جستجو در اخبار :
عکسهای جدید نیوشا ضیغمیعکس های منتخب شب های قدرطراحی های زیبا و هنری با غذاهاعکس های طنز و دیدنی (39)عکس های هدیه تهرانی (7)طراحی های زیبا و هنری با غذاهاعکس های جدید بهنوش طباطباییشب یلدا با هنرمندان

پربیننده‌های روز گذشته

پربیننده‌های هفته گذشته

پربیننده‌های ماه گذشته

پربیننده‌ترین خبرهای ٤ ساعت گذشته

پربیننده‌ترین خبرهای ١٢ ساعت گذشته

پربیننده‌ترین خبرهای ٢٤ ساعت گذشته

این سایت را به دوستان خود معرفی کنید
  :نام شما
:ایمیل
در خبرنامه پارست عضو شوید
:ایمیل

          اشعار

جستجو در اشعار:
١٨   تعداد ابیات این شعر: مولوي شاعر:
خبرت هست که دي گم شد و تابستان شد
خبرت هست که در شهر شکر ارزان شد
زير لب خنده زنانند که کار آسان شد
خبرت هست که ريحان و قرنفل در باغ
در سماع آمد و استاد همه مرغان شد
خبرت هست که بلبل ز سفر بازرسيد
مژده نو بشنيد از گل و دست افشان شد
خبرت هست که در باغ کنون شاخ درخت
سرخوش و رقص کنان در حرم سلطان شد
خبرت هست که جان مست شد از جام بهار
خبرت هست که گل خاصبک ديوان شد
خبرت هست که لاله رخ پرخون آمد
شحنه عدل بهار آمد او پنهان شد
خبرت هست ز دزدي دي ديوانه
تا زمين سبز شد و باسر و باسامان شد
بستدند آن صنمان خط عبور از ديوان
هر يک امسال به زيبايي صد چندان شد
شاهدان چمن ار پار قيامت کردند
کانجم چرخ نثار قدم ايشان شد
گلرخاني ز عدم چرخ زنان آمده‌اند
غنچه طفل چو عيسي فطن و خط خوان شد
ناظر ملک شد آن نرگس معزول شده
باز آن باد صبا باده ده بستان شد
بزم آن عشرتيان بار دگر زيب گرفت
باغ‌ها آينه سر دل ايشان شد
نقش‌ها بود پس پرده دل پنهاني
آينه نقش شود ليک نتاند جان شد
آنچ بيني تو ز دل جوي ز آيينه مجوي
کفرهاشان همه از رحمت حق ايمان شد
مردگان چمن از دعوت حق زنده شدند
زانک زنده نتواند گرو زندان شد
باقيان در لحدند و همه جنبان شده‌اند
من دهان بستم کو آمد و پايندان شد
گفت بس کن که من اين را به از اين شرح کنم
گر خلاصه ز شما در کنف کتمان شد
هم لب شاه بگويد صفت جمله تمام
ارسال برای دوستان

زندگینامه شعرا و دانشمندان

پیر شدن چگونه اتفاق می افتد ؟گروهی از محققان مرکز ملی تحقیقان سرطان اسپانیا اقدام به انتشار یک مقاله......
  وضعیت آب و هوا  
 

دما: ۱۷سانتیگراد
وضعیت هوا: صاف
 امروزفردا
حداقل: ۱۴۱۵
حداکثر: ۲۴۲۶