می‌خواند: « کاری از دستم برنمی‌آد جز اینکه براشون فاتحه‌ای بخونم. پلاسکو چشم و چراغ منطقه بود. از زمانی که سوخت و ریخت پایین، برکت این خیابون رو هم با خودش برد. دلم برای خانواده‌های آتش‌نشان‌ها و اون چندنفری که جونشون رو از دست دادند خیلی می‌سوزه. باور می‌کنی که هر وقت توی تلویزیون و روزنامه عکس‌هاشون رو می‌بینم گریه‌ام می‌گیره؟»با خودم قرار می‌گذارم مثل چهلم آتش‌نشانان همه چیز را ثبت کنم. درست مثل یک دوربین. مثلاً از کنجکاوی ۳ نوجوان ۱۷ – ۱۶ ساله که به نوبت روی بلوک بتونی می‌روند و داخل محوطه را می‌بینند و فیلمی از آن می‌گیرند تا نگاه عابران و پا سست کردن‌شان موقع تماشای جای خالی پلاسکو و عکس آتش نشانان.یکی از ۳ نوجوان می‌گوید ۳– ۲ روز بیشتر به سالمرگ پلاسکو نمانده و عکس و فیلم می‌گیرد برای اینستاگرامش. آن یکی همراه با توضیحی کوتاه فیلم می‌گیرد برای گزارشگر آن طرف آبی. بعد جایی که دیوار به داخل شکم داده، می‌ایستند و عکس سلفی می‌گیرند.زن میانسالی همراه دختر ۱۰ ساله‌اش وقتی به دیوار پلاسکو می‌رسند نگاهی به عکس آتش‌نشان‌ها می‌اندازند و مادر برای لحظاتی می‌ایستد و ساختمان نیمه‌ فروریخته را تماشا می‌کند. سرش را تکان می‌دهد و به دخترش می‌گوید: «یادت میاد پارسال از اینجا برات کاپشن خریدم؟» و دختر سر تکان می‌دهدبه نشانه تأیید: « یادش بخیر، دم عیدی با شوهر و بچه‌ها پلاسکو می‌اومدیم. لباس‌های دختر و پسرهامو از اینجا می‌خریدیم. هر وقت برای خرید میام چهارراه استانبول دلم می‌گیره. خیلی از پلاسکو خاطره دارم. حیف شد که از بین رفت. معلوم هم نشد که چه طوری سوخت، چی شد ریخت؟ کسی هم نیومد درست و حسابی بگه چی شده.»غروب زمستان است و فضای اطراف پلاسکو سرد و دلگیر. سوز سرما مرا از دل انبوهی از تصاویر درهم و برهم و صدا و ضجه‌ها بیرون می‌کشد. انگار کم کم بوی دود و آتش از شش‌هایم خالی می‌شوند و بوی قهوه‌ برزیلی که خیابان را پر کرده جایش را می‌گیرد. گویی تازه صدای فروشنده‌ها را می‌شنوم که فریاد می‌کشند: «بدو حراجه! انواع و اقسام بافت زمستونی از ۱۵ تا ۲۵ هزار تومن. کاپشن، بارونی فقط ۸۰ هزار.»در بلبشوی دم غروبی مرد میانه ‌قدی که سپیدی در موهایش دویده، بی‌اختیار می‌ایستد و چند دقیقه‌ای زل می‌زند به جای خالی پلاسکو آنقدر که کنجکاوم می‌کند. از او می‌پرسم پلاسکو او را یاد چه چیزی می‌اندازد؟ اسمش منوچهر است و لایه‌فروشی دارد، می‌گوید: «تا پارسال هفته‌ای دوبار اینجا می‌اومدم دنبال حساب و کتاب و طلب‌هام. خیلی از کاسب‌های پلاسکو منو می‌شناختن. برو بیایی داشتیم. حیف این ساختمون که اینطوری آتیش گرفت و هیچی ازش نموند. کاسب‌هاش بدبخت شدند. داشتم پلاسکو رو توی ذهنم تصور می‌کردم که کدوم طبقه مغازه کی بود!»سالمرگ پلاسکواست و هر از گاهی کسی موبایلش را بیرون می‌آورد و عکسی به یادگار از آن می‌گیرد. زن و مردی جوان، سرگردان میان دیدن جای خالی ساختمان و عکس گرفتن، تصمیم می‌گیرند جلوتر بیایند و در این گرگ و میش هوا، از درز در فلزی، داخل را ببینند. تهرانی نیستند و تصاویر آتش‌سوزی و فرو ریختن پلاسکو را از تلویزیون دیده‌‌اند. مرد جوان می‌گوید پلاسکو برایش از دور نشانه‌ای بوده برای رسیدن به چهارراه استانبول: «وقتی پلاسکو ریخت و آتش‌نشان‌‌ها زیر آوار ماندند برای همدردی با آنها مقابل آتش‌نشانی شهرمان شمع روشن کردیم. حادثه تلخی بود و حالا آتش‌سوزی نفتکش سانچی و غرق شدنش خیلی ناراحتمان کرده. انگار دی ماه برای ما خوش یمن نیست.بم و پلاسکو و حالا هم نفتکش.»همسرش می‌پرد توی حرف شوهرش: «آقا شما که خبرنگار هستین و از ماجرا خبر دارین، می‌دونید چرا پلاسکو آتیش گرفت؟ توی شهر ما شایعه شده‌ بود چند نفر از مغازه‌دارها بدهکار بودن و برای اینکه از شر طلبکارها خلاص بشن، مغازشون رو آتیش زدن. یکسری‌ها می‌گفتن که کار داعش بوده. فیلمی هم دراومد که مردی داره عربی حرف می‌زنه و از آتیش گرفتن پلاسکو فیلم می‌گیره. شما بگین واقعیت چی بوده؟»موتورسواری می‌راند داخل پیاده‌رو. به سرنشینش که جوان افغان است، می‌گوید: «هی می‌گی پلاسکو پلاسکو، بیا اینم پلاسکو. اینجا قبلاً بازار لباس بود. آتیش گرفت و ۱۳ طبقه ساختمون اومد پایین. ۲۲ نفر زیرش موندن و یکیشون هم زنده نموند. حالا دیدی؟ بریم؟»۱۶ آتش‌نشان توی قاب دیوار هنوز به من و رهگذران نگاه می‌کنند. آنها به دیوار سیمانی بی‌روح جان می‌بخشند تا کسی فراموش‌شان نکند. صدای اذان مغرب از مسجد «هدایت» بلند می‌شود با لحنی که انگار داغدار همسایه‌ باشد. وقت رفتن من هم فرا می‌رسد؛ مزار پلاسکو را با بوی قهوه تند و ساختمان‌های غمزده استانبول ترک می‌کنم.نیم نگاههمه آن شب‌‌ها و روزها جلوی چشمم می‌آید. آتشی که از زیر صدها تن آهن و سیمان زبانه می‌کشد. بولدوزرهایی که بی‌محابا کار می‌کنند و لاشه‌های فلزی را بیرون می‌کشند. سگ‌هایی که روی تلی از آوار بو می‌کشند تا شاید کسی را زنده بیابند. آدم‌هایی که پشت میله‌های فلزی محوطه عملیات، قطار شده‌اند تا ببینند چه می‌شود. آتش‌نشانانی که امیدشان به یأس تبدیل شده، گریه‌ مردی که سرش را به دیوار گذاشته و با آجرهای قرمز دود گرفته درد دل می‌کند. توقف عملیات و خاموش شدن ماشین‌هایی که پیام می‌دهد پیکری از زیرآوار بیرون آمده.پیرمرد ریزجثه‌ای با کلاه بارتایی مقابل قاب آتش‌نشان‌ها می‌ایستد و فاتحه‌ای برایشان می‌خواند. «آقا میرزا» مغازه‌اش چند کوچه پایین‌تر از اینجاست. هر غروب که به خانه می‌رود، لحظه‌ای می‌ایستد و برای جانباختگان فاتحه‌ای می‌خواند: « کاری از دستم برنمی‌آد جز اینکه براشون فاتحه‌ای بخونم. پلاسکو چشم و چراغ منطقه بود. از زمانی که سوخت و ریخت پایین، برکت این خیابون رو هم با خودش برد. دلم برای خانواده‌های آتش‌نشان‌ها و اون چندنفری که جونشون رو از دست دادند خیلی می‌سوزه.

کد خبر: 975936  |  مشاهده خبر در منبع اصلی: شفقنا
گردآوری اخبار بوسیله ربات جستجوگر پارست
راجع به ربات پارست بیشتر بدانید
به اشتراک بگذارید

آخرین خبرهای اجتماعي

آتش سوزی مهیب در جاده خاوران ستاره ها  ۴۰ دقیقه پیش

خبرآنلاین نوشت: پدر این حادثه سه باب مغازه با کاربری صافکاری، نقاشی و مکانیکی در مجاورت هم دچار آتش سوزی شده و کاملا شعله ور بودند به طوری که شعله های آتش از فاصله دور نمایان بود.      

اعلام ساعت کار میادین و بازارهای میوه و تره‌بار در نیمسال دوم ایلنا  ۴۳ دقیقه پیش

اعلام ساعت کار میادین و بازارهای میوه و تره‌بار در نیمسال دوم به گزارش ایلنا، از روز یک شنبه، اول مهر میادین و بازارهای میوه و تره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بار از ساعت ۸ تا ۱۳ و از ساعت ۱۴ و ۳۰ دقیقه تا ۱۹ مشغول به کار خواهند بود. میادین و بازارهای میوه و تره‌‌‌‌بار در روزهای جمعه و ایام تعطیل نیز از...

برق جان 23 نفر را طی ۴ ماه در پایتخت گرفت ستاره ها  ۲ ساعت پیش

به گزارش ستاره ها به نقل از اداره کل پزشکی قانونی استان تهران اعلام کرد: در چهار ماه نخست سال‌جاری 23 نفر در اثر برق گرفتگی جان خود را از دست داده‌اند که این رقم در مقایسه با مدت مشابه سال 96 که تعداد فوت شدگان در اثر برق گرفتگی 34 مورد اعلام شده بود 32 درصدکاهش یافته است. طبق این گزارش...

آمادگی کامل شرکت بهره‌برداری متروی تهران و حومه برای مهرماه ایلنا  ۲ ساعت پیش

آمادگی کامل شرکت بهره‌برداری متروی تهران و حومه برای مهرماهبه گزارش ایلنا، فرنوش نوبخت با بیان اینکه اقدامات و برنامه‌‌‌‌‌ریزی‌‌‌‌های لازم برای طرح استقبال از مهر در شرکت بهره برداری متروی تهران و حومه از مدتی پیش آغاز شده است، گفت: استفاده حداکثری از توان مترو، آمادگی برای اعزام قطارهای فوق‌العاده در زمان‌های...

هیچ پروژه عمرانی بلاتکلیفی در شهر وجود ندارد ایلنا  ۲ ساعت پیش

هیچ پروژه عمرانی بلاتکلیفی در شهر وجود ندارد به گزارش ایلنا، سید محمدعلی افشانی که در حاشیه بازدید میدانی از پروژه احداث ادامه شمالی بزرگراه شهید صیاد شیرازی سخن می‌‌‌‌‌‌‌گفت، با اشاره به بازدید ماه قبل خود از این پروژه مهم عمرانی، میزان پیشرفت عملیات اجرایی طی یک ماه گذشته را قابل ملاحظه دانست و ابراز امیدواری...

پیام تسلیت سردار کمالی به مناسبت شهادت سربازان در حمله تروریستی اهواز تسنیم  ۲ ساعت پیش

به گزارش خبرنگار انتظامی خبرگزاری تسنیم به دنبال حمله تروریستی صبح امروز به محل برگزاری رژه نیروهای مسلح و شهادت تعدادی از مردم، سربازان و نیروهای مسلح در این حمله تروریستی، سردار موسی کمالی، رئیس اداره سرمایه انسانی سرباز ستادکل نیروهای مسلح در پیامی، این حادثه تروریستی را محکوم و شهادت این عزیزان و...

آخرین جزئیات از مجروحین و شهدای حادثه تروریستی اهواز تسنیم  ۲ ساعت پیش

به گزاش سلامت خبرگزاری تسنیم، پیرحسین کولیوند اظهار داشت: اورژانس خوزستان و دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز، خدمات درمانی مورد نیاز مجروحین حادثه تروریستی امروز اهواز را به خوبی و با سرعت مناسبی ارائه داده اند و در حال حاضر تعدادی از مجروحین، از بیمارستانهای اهواز ترخیص شده اند.سرپرست سازمان اورژانس...

پاسخ بطحایی به شائبه‌های صندوق ذخیره فرهنگیان/آخرت را به دنیا نمی‌فروشم شبستان  ۲ ساعت پیش

پاسخ بطحایی به شائبه‌های صندوق ذخیره فرهنگیان/آخرت را به دنیا نمی‌فروشم  به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری شبستان، سیدمحمد بطحایی در بخش دوم سخنرانی خود در نشست امروز (31 شهریورماه 1397) در پاسخ به پرسش خبرنگار شبستان مبنی بر اینکه آیا طرح نشاط سازی مدارس با وجود مشکلاتی که در مدارس وجود دارد قابل اجرا است، گفت: هیچ وقت نمی توانیم به امید رسیدن شرایط مطلوب طرح های...

ارسال برای دوستان

پخش اخبار زنده