اس ام اس

اس ام اس جدایی و خدا حافظی صفحه ۱
همیشه سخت ترین کلمه است برای بازگفتن… بر لب که بیاید دیگر باید رفت ! … می روی ؟
ببین مرا چه گونه جادو کردی ؟ هنوز هم نمی توانم آن گونه که بودم ، باشم . هنوز هم نمی توانم – روزها بعد از نبودنت انسان دیگری را آنگونه که تو را ساختم برای خود بسازم سخت ست اما خداحافظ
از دست دادمت ، به راحتی یک نفس ، به آسانی یک پلک ، سخت ست ؛ ولی انگار باید بگویم .ای تمام آن چه دارای ام بودی در این روزگار سخت ، خداحافظ .
گفتی خدا حافظ گفتم نمی خواهی مرا؟ باشد نخواه اما ای کاش می گفتی چرا؟
خدا حافظپیام منکلام منخدا حافظ تو ای تنها سلام منخداحافظ طلوع من غروب من تو ای محبوب خوب من
به سرنوشت بیندیش که چگونه تصویر گر جدایی هاست برمن خرده مگیر چراکه جبر زمانه از آغاز هر زمانه از آغاز هر سلامی بدرود میرسد
گل مریم گل مظلوم و پر دردم نشد با این تن زخمی به آغوش تو بر گردم نشد تا بغض چشمات رو به خواب قصه بسپارم از این فصل سکوت و شرم غم بارون رو بردارم
تو این رویای سر در گم خدا حافظ گل گندم تو هم بازیچه ای بودی تو دست سرد این مردم گل پونه که بارونی نمیتونه طلسم رو بر داره از این پاییز دیوونه
گل لادن تموم عاشقا باختند ببین گریه هام از عشق چه زندونی برام ساختن خدا حافظ گل پونه گل تنهای بی خونه لا لایی ها دیگه خوابی به چشمونم نمی شونه
از زندگیت بیرون میروم برای همیشه مثل همیشه عقربه ها نمیزارن حرف بزنم . خیلی دیره . میدونستم دیر میشه . اینو از همون سلام اول فهمیدم تا دیر نشده . . .
اگه گفتم ، نه اینکه رفتنت ساده است نه اینکه می­شه باور کرد دوباره آخر جاده است خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا
گفتی محبت کن برو / باشد ولی رفتم که تو باور کنی / دارم محبت می کنم . . .
میشه مثل یه قطره اشک بعضیا رو از چشمت بندازی ولی هیچ وقت نمی تونی جلوی اشکی رو بگیری که با خدا بعضی ها از چشمت جاری میشه . . .
ای کاش نبود یا به دنبالش جدائی ها نبود یا مرا با او نمی کردی آشنا یا مرا از او نمی کردی جدا . . .
باور کن که نیازی نیست به یاد کسی که نیست اولش ، بعد دردناک ، و بعد آزاد و رها و شاد . . . فراموش می کنم خدا حافظ
رفتی اما من پنجره را تا قیامت باز میگذارم مگر یک روز از خم کوچه نمایان شوی وبرایم دستی تکان دهی . . .
از تو تنها یک حس مانده با من امشب که تو را گم بکنم پیش بیهودگی احساسم آخرین بار، سلام . آخرین بار، خدا حافظ . . .
نمیتونم ببخشمت / دور شو برو نبینمت تیکه ای بودی از دلم / گندیدی و بریدمت حافظ . . .
قصه به پایان رسید و من همچنان در خیال چشمان سیاه تو ام که ساده فریبم داد ! قصه به پایان رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم
برو ای خوب من ، هم بغض دریا شو ، خداحافظ ! برو با بی کسی هایت هم آوا شو ، ! تو را با من نمی خواهم که « ما » معنا کنم دیگر … برو با یک « من» دیگر بمان « ما » شو ، خداحافظ !
…پایان راه کاملاً پیداست! می دهم قابش کنند کنایه هایت را به رسم یادگاری. و به همان دیوار میاویزمش! جای همان دستخط تماشائی . . .
می‌روم شاید کمی حال شما بهتر شود می‌گذارم با خیالت روزگارم سر شود برای همیشه
ای که از اول جاده به سکوت شدی گرفتار / منو از خاطره کم کن ٬ تا ابد خدا . . .
میرم ولی بدون یکی / خیلی تو رو دوست داره یکی که از دوریه تو / سر به بیابون میزنه عزیزم / خدانگهدار عزیزم دارم میرم از این دیار / اینجا کسی منو نخواست تو هم منو تنها بذار
میرم ولی این و بدون / چشم میشینم میرم ولی گریه نکن / نذار از عشقت بمیرم اگر توو اوج بیکسی / با عکست آروم بگیرم . . . یه عالمه اس ام اس خداحافظی در لینک زیر
عزیزم اما نمیشه باورم / توی چشام نگاه نکنی این لحظه های آخرم آخه چطور دلم بیاد / چشماتو گریون ببینم . . .
خداحافظ طلوعم / خداحافظ غروبم تو ای تنها امیدم / خداحافظ تو ای تنها امیدم . . .
پرستو ها چرا پرواز کردید / جدایی را شما آغاز کردید خوشا آنانکه دلداری ندارند / به عشقو عاشقی کاری ندارند خداحافظ برای تو رهایی / برای من فقط درد جدایی برای تو چه آسان / ولی قلبم ز واژه اش چه سوزان خداحافظ
ای قصه ی عاشقانه خداحافظ ای آبی روشن دل خداحافظ ای عطر شعر شبانه خداحافظ ای همنشین همیشه خداحافظ ای داغ بر دل نشسته تو تنها نمی مانی ای مانده بی من تو را می سپارم به دل های خسته
روزی صد بار با هم خداحافظی کردیم اما افسوس معنای را زمانی فهمیدم که تو را به خدا سپردم . . .
حالا که رفتنی شده ای طبق گفته ات / باشد، قبول…لااقل این نکته را بدان: آهن قراضه ای که چنان گرم گرم گرم در سینه می تپید، دلم بود… نا مهربان..
، تو ای همپای شب های غزل خوانی / خداحافظ ، به پایان آمد این دیدار پنهانی خداحافظ ، بدون تو گمان کردی که می مانم / خداحافظ ، بدون من یقین دارم که می مانی !
و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد / و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد چگونه بگذرم از عشق ، از هایم ؟ / چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟
شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم / خداحافظ ، ولی هرگز نخواهی رفت از یادم ، و این یعنی در اندوه تو می میرم / در این تنهایی مطلق ، که می بندد به زنجیرم
تو که میدانستی با چه اشتیاقی…خودم را قسمت میکنم پس چرا …زودتر از تکه تکه شدنم…جوابم نکردی…برای …خیلی دیر بود…خیلی دیر !!
فکر میکردم آنقدر از نگاهم بیزار شده ای که دور دور رفته ای… اما دور شده بودی تا پا به پا شدنت را نبینم…و اشکهای را !!
از همان ابتدای آشناییمان در هراس چنین روزی بودم و کابوس خداحافظی را میدیدم اکنون شد آنچه نباید میشد خداحافظ دلیل بودنم خداحافظ . . .
ارسال برای دوستان

پخش اخبار زنده