اس ام اس

اس ام اس تنهایی صفحه ۱
درد غریبیست تنهایی و بی کسی ، امان از دلی که دلبر ندارد . . .
تحمل تنهایی بهتر از گدایی محبت است . . .
هیچ کس ویرانیم را حس نکرد ، وسعت تنهایی م را حس نکرد در میان خنده های تلخ من ، گریه پنهانیم را حس نکرد . . .
هر قطره اشک نشان دل شکستگی است ، هر سکوت نشان تنهایی است هر لبخند نشان مهربانی است ، هر پیام نشانی از دل تنگی من برای تو است
دوستی اتفاق است ، جدایی رسم طبیعت ، طبیعت زیباست نه به زیبایی حقیقت ، حقیقت تلخ است ، نه به تلخی جدایی ، جدایی سخت است نه به تلخی تنهایی
شمع و پروانه و بلبل همه جمع اند ، بی رحم ، بیا رحم به تنهایی من کن
کسی که در آغوش غم بزرگ شده ، تنهایی بهترین همدم اوست
آنگاه که تنهایی تو را می آزارد ، به خاطر بیاور که خدا بهترین های دنیا را تنها آفریده
عشق زاییده ی تنهایی است و تنهایی نیز زاییده ی عشق
بیا مثل مرغان آشفته هجرت کنیم / افق را به مهمانی پونه دعوت کنیم بیا مثل پروانه های غریب نیاز / به مهتاب شب های تنهایی عادت کنیم
شب من پنجره ای بی فردا / روز من قصه ی تنهایی ما مانده بر خاک و اسیر ساحل / ماهی ام ، ماهی دور از دریا
کم نامه ی خاموش برایم بفرست / از حرف پرم گوش برایم بفرست دارم خفه می شوم در این تنهایی / لطفا کمی آغوش برایم بفرست
بلندترین شاخه ی درخت ، یک واژه را می فهمد ، و آن هم تنهایی ست
عشق من تو باش ، نه برای اینکه در این دنیای بزرگ تنها نباشم تو باش تا در دنیای بزرگ تنهایی ام تنهاترین باشی
وصال در عشق بس چه دارد حیرانی ، من نگویم رسیدم به وصال اما دیده ام ناله ی عاشقی در تنهایی ، گریان سخن می گفت ، می کرد حق حق و بی تابی ، ای کاش می شد اینگونه عاشق شد
من آن گلبرگ مغرورم نمیمیرم ز بی آبی ولی بی دوست میمیرم در این مرداب تنهایی
رفتی و ندیدی که چه محشر کردم ، با اشک تمام کوچه را تر کردم وقتی که شکست بغض تنهایی من ، وابستگی ام را به تو باور کردم . . .
هرکس به میزانی که تنهایی نیاز دارد عظمت دارد و بی نیاز تر است
من چه تنها و غریبم بی تو در دریای هستی ، ساحلم شو غرق گشتم بی تو در شبهای مستی
می بینی ای لحظه های خالی از احساس تهی می بینی که چه صدای خرد شدن دست های خزان شده اش در دست های تنهایی کسل آور است و تو را نیز بی رمق می کند آه ، پس او چه گوید ؟
و بعد از تو دلم از عطش عشق طغیان کرد ، گاه از دو روزنه ی رخسارم گاه در نگاهی پوچ در تاریکی شب هایم ، گاه در باز دمی اندوهناک که با زحمت از قفس آزاد شده و پایانش خدا را شکر می گویند و گاه در وجودم که به هیچ پایانی نمی رسید مگر ، تنهایی ، تنهایی ، تنهایی
غروب غمهایت را به هر قیمتی خریدارم ، اگر همدم شبهای تنهایی من باشی
در غریبانه ترین لحظه ی تنهایی خود چشمهایم را که در آن دریایی از محبت موج میزند به تو خواهم بخشید تا هیچ گاه به پاکی احساسم شک نکنی
هفت شهر عشق ، شهر اول : نگاه و دلربایی ، شهر دوم : دیدار و آشنایی شهر سوم : روزهای شیرین و طلایی ، شهر چهارم : بهانه ، فکر جدایی شهر پنجم : بی وفایی ، شهر ششم : دوری و بی اعتنایی شهر هفتم : اشک ، آه ، تنهایی
زندگی چون قفس است ، قفسی تنگ پر از تنهایی و چه خوب است دم غفلت آن زندان بان و سپس بال و پر عشق گشودن ، بعد از آن هم پرواز
در زندگی به کسانی دل می بندیم که نمی خواهندمان و از وجود کسانی که می خواهندمان بی خبریم ، شاید این باشد دلیل تنهایی مان
تو تو عشق من ، امید من بودی / تو میراثی از دل تنگم بودی تو رفتی و من ماندم و تنهایی / تو دفتر خاطرات قشنگم بودی . . .
آنگاه که تنهایی تو را می آزارد ، به خاطر بیاور که خدا بهترین های دنیا را تنها آفریده !
تورا به یاد آن روز ، تورا به یاد گلبرگ های خشک آن روز خشکیده تورا به روز اول بار دیدنت ، تورا به اولین نگاه عاشقانه تورا به یاد باران روز نیامده ات ، تورا به تنهایی روز رفتنت تورا به باران روز برگشتنت ، تنهایم مگذار دیگر . . .
نرو تنهام نزار با درد و غم هام / اگه چه دلخوری از خیلی حرفام به قرآنی که از سایش گذشتم / به مرگ هر دوتامون خیلی تنهام . . .
من به اندازه چشمان تو غمگین ماندم و به اندازه هر برق نگاهت نگران ، تو به اندازه تنهایی من شاد بمان . . .
تنهایی و دل تنگی هایتان را پیشفروش نکنید. فصلش که برسد به قیمت میخرند
باختم در عشق اما باختن تقدیر نیست ، ساختم با درد تنهایی مگر تقدیر چیست ؟
وفای اشک را نازم که در شبهای تنهایی ، گشاید بغض هایی را که پنهان در گلو دارم . . .
در حسرت دیدار تو ام گفتم تا بدانی / از من تا تو صد سال راه است و جدایی حال شب است و غم و تنهایی / افسوس که نیست برایمان هیچ راه وصالی . . .
آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت ، در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد ، طعنه ای بر در این خانه تنها زد و رفت . . .
به همان قدر که چشم تو پر از زیبایی است بی تو دنیای من ای دوست پر از تنهایی است . . .
تو باش ، نه به این خاطر که در این دنیای بزرگ تنها نباشمتو باش ، تا در دنیای بزرگ تنهاییم ، تنها ترین باشی . . .
بس که دیوار دلم کوتاه است ، هرکه از کوچه تنهایی ما می گذرد به هوای هوسی هم که شده ، سرکی می کشد و می گذرد . . .
دست بر شانه هایم میزنی تا تنهایی م را بتکانی به چه می اندیشی ؟ تکاندن برف از روی شانه آدم برفی
و چه لذتی است در تنهایی باور نداری ؟ از خدا بپرس . . .
این روزها که می گذرد یک ترانه تلخ قصه ی تنهایی های مرا می سراید سمفونی گوش خراشی است روزهاست پنبه دگر فایده ندارد ……باید باور کنم تنهایم
نکند یوسف عمرم رود از مصر خیالت / باز آواره ی تنهایی چاهم بکنی . . .
وسعت درد فقط سهم من است ، باز هم قسمت غم ها شده ام ، دگر آیینه ز من با خبر است ، که اسیر شب یلدا شده ام ، من که بی تاب شقایق بودم ، همدم سردی یخ ها شده ام ، کاش چشمان مرا خاک کنید ، تا نبینم که چه تنها شده ام . . .
نرو تنهام نذار با درد و غم هام / اگر چه دلخوری از خیلی حرفام. به قرآنی که از سایه اش گذشتم / به جون هر دوتامون خیلی تنهام . . .
شب من پنجره ای بی فردا / روز من قصه ی تنهایی ما مانده بر خاک و اسیر ساحل / ماهی ام ماهی دور از دریا . . .
تنهایی استخوان سوز است ، حتی در عاشقانه ترین ساعتها . . .
بوی دلتنگی میدهم… حتی بهار هم پیله ی تنهایی ام را به روی پروانه هایش نمی گشاید . . .
درویش کوچه های تنهاییم ، کاسه گدایی مرا ، سکه ی نگاه توکافیست
همیشه آدم وقتی به همدیگه فکر میکنن که تنها میشن کسی واقعا عاشقه که وقتی همه پیششن به اونی فکر میکنه که رفیق تنهایی هاشه . . .
ارسال برای دوستان

پخش اخبار زنده