به اشتراک بگذارید

مطالب مرتبط

داستان مادر شوهر خوب من
    پدر همسرم سال‌ها پيش، قبل از اين‌كه ما ازدواج كنيم فوت كرده بود. همسرم آخرين فرزند خانواده است و......
داستان زیبای قبر خالی
    براساس یك ماجراى واقعى...   مورچه هاى نگران اطراف سنگ قبرت مى خزیدند و با هر خزش خود نبودنت را به......
داستان زیبای آخه من یک دخترم !!!
    مادرم یک چشم نداشت. در کودکی براثر حادثه یک چشمش را ازدست داده بود. من کلاس سوم دبستان بودم و برادرم......
راهکاری مفید برای حل مشکلات مادردختر
      بزرگ کردن کودکان نشانگر بلوغ یا عدم بلوغ والدین است.در این مقاله سعی می کنیم راهکارهایی برای ......
بهترین راه پولدار شدن
به چه صورت پول خرج کنیم تا مخارج یک ماه تأمین شود : وقتی حقوق ماهیانه تان را گرفتید آن را به......
یك گِل دوست بدتر از هزار سنگ دشمن
    مردی بود دو دختر داشت خیلی از آنها خوب نگهداری می‌كرد، وسواس داشت كه دخترها چون خوشگلند از خانه كمتر......
داستان "لیاقت عشق"
        روزی شیوانا پیر معرفت یکی از شاگردانش را دید که زانوی غم بغل گرفته و گوشه ای غمگین نشسته است.......
داستان عاطفی شقایق
    خیلی ساده اتفاق افتاد. یک روز سرد زمستان یبود. شال و کلاه کرده بودم به سرکار بروم که توی کوچه دیدمش...ساک......
داستان عاطفی حسرت
    دخترک چند روزی بود که پاش شکسته بود و توی خونه مونده بود.از اینکه خونه نشین شده بود ونمی تونست راه......
داستان زیبای هزینه عشق واقعی من به تو
    شبی پسر کوچکی یک برگ کاغذ به مادرش داد. او با خط بچگانه نوشته بود: صورتحساب: کوتاه کردن چمن باغچه......

پخش اخبار زنده

پربیننده ترین خبرها