گنجشک بي احتياط

 

 

 

 

گنجشک

 

من تو حياط خونه

 

گذاشتم آب و دونه

 

تا گنجشکا آب بخورن

 

دون بخورن،

 

يه کم خرده نون بخورن

 

گنجشک ريزه ميزه

 

الآن توي حياطه

 

واي چه بي احتياطه!

 

توي حياط خونه

 

دنبال آب و نونه

 

جيک و جيک و جيک

 

گنجشک

 

دون مي خوره

 

خرده هاي نون مي خوره

 

نمي دونه رو ديوار

 

يه گربه در کمينه

 

داره اونومي بينه

 

گنجشک خبر نداره

 

گربه ي شيطون بلا

 

تو فکر يک شکاره

 

گنجشک

 

منم ميرم توي حياط

 

ميگم آهاي بي احتياط

 

بپر برو که گربه

 

الآنه در کمينه

 

داره تورو مي بينه

 

گنجشک ريزه ميزه

 

گنجشک

 

مي پره روي پشت بوم

 

از اونجا هم پر ميزنه

 

ميره به سوي آسمون

 

گربه ي چاق تپلو

 

ميگه ميو ميو ميو

 

غذاي من کجا رفت؟

 

پر زد و تو هوا رفت

 

 

کودک,کودکان,قصه کودک, قصه کودکان,قصه برای کودک, قصه برای کودکان,گنجشک,قصه گنجشک, شعر گنجشک,قصه جدید,قصه جدید برای کودکان,قصه گنجشک بی احتیاط کودک,کودکان,قصه کودک, قصه کودکان,قصه برای کودک, قصه برای کودکان,گنجشک,قصه گنجشک, شعر گنجشک,قصه جدید,قصه جدید برای کودکان,قصه گنجشک بی احتیاط

ارسال برای دوستان
به اشتراک بگذارید

مطالب مرتبط

قصه زیبای گربه ي تنها
        در يك باغ زيبا و بزرگ ، گربه پشمالويي زندگي مي كرد .او تنها بود . هميشه با حسرت به گنجشكها كه......
قصه كسي كمك من مي كند؟
  كسي كمك من مي كند؟         يك مرغ حنايي كوچولو همراه با دوستانش در مزرعه زندگي مي كرد.دوستان او يك......
قصه کودکانه ملکه گل ها
    روزی روزگاری ، دختری مهربان در كنار باغ زیبا و پرگل زندگی می كرد ، كه به ملكه گل ها شهرت یافته بود......
جادوی مار سفید
      سال ها قبل پادشاهی بود که در علم و دانایی شهره ی جهان بود. هیچ چیز از نظر او پنهان نمی ماند و به......
برای علی اصغر حسین
        برای علی اصغر حسین (ع) کودکی که پر کشید و رفت   خالی است جای کوچکش   خاک کربلا همیشه ماند   تشنه‌ی......
دویدم ودویدم.
        دویدم ودویدم به یک سؤال رسیدم کیه که توی دنیا ماهی می ده به دریا؟ برف و تگرگ می سازه درخت و......
قصه ی آقا غوله و بزهای ناقلا
      داستان ما در یک روز سرد، در یک چمنزار سبز و زیبا اتفاق افتاد. سه بز برادر بودند که با هم در یک......
کتاب قصه ام کو؟
  کتاب قصه ام کو؟ همان كه عكس گل داشت همان كه روی جلدش دو گربه تپل داشت   **********   كنار گربه ها بود دو......
قصه ی رودخانه ی تنها
    یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربان هیچ کس نبود. در کنار یک کوهستان زیبا رودخانه ای وجود داشت که......
قسمت دوم داستان شنل قرمزی
    قسمت قبل داستان شنل قرمری   ادامه داستان:   گرگ صداي پاي شنل قرمزي را شنيد , به سمت تخت مادر بزرگ......

پخش اخبار زنده