اس ام اس

اس ام اس رحلت امام خمینی صفحه ۱
با رفتن تو ترانه بی‏مفهوم است منظومه عاشقانه بی‏مفهوم است باید که چو ابر روز و شب گریه کنیم لبخند در این زمانه بی‏مفهوم است
زخمی‏که‏ به ‏قلب‏ شیشه‏ هامان‏جاری‏است در خونرگ سبز ریشه ‏هامان جاری است با حنجره بریده هم می‏خوانیم فریاد تو در همیشه ‏هامان جاری است
بر دل من چو می نهی داغ فراق خود چه غم هر چه نهی بنه که من سر با رضات می نهم خون جگر چه می شود، کاسه به کاسه سر به سر از سر مژه می چکد ، قطره به قطره نم به نم
درفراق چهرۀ مـولای خویش نایدازمن هیچ کاری گریه کن چون دهم شرح غم اش را با کسی تا همیشه، سوگواری گریه کن
ذرّات وجود، عاشق روی وی‏اند با فطرت خویشتن، ثناجوی وی‏اند ناخواسته و دلها همگی هر جا که نظر کنند، در سوی وی‏اند
بنویس از غم آیینه و گل بنویس از سپر سینه و گل بنویس عشق دگرگون شده است چهره آیینه گلگون شده است بنویس از غم هجران بنویس باز از داغ جماران بنویس
تو بودی مظهری از استقامت کلامت ثابت و بود با صلابت تو رفتی با دلی آرام به باقی پیامت ماند ولی جای تو خالی
گریه کن ابربهاری گریه کن بامن از این سوگواری گریه کن دل ندارد هجران او بادل من خود به یاری گریه کن
هر کجا پا بنهی حسن وی آنجا پیداست هرکجا سر بنهی سجده‏گه آن زیباست همه سرگشته آن زلف چلیپای ویند در غم هجر رُخش، این همه شور و غوغاست
تنها نه دل و سینه و سر میسوزد خورشید و ستاره و قمر می سوزد هر که به گلزار تو آیم بینم از داغ تو لاله تا سحر می سوزد
تصویر تو را چو خاک در قاب گرفت آئینه شکست و گریه بر آب گرفت ای هم نفسم نماز آیات بخوان! خورشید به گل نشست و مهتاب گرفت
دنیا به عزای تو یتیمانه گریست هر مرد و زن و عاقل و دیوانه گریست من کودک معصوم یتیمی دیدم آنروز چه و غریبانه گریست . . .
افسوس که نو بهار آخر گردید آن باغ پر از شکوفه پر پر گردید اندوه ، اندوه از فراق آن گل کز بوی خوشش جهان معطر گردید . . .
دل به عشق اش داده ام دلداده ام بَهراین دل، دل فکاری گریه کن می رسد خرداد و داد از یاد ِاو کی توانم بردباری، گریه کن . . .
هر دل شد حجله ای برای غم تو / هر دیده چو است در ماتم تو از یاد نرفته ای که دلها با توست / دل نیست مگر دلی که شد همدم تو . . .
می سوخت چو شمع تا سحر در شب مرگ گل از گل رخش در تب مرگ آرامتر از همیشه با یاد خدا گل خنده زد و نهاد لب بر لب مرگ . . .
با آمدنت بهار دل پیدا شد / بلبل به نوا آمد و گلها وا شد ای کاش که رفتنت نمی دیدم من / با رفتن تو قیامتی بر پا شد . . .
تا از تن تبدار زمین روح خدا رفت / بالندگی از همت عنقایی ما رفت آن ابر که گل هم قدم بارش او بود / نکرده عطش دشت، چرا رفت؟
ارسال برای دوستان

پخش اخبار زنده